ویرایش‌ها

شهید محمد رجبی گماسایی

۷۷ بایت اضافه‌شده، ‏۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۹
/* خاطرات */
وقتي برادرم براي آوردن جنازه برادر شهيدم به جبهه رفته بود همسنگرانش وقتي برادرم را د ی ده بود شروع به گريه کرده بود و گفته بودند محمد رفت و يک عدد تانک بعثي را زد، نوبت دوستش مي رسد محمد به او مي گويد: تو بنشين، تو زن و بچه داري امکان دارد شهيد شوي فقط به من مقداري آب بدهيد به ياد امام حسين (ع)، وقتي آب مي خورد و مي رود، محمد براي بار دوم مي رود تانک بعثي ها را مي زند در همين موقع دشمن تير نابکار به گلوي عزيزم نشانه مي گيرد.
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
 
Image:رجبی.jpg
 
 
</gallery>
منبع:سایت شهدای ارتش
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39715
مدیر
۱۱٬۹۷۱
ویرایش