ویرایش‌ها

شهید عباس فروزان فر

۱٬۶۱۵ بایت حذف‌شده، ‏۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۹
  عباس فروزانفرذخیره مقاله با فرمت پی دی اف   عباس در این عملیات مورد اصابت موج انفجار گلوله توپ قرار گرفت و به شدت دچار موج گرفتگی شد. او شش ماه در بیمارستان های ارتش در تهران و مشهد بستری بود. به خاطر این مجروحیت شدید از خدمت سربازی معاف شد. معافیت از سربازی بهترین بهانه بود تا عباس را از میادین جنگ دور کند اما او بلافاصله پس از بهبودی دوباره از طریق بسیج عازم جبهه شد.       تولد[ویرایش]==زندگی نامه==
سال ۱۳۴۱ در روستای ورزگ نزدیک قاین و در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در شرایطی بسیار سخت و دشوار گذراند. در این دوران جو خفقان و هولناک حکومت پهلوی بر تمام نقاط کشور اسلامی سایه افکنده بود. خانواده هایی مثل فروزان نژاد که فرزندشان در لباس مقدس روحانیت بود، مشکلات بیشتری داشت.
پدر خانواده در طول سال حداقل شش ماه را از خانه و کاشانه دور بود و به شهرهای تهران، ورامین و قزوین سفر می کرد تا از راه کارگری هزینه زندگی را تامین نماید.
 
تحصیلات
[ویرایش]
عباس از کوچکی علاقه زیادی به فراگیری علوم قرآنی داشت. او با کمک پدر بزرگش مرحوم حسن، توانست قبل از رسیدن به سن هفت سالگی روان خوانی قرآن را فرا گیرد. از کودکی پاکی و طهارت را رعایت می کرد و اکثر اوقات بیکاری خود را با قرآن و نماز و دعا و نیایش سپری می کرد.
عباس تحصیلات دوران ابتدایی را در مدرسه روستای ورزگ با موفقیت به پایان رساند و به خاطر این که در آن دوران مدرسه راهنمایی نبود و وضعیت مالی خانواده در حدی نبود که ایشان بتواند در شهر ادامه تحصیل بدهد، ترک تحصیل نمود و با دیگر اعضای خانواده به کار کشاورزی و قالی بافی مشغول شد.
 
مبارزات انقلاب
[ویرایش]
دوران نوجوانی عباس در زادگاهش سپری شد در حالی که به صورت جدی به احکام دین پای بند بود تا آن حد که اهالی محل او را به عنوان یک جوان متدین و پرهیز کار و با صداقت می شناختند و مورد علاقه همه بود.
با شروع حرکت های انقلابی ملت علیه نظام ستم شاهی، عباس نیز در کنار بقیه اعضای خانواده به خصوص برادر بزرگش حاج شیخ حسن در راهپیمایی ها و مبارزات مردم ایران بر علیه حکومت پهلوی شرکت می کرد.
 
 
حضور در جبهه
[ویرایش]
بعد پیروزی انقلاب، اوقبل از موعد مقرر داوطلبانه به خدمت مقدس سربازی رفت و پس از گذراندن آموزش نظامی عازم جبهه شد. پس از چند ماه حضور در جبهه در عملیات آزاد سازی کرخه کور شرکت کرد.بعد از آزاد سازی، این منطقه کرخه نور نامیده شد.
عباس در این عملیات مورد اصابت موج انفجار گلوله توپ قرار گرفت و به شدت دچار موج گرفتگی شد. او شش ماه در بیمارستان های ارتش در تهران و مشهد بستری بود. به خاطر این مجروحیت شدید از خدمت سربازی معاف شد. معافیت از سربازی بهترین بهانه بود تا عباس را از میادین جنگ دور کند اما او بلافاصله پس از بهبودی دوباره از طریق بسیج عازم جبهه شد.
 
