شهید کریم زارع اخلاق نیکو و پسندیده ای داشت ، در سلام کردن همیشه پیش قدم بود . از زمان دوران تحصیل در مقطع ابتدایی تا زمان خدمت سربازی و شهادتش کار می کرد ، در مزرعه کشاورزی دوشادوش پدر و در شیراز در خیاطی . در دوران خدمت سربازی اش ، چنان مرخصی خود را تنظیم می کرد که بتواند هنگام کار به پدرش در کشاورزی کمک کند و در فصل کار پدرش را یاری دهد .
روزهای آخر مرخصی آخرش به مادرش گفت : می خواهم بدانم اگر من شهید شدم شما چه خواهید کرد ، مادرشان در جواب گفتند : تو این دفعه رفتارت فرق کرده ، صحبت های عجیب و غریبی می کنی ، چرا این حرفها را می زنی ، شهید گفت : من دفعه های گذشته هم می خواستم با شما صحبت کنم اما فرصت پیدا نمی شد من چندین بار که در عملیات ها شرکت کردم به فکر شما و پدرم بودم حال می خواهم از خود شما سؤال کنم که چگونه صبر خواهید کرد و حالا می گویم که انشاءالله صبر را بیشتر کنید تا همنشین ، زینب کبری (س) و ائمه معصومین شوید.
و پدر شهید هنگامی که می خواستند پیکر خونین فرزندش را به خاک بسپارد ، آن را در بغل گرفت و خود به خاک سپرد و گفت : وصیت شهید این بوده که صبور باشید و امیدوارم که خدا این هدیه ناقابل را از من قبول کند و با شهدای کربلا محشورش بگرداند .منبع سایت شهدای استان فارس<ref>[http://www.iranshahid.ir/?cat=15سایت شهدای استان فارس]</ref><references />