ویرایش‌ها

شهید جابر کشاورزی

۸ بایت اضافه‌شده، ‏۲۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۷
rId4
==زندگی نامه==
شهید جابر کشاورز در سال ۱۳۴۴ در یک خانواده مذهبی متولدشد. در شش سالگی وارد مدرسه شد و تا کلاس سوم دبیرستان به تحصیل خود ادامه داد. او ضمن حضور در مدرسه در فعالیتهای بسیج هم شرکت می کرد. در اوقات فراغت و در شبها در بسیج و منزل امام جمعه، نگهبانی می داد. سپس از طریق بسیج، راهی جبهه شد. چندین مرحله به جبهه رفت و در جبهه های شوش و جنوب، مدتی خدمت کرد. یک بار نیز به همراه تعدادی از رزمندگان در جبهه های غرب با اتومبیل به دره سقوط می کنند که تعدادی از دوستانشان به شهادت می رسند. دست ایشان نیز در این حادثه می شکند؛ بعد از بستری شدن در بیمارستان، دوباره به منطقه بر می گردند و با پایان یافتن مأموریتشان به منزل بر می گردند. پس از این مرحله، دوباره به مدرسه می روند؛ اما آرام و قرار از وجود او رخت بر می بندد؛ لذا با راضی کردن پدر و مادرش در اواخر سال۱۳۶۰ راهی جبهه های جنوب می شود و در تاریخ ۵/۱/۶۱ در عملیات فتح المبین بر اثر اصابت ترکش خمپاره در جبهه شوش به شهادت می رسد. جابر در سن ۱۲ سالگی با عده ای از دوستانش، گروه ارشادی «وحی» را تأسیس کردند و کتابهایی را خریداری می کردند و از حجه الاسلام سید علیمحمد دستغیب نیز کمک
می آمد بلافاصله با آنها دیدار می کرد و ارتباط داشت و اینک نیز روحانیونی که وی را
می شناختند هر گاه کسی از شهادت جابر حرف می زند اشک شوق می ریزند و می گویند بایستی او شهید می شد. همرزمانش از دلاوریهای او در جبهه زیاد نقل کرده اند و می گفتند: جابر طاقت شنیدن هیچ حرف لغوی را نداشت.
==وصیت نامه==
به نام خدا
۱٬۴۲۸
ویرایش