ورود به سپاه
[ویرایش]
پس از چند نوبت حضور در جبهه به عضویت رسمی سپاه درآمد. بعد از ورود به سپاه با جدیت بیشتری در جبهه حضور یافت. عباس ۶۳ ماه در جبهه حضور داشت.
جانبازی[ویرایش]
عباس توسط کمیسیون پزشکی به عنوان جانباز شناخته شد و از کارهای رزمی و معاف شد اما برگه های کمیسیون پزشکی را به کسی نشان نداد و اصرار می کرد که من هیچ مشکلی ندارم.
وبازهم مبارزه
[ویرایش]
بعد از جنگ به مبارزه با اشرار و ضد انقلاب رفت. اودر استان سیستان و بلوچستان ، کویر کرمان، مرز نهبندان، زیر کوه قاین، تایباد و تربت جام، با روحیه فوق العاده مثل زمان جنگ به مبارزه با قاقچیان مواد مخدر واشراری که در صدد ایجاد مزاحمت برای مردم بودند، پرداخت.
ایمان و تقوا[ویرایش]
چند ویژگی مهم در زندگی عباس وجود داشت که قابل ملاحظه است:
اهمیت به حلال و حرام
[ویرایش]
از خوردن هرگونه لقمه شبهه ناک خودداری می کرد و نسبت به پرداخت خمس و زکات آن چنان دقیق بود که حتی مقدار باقی مانده نفت داخل بخاری و چراغ را حساب کرده و خمس آن را پرداخت می کرد.
اهمیت به امر به معروف و نهی از منکر
[ویرایش]
تا جایی که در توان داشت دوستان و همکاران و بستگان را امر به معروف می کرد و دیگران را از کارهای بیهوده و لهو و لعب نهی می کرد. به خصوص نهی از غیبت در هر جلسه که صحبت به غیبت کشیده می شد؛ ایشان بلافاصله افراد را نهی می کرد. اگر جلسه طوری می شد که امکان پذیرفتن حرف ایشان وجود نداشت جلسه را ترک می کرد.
صداقت و راستگویی
[ویرایش]
هرگز مشاهده نشد ایشان یک کلمه دروغ گفته باشد. به شوخی هم دروغ نمی گفت.
بدهکار به انقلاب
[ویرایش]
کم توقع بود، او هرگز در مقابل کارهای خودش از کسی توقعی نداشت و خود را از کسی طلبکار نمی دانست. با همان سوابق رزمی همیشه خود را به انقلاب بدهکار می دانست و اگر مسئولی با دوستی اصرار می کرد که اگر کاری دارید، مشکل دارید، بگویید انجام دهیم. او فقط یک کلمه می گفت: برای بنده دعا کنید که خدا مرا به حضور بپذیرد. این جمله پایان حرف او و جمله پایان نامه های او در زمان جنگ و در زمان مبارزه با اشرار بود که از خانواده و بستگان و روحانیون و مومنین و پدر و مادر درخواست می کرد که برایم دعا کنید که خدا مرا توفیق خدمت و عبادت و شهادت بدهد. او هرگز از کمبودها و مشکلات زندگی حتی یک کلمه گلایه نکرد.
به فکر محرومان[ویرایش]
توجه به افراد محروم و بی بضاعت، او با همان حقوق ناچیز خود بارها مشاهده شد مبالغی را به کمیته امداد امام (ره) پرداخت می کرد و بعضاً وسایل و کالاهایی می خرید و برای افراد مستضعف می فرستاد.
نظم در کارها
[ویرایش]
نظم و ترتیب را دوست می داشت، ایشان هر موقع به خانه برمی گشت نسبت به منظم کردن وسایل و مرتب نمودن خانه اقدام می کرد، حتی داخل منزل پدر و مادر و برادران را نیز مرتب می کرد و دیگران را هم به این امر تشویق و ترغیب نموده و خودش نیز کمک می کرد.
سرانجام پس از سال ها تلاش و مبارزه و جهاد و شهادت طلبی و به نحوی خالصانه این شهید عزیز به مصداق آیه شریفه:يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ. ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً. فَادْخُلِي فِي عِبَادِي. وَادْخُلِي جَنَّتِي، جَنَّتِي.[۱[فجر(۸۹)آیات۲۷تا۳۰] ] * آماده پرواز شده بود.
محمد، برادر عباس روزهای آخر عمراو را چنین تعریف می کند:
حالت روحی و معنوی شهید از عید سال ۱۳۷۸ مثل روز روشن واضح بود .برخورد و حرکات و صحبت هایی با پدر و مادر و برادران و خانواده داشت که در واقع وداع می کرد ولی ماها متوجه نبودیم. حالا متوجه می شویم که ایشان از قبل جواب مثبت خود را از معبود خود گرفته بود و به مصداق حدیث شریف: حاسبوا قبل ان تحاسبوا، تحاسبوا.<ref>پایگاه اطلاع رسانی حوزه</ref>[۲] به حساب و کتاب و امور شرعی خود رسیدگی کرده بود قبل از آن که از او حساب بکشند خود را از همه جهات سبکبار کرده بود و تمام وصیت های خود را بازبان و عملاً به خانواده و بستگان منتقل کرده بود. در تاریخ ۲۰/۱/۱۳۷۸ برای آخرین بار عازم میدان مبارزه با اشرار وقاچاقچیان کوردل و نوکران سرسپرده اجانب گردید و در یک نبردی جانانه در عصر روز پنج شنبه ۲۶/۱/۱۳۷۸ همزمان با فرا رسیدن ماه محرم به استقبال کاروان شهدای کربلا رفت و با چهره بشاش که لبخند رضایت بر لبان چون ماهش نقش بسته بود به دیدار معبود شتافت و به آرزوی دیرینه خود رسید. 
