[[شهید ایرج کوچکی]]
تار ی خ تاریخ تولد : [[1344/05/02]]
تار ی خ تاریخ شهادت : [[1365/01/07]]
محل شهادت : نامشخص
==وصیت نامه==
نام: ا ی رجایرج
نام خانوادگى: كوچكى
نام پدر: ی ح ی ىیحیى
تار ی ختولد تاریخ تولد : 1344/05/02
ش .ش: 123
محلصدورشناسنامه محل صدور شناسنامه : شوشتر
تار ی خ تاریخ شهادت: 1365/01/07
شرح حادثه: حوادث ناشى ازدرگ ی رى مستق ی م بادشمناز درگیرى مستقیم با دشمن-توسطدشمندرجبههتوسط دشمن در جبهه
استان : بنیادشهیداستانخوزستانبنیاد شهید استان خوزستان
شهر : ادارهبنیادشهیدشوشتراداره بنیاد شهید شوشتر
با درود فراوان به رهبر كبیر انقلاب اسلامى ایران و با درود به تمام رزمندگان اسلام و با سلام بر شهیدان به خون غلطیده كربلا و بالاخص شهداى جنگ تحمیلى و خداى را سپاس بی كران كه در رحمت را بر روى من گشود و جراتم داد تا از مرگ نهراسم و مانند دیگر برادران رزمنده كه در جبههها با شور فراوان به سراغ مرگ می روند و خلاصه تا كنون من مرده بودم و در این لحظه آغاز جهاد و [[شهادت]] است كه احساس می كنم زندهام و زندگى غرور آفرین را در پیش روى میبینم و من درس [[شهادت]] را در مكتب اسلام آموختم و به آموزگارم بگوئید كه من اینگونه در كلاس انقلاب حاضر و ناظر بودم و به همرزمانم بگوئید من تكلیفم را تا آخرین لحظات حساس نیز نوشتم نه با قلم بر كاغذ بلكه با خون بر خاك من نوشتم .
پدر و مادر عزیزم از شما كمال تشكر را دارم كه ا ی نگونