شه ی د {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد =احمد رازقند رازقندی|تصویر = razgande.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = [[زادروزهای 1فرودین|1344]] ، [[خراسان رضو ی]] ، [[سبزوار]]|شهادت = [[الگو:شهدای30خرداد|1366/03/30]]|وفات = |مرگ = |محل دفن =خراسان سبزوار |مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها = |جنگها = |نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات = |تخصصها = |شغل = |خانواده =}}
تار ی خ تولد :1344/01/01
تار ی خ ==زندگی نامه==شهید احمد رازقندی در سال 1344 در روستای رازقند در خانوادهای مذهبی و مستضعف متولد شد. از اول کودکی علاقهی زیادی به پدر و مادر و خواهران و برادرش داشت. مهر و علاقهی وی زبانزد فامیل و نزدیکان بود. در سن شش شروع به تحصیل کرده و تا پایان دورهی ابتدائی در روستای خود همیشه و در همه حال علاوه بر خواندن درس به پدر و مادر در کارهای کشاورزی و دامداری کمک زیادی مینمود. وی از زمان چهارسالگی همراه پدر به صحرا رفته و بخاطر کمک به پدر در چرای گوسفندان کمک میکرد. در سالهای تحصیلی دوره ابتدائی احمد همیشه بهترین شاگرد کلاس بود. چه از نظر درس و چه از نظر اخلاقی و معلمان وی همیشه از وی به عنوان یک شاگرد کوشا و نمونه یاد میکردند. احمد از همان دوران کودکی با رنج و درد محرومان جامعه به خوبی آشنایی داشت و احساس آنان را با عمق وجودش درک مینمود. بعد از دوران ابتدایی برای ادامهی تحصیل به شهرستان سبزوار رفته و در مدرسه راهنمایی شیخ حسن داورزن شروع به تحصیل نمود. در دوران راهنمایی هم مانند دوران ابتدایی همیشه جزو بهترین شاگردان کلاس بود و خیلی زود در میان بچههای کلاس برای خود جایی باز کرد و دوستان زیادی پیدا کرد. احمد در طول هفته مرتب درس میخواند و پنجشنبهها بعد از ظهر برای کمک به پدر و مادر به روستا باز میگشت و عصر جمعه دوباره به سبزوار برمیگشت. در همان سالهای دورهی راهنمایی بود که موج انقلاب اسلامی به شهرستانها هم نفوذ کرد و احمد که مشتاق عدالت و آزادی و اسلام بود در میان این موج عظیم همراه و همگام با سایر دانش آموزان و مردم به جنبش انقلابی پیوست. کمکهای زیادی در جریان پیروزی انقلاب انجام داد. چسباندن عکس و پوستر امام و اعلامیههای مختلف اسلامی به درب و دیوار خیابانها و مغازهها، شرکت در تظاهرات، تکبیر گویی روی پشت بامها و روشنگری خط امام و مقابله با سم پاشی های رژیم برای مسموم نمودن اذهان مردم نسبت به امام وانقلاب از جمله فعالیتهای شهید دردوران شکل گیری انقلاب بود. با پیروز شدن انقلاب احمد دوران تحصیل دبیرستان را در دبیرستان خدمات فنون بازرگانی با موفقیت به اتمام رساند و در سال 1362 با گرفتن مدرک تحصیلی دیپلم فارغ التحصیل شد.او با نمرهی انضباط 20 و در سال 1363 جهت رفتن به دانشگاه ثبت نام نمود ولی موفق نگردید. در سال 1364 وارد خدمت سربازی گردید. دوران آموزشی را در نزدیکی شهرستان قم در لشکر نیروهای مخصوص سپری نمود و بعد از دوران آموزش راهی میادین جنگ اسلام و کفر گردید. با رفتن به جبهه به آرزوی دیرین خود که همانا جنگیدن با کفرجهانی بود نائل آمد. احمد در جبهههای سردشت در خط مقدم مدت یکسال با دشمنان بعثی به نبرد پرداخت و هیچوقت عجلهای در آمدن به مرخصی نداشت. او در دومین سال خدمت سربازی با اصرار فرماندهی گردان به خط عقب آمد و بعنوان منشی گروهان به خدمت مشغول گردید.ا حمد در دوران خدمت بارها شاهد هجوم و بمباران دشمن بعثی به سرزمینهای اسلامی بخصوص منطقهی سردشت بود و به کرات نزدیک احتمال داشت به درجهی رفیع شهادت : 1366نائل بیاید، ولی با این وجود اواخر سربازی در کنکور دانشگاه شرکت کرد و با موفقیت در این آزمون قبول گردید. حدود چهل روز به پایان خدمت سرباز رشید اسلام مانده بود که در تاریخ 30/03/301366 برای سرکشی و گرفتن آمار از افراد گروهان در منطقهی عملیاتی سردشت به خط اعزام گردید و در بازگشت از خط، دست جنایتکار رژیم عراق با پرتاب گلولهی خمپاره، احمد آن سرباز دلیر را به خاک و خون کشید
محل شهادت : نامشخص==وصیت نامه==
محل آرامگاه با درود فراوان بر شهیدانی که در راه اسلام و انقلاب جان خود را نثار کردهاند. مطلب را آغاز مینمایم با درود بیکران بر چهارده معصوم (ع) و امام خمینی. با سلام و درود بر خانواده گرامی،پدر و مادر عزیزم تنها سعادت و آرامش من در این است که شما از بابت من هیچگونه نگرانی و غصهای نخورید و امیدوارم که به بزرگی و لطف خودتان مرا حلال کنید. گرچه نتوانستهام خوبیها و زحمات و رنجهایی را که در مورد من کشیدهاید جبران کنم. برادر عزیزم، از بابت کمکها و زحمات زیادی درباره من کشیدهایدسپاسگزارم . از شما میخواهم که من را حلال کنید و راه من را ادامه دهید.خواهران عزیزم شما نیز دربارهی من مهربانی و لطف زیادی انجام دادهاید و نتوانستم آن لطف و مهربانیها را جبران کنم. شما هم به بزرگی خودتان مرا حلال کنید. برای من هیچگونه غصهای نخورید و هرگز با صدای بلند گریه نکنید. سفارشم به برادران دینی وهم وطنانم اینست که:خراسان رضو ی - سبزوار – رازقندای مردم مسلمانی که در پشت جبههها هستید و خدمت میکنید. قدر و ارزش این رزمندگان اسلام و توحید (سربازان، بسیجیان، پاسداران و ارتشیان) را بدانید. تا میتوانید هیچگونه دریغی از این رزمندگان نداشته باشید. تنها آرزوی من پیروزی و موفقیت اسلام و رزمندگان سلحشور و غیور ایران است.در انتها طول عمر امام عزیزمان را از خداوند خواهانم. به امید پیروزی حق بر باطل سرباز وظیفه احمد رازقندی <ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39702 سایت شهدای ارتش]</ref>
rId4==پانویس== زندگی نامه: شه ی د احمد رازقند ی در سال 1344 در روستا ی رازقند در خانوادها ی مذهب ی و مستضعف متولد شد. از اول کودک ی علاقه ی ز ی اد ی به پدر و مادر و خواهران و برادرش داشت. مهر و علاقه ی و ی زبانزد فام ی ل و نزد ی کان بود. در سن شش شروع به تحص ی ل کرده و تا پا ی ان دوره ی ابتدائ ی در روستا ی خود هم ی شه و در همه حال علاوه بر خواندن درس به پدر و مادر در کارها ی کشاورز ی و دامدار ی کمک ز ی اد ی م ی نمود . و ی از زمان چهارسالگ ی همراه پدر به صحرا رفته و بخاطر کمک به پدر در چرا ی گوسفندان کمک م ی کرد . در سالها ی تحص ی ل ی دوره ابتدائ ی احمد هم ی شه بهتر ی ن شاگرد کلاس بود. چه از نظر درس و چه از نظر اخلاق ی و معلمان و ی هم ی شه از و ی به عنوان ی ک شاگرد کوشا و نمونه ی اد م ی کردند . احمد از همان دوران کودک ی با رنج و درد محرومان جامعه به خوب ی آشنا یی داشت و احساس آنان را با عمق وجودش درک م ی نمود . بعد از دوران ابتدا یی برا ی ادامه ی تحص ی ل به شهرستان سبزوار رفته و در مدرسه راهنما یی ش ی خ حسن داورزن شروع به تحص ی ل نمود. در دوران راهنما یی هم مانند دوران ابتدا یی هم ی شه جزو بهتر ی ن شاگردان کلاس بود و خ ی ل ی زود در م ی ان بچهها ی کلاس برا ی خود جا یی باز کرد و دوستان ز ی اد ی پ ی دا کرد. اح مد در طول هفته مرتب درس م ی خواند و پنجشنبهها بعد از ظهر برا ی کمک به پدر و مادر به روستا باز م ی گشت و عصر جمعه دوباره به سبزوار برم ی گشت . در همان سالها ی دوره ی راهنما یی بود که موج انقلاب اسلام ی به شهرستانها هم نفوذ کرد و احمد که مشتاق عدالت و آزاد ی و اسل ام بود در م ی ان ا ی ن موج عظ ی م همراه و همگام با سا ی ر دانش آموزان و مردم به جنبش انقلاب ی پ ی وست . کمکها ی ز ی اد ی در جر ی ان پ ی روز ی انقلاب انجام داد. چسباندن