==وصیت نامه==
وصیتنامه
[ویرایش]
بسم الله الرحمن الرحیم
آنان که چون به حادثه سخت و ناگواری دچار شوند صبوری پیش گرفته و گویند ما به فرمان خدا آمده و به سوی او رجوع خواهیم کرد.[۳] <ref>بقره(۲)آیه۱۵۵</ref>
با درود و سلام به پیشگاه ولی عصر (عج) و نائب بر حقش امام امت و تمام کسانی که در راه خدا گام برمی دارند.
*وصیت در مورد رهبر[ویرایش]
یکی این که ای برادران و خواهران مسلمان به قرآن توجه بیشتری بکنید و قرآن را بخوانید و به آن عمل کنید که رضای خدا در آن است. دوم این که به ندای رهبرتان که حسین زمان است لبیک بگویید و طوری با او رفتار نکنید که امت امام حسن با او کردند یعنی رهبرتان این حسین زمانتان را تنها بگذارید که مجبور شود با دشمنان اسلام صلح کند.
*وصیت به صبر و مقاومت[ویرایش]
در آیات ۱۵۳و۱۵۴همین سوره خدا به اهل ایمان می گوید در پیشرفت کار خود صبر و مقاومت را پیشه کنید و به ذکر خدا و نماز توسل جویید که خدا یاور صابران است
[۴]
و آن کسی را که در راه خدا کشته می شود مرده نپندارید بلکه او زنده ابدیست و لیکن همه شما این حقیقت را درنخواهید یافت.
[۵]
و در باره کسانی که در راه خدا کشته شوند خدا با آنها معامله می کند و چه معامله ای بالاتر از این که طرف حساب انسان خدا باشد و خدا در سوره توبه آیه ۱۱۰ می فرماید: بهاء خون کسی که در راه من کشته شود بهشت است و این وعده قطعی خداست و از خدا باوفاتر کیست و ما باید به این یقین داشته باشیم.
[۶]
در آیات ۱۵۳و۱۵۴همین سوره خدا به اهل ایمان می گوید در پیشرفت کار خود صبر و مقاومت را پیشه کنید و به ذکر خدا و نماز توسل جویید که خدا یاور صابران است.<ref>بقره(۲)آیه۱۵۳</ref>
و آن کسی را که در راه خدا کشته می شود مرده نپندارید بلکه او زنده ابدیست و لیکن همه شما این حقیقت را درنخواهید یافت.<ref>بقره(۲)آیه۱۵۴</ref>
و در باره کسانی که در راه خدا کشته شوند خدا با آنها معامله می کند و چه معامله ای بالاتر از این که طرف حساب انسان خدا باشد و خدا در سوره توبه آیه ۱۱۰ می فرماید: بهاء خون کسی که در راه من کشته شود بهشت است و این وعده قطعی خداست و از خدا باوفاتر کیست و ما باید به این یقین داشته باشیم.<ref>توبه(۹)آیه۱۱۱</ref>
*وصیت به خانواده[ویرایش]
در پایان به پدر و مادرم و خواهرم و برادرانم و همسرم و فرزندانم عرض می کنم که بنده خیلی شماها را دوست داشتم و می خواستم پیش شما بمانم و چند روز دیگر به زندگی دنیا که ارزشی هم ندارد ادامه دهم ولی دیدم الان دیگر وقت توی خانه ماندن نیست و اگر بنا باشد همه توی خانه ها بنشینند دشمن اسلام خواهد آمد و اسلام را از ما خواهد گرفت, قرآن را از ما خواهد گرفت و ظلم و فساد را شروع خواهد کرد وما باید زیر ستم ستمگران باشیم و از طرفی فکر کردم که پیرو سرور شهیدان حسین ابن علی (ع) هستم که می فرماید:
ضمناً اگر خدا به حقیر توفیق داد که در جبهه های حقش شهید شدم و جنازه ام برگشت محل دفن روستایمان ورزگ خواهد بود.
التماس دعا دارم از جمیع مومنین برای نصرت اسلام . عباس فروزان نژاد
==پانویس== <references />پانویس== رده‌ها =={{ترتیب‌پیش‌فرض:عباس_فروزان_فر}}[ویرایش[رده: شهدا]] [[رده: شهدای مبارزه با قاچاق مواد مخدر]][[رده: شهدای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]][[رده: شهدای ایران]]۱. ↑ فجر(۸۹)آیات۲۷تا۳۰ ۲. ↑ پایگاه اطلاع رسانی حوزه ۳. ↑ بقره(۲)آیه۱۵۵ ۴. ↑ بقره(۲)آیه۱۵۳ ۵. ↑ بقره(۲)آیه۱۵۴ ۶. ↑ توبه(۹)آیه۱۱۱     رده‌های این صفحه [[رده: شهیدان 1378 | شهیدان شهدای استان خراسان جنوبی | شهیدان سپاه | شهیدان لشکرنصر | شهیدان مبارزه با قاچاق موادمخدر | شهیدان متولد1341 | شهیدان ورزگ | فرماندهان شهید]][[رده: شهدای شهرستان ورزک]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش