ویرایش‌ها

شهید مهدی خالقی

۰ بایت اضافه‌شده، ‏۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۹
خالقی، مهدی: پنجم آذر [[۱۳۳۷]]، در روستای حصارخروان از توابع شهر آبیک به دنیا آمد. پدرش قاسم و مادرش ربابه‌سلطان نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارگر کارخانه بود. از سوی [[بسیج]] در [[جبهه]] حضور یافت. هفتم اسفند [[۱۳۶۲]]، در [[جزیره مجنون]] [[عراق]] به شهادت رسید. پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و سال۱۳۷۶ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.
==وصیت نامه==
[[شهید مهدى خالقىمهدی خالقی]]: درود بر [[حضرت مهدى]] (عج) منجى عالم بشریت و نایب بر حقّش حضرت آیت اللّه العظمى [[امام خمینی]]. سلام بر شهداى کربلاى خمینى، که سینه ‏هایشان را سپر گلوله ‏هاى دژخیمان کردند؛ ولى خشم و سازش دشمن را نپذیرفتند. ...و بعد سلام بر شما پدر مهربان و مادر عزیزم! که زحمت هاى زیادى برای من حقیر کشیدید تا روزى دست شما پدر و مادر را بگیرم؛ ولى مى‏ بینم که اسلام واجب‏ تر از شماست. من در زندگى، روزى کمک حال شما نشدم که امروز افتخار کنم؛ امروز جز شرمندگى و شرمسارى براى من چیز دیگر نمانده است. پدر و مادرم! خیلى دوست داشتم همیشه شما را کمک کنم؛ مرا ببخشید و حلالم کنید. پدر جان! به امید پروردگار اگر حکومت بعثى عراق نابود شود، در آن کشور، جمهورى اسلامى برقرار خواهد شد و شما مى‏ روید آنجا براى زیارت [[کربلا]]. به یاد ما هم باشید؛ چون ما خیلى دوست داشتیم که حرم [[ابا عبداللّه]](ع) را زیارت کنیم. پدر جان! امیدوارم همیشه فرزندانت را به جبهه‏ هاى [[جنگ]] بفرستى؛ چون مرگ براى همه مى‏ باشد، ولى چه خوب است که مرگ با عزت را انسان انتخاب کند. پدر جان! موقعى که مى‏ خواستم بیایم به جبهه ‏هاى جنگ، خیلى دوست داشتم که شما را ببوسم، تا نزدیک شما هم مى‏ آمدم؛ ولى رُویم نمى‏ شد! فراموش نکنید! پدر جان! مادرم و خواهرانم و برادرانم را نگذارید گریه کنند؛ اگر خواستند گریه کنند، به یاد حسین(ع) گریه کنند. به امید روزى که تمام مستضعفین جهان در زیر پرچم جمهورى اسلامی باشند و این پرچم در بلندترین قله‏ هاى دنیا برافراشته گردد. شما را مى ‏بوسم و به خداى بزرگ مى‏ سپارم. فرزند شما؛ مهدى خالقى
منبع:سایت خط سرخ
http://www.khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1117
۶۸۰
ویرایش