عکس و پوستر امام و اعلام ی هها ی مختلف اسلام ی به درب و د ی وار خ ی ابانها و مغازهها، شرکت در تظاهرات، تکب ی ر گو یی رو ی پشت بامها و روشنگر ی خط امام و مقابله با سم پاش ی ها ی رژ ی م برا ی مسموم نمودن اذهان مردم نسبت به امام وانقلاب از جمله فعال ی تها ی شه ی د دردوران شکل گ ی ر ی انقلاب بود. با پ ی روز شدن انقلاب احمد دوران تحص ی ل دب ی رستان را در دب ی رستان خدمات فنون بازرگان ی با موفق ی ت به اتمام رساند و در سال 1362 با گرفتن مدرک تحص ی ل ی د ی پلم فارغ التحص ی ل شد.او با نمره ی انضباط 20 و در سال 1363 جهت رفتن به دانشگاه ثبت نام نمود ول ی موفق نگرد ی د . در سال 1364 وارد خدمت سرباز ی گرد ی د . دوران آموزش ی را در نزد ی ک ی شهرستان قم در لشکر ن ی روها ی مخصوص سپ ر ی نمود و بعد از دوران آموزش راه ی م ی اد ی ن جنگ اسلام و کفر گرد ی د . با رفتن به جبهه به آرزو ی د ی ر ی ن خود که همانا جنگ ی دن با کفرجهان ی بود نائل آمد. احمد در جبههها ی سردشت در خط مقدم مدت ی کسال با دشمنان بعث ی به نبرد پرداخت و ه ی چوقت عجلها ی در آمدن به مرخص ی نداشت. او در دوم ی ن سال خدمت سرباز ی با اصرار فرمانده ی گردان به خط عقب آمد و بعنوان منش ی گروهان به خدمت مشغول گرد ی د .ا حمد در دوران خدمت بارها شاهد هجوم و بمباران دشمن بعث ی به سرزم ی نها ی اسلام ی بخصوص منطقه ی سردشت بود و به کرات نزد ی ک احتمال داشت به درجه ی رف ی ع شها دت نائل ب ی ا ی د، ول ی با ا ی ن وجود اواخر سرباز ی در کنکور دانشگاه شرکت کرد و با موفق ی ت در ا ی ن آزمون قبول گرد ی د . حدود چهل روز به پا ی ان خدمت سرباز رش ی د اسلام مانده بود که در تار ی خ 30/03/1366 برا ی سرکش ی و گرفتن آمار از افراد گروهان در منطقه ی عمل ی ات ی سردشت به خ ط اعزام گرد ی د و در بازگشت از خط، دست جنا ی تکار رژ ی م عراق با پرتاب گلوله ی خمپاره، احمد آن سرباز دل ی ر را به خاک و خون کش ی د . روحش شاد و ی ادش گرام ی وصیت نامه: بسمه تعال ی وص ی ت نامه شه ی د احمد رازقند ی با درود فراوان بر شه ی دان ی که در راه اسلام و انقلاب جان خود را نثار کردهاند. مطلب را آغاز م ی نما ی م با درود ب ی کران بر چهارده معصوم (ع) و امام خم ی ن ی . با سلام و درود بر خانواده گرام ی ،پدر و مادر عز ی زم تنها سعادت و آرامش من در ا ی ن است که شما از بابت من ه ی چگونه نگران ی و غصها ی نخور ی د و ام ی دوارم که به بزرگ ی و لطف خودتان مرا حلال کن ی د . گرچه نتوانستهام خوب ی ها و زحمات و رنجها یی را که در مورد من کش ی دها ی د جبران کنم. برادر عز ی زم، از بابت کمکها و زحمات ز ی اد ی درباره من کش ی دها ی دسپاسگزارم . از شما م ی خواهم که من را حلال کن ی د و راه من را ادامه ده ی د .خواهران عز ی زم شما ن ی ز درباره ی من مهربان ی و لطف ز ی اد ی انجام دادها ی د و نتوانستم آن لطف و مهربان ی ها را جبران کنم. شما هم به بزرگ ی خودتان مرا حلال کن ی د . برا ی من ه ی چگونه غصها ی نخور ی د و هر گز با صدا ی بلند گر ی ه نکن ی د . سفارشم به برادران د ی ن ی وهم وطنانم ا ی نست که: ا ی مردم مسلمان ی که در پشت جبههها هست ی د و خدمت م ی کن ی د . قدر و ارزش ا ی ن رزمندگان اسلام و توح ی د (سربازان، بس ی ج ی ان، پاسداران و ارتش ی ان ) را بدان ی د . تا م ی توان ی د ه ی چگونه در ی غ ی از ا ی ن رزمندگ ان نداشته باش ی د . تنها آرزو ی من پ ی روز ی و موفق ی ت اسلام و رزمندگان سلحشور و غ ی ور ا ی ران است.در انتها طول عمر امام عز ی زمان را از خداوند خواهانم. به ام ی د پ ی روز ی حق بر باطل سرباز وظ ی فه احمد رازقند ی منبع:سایت شهدای ارتش http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails<references /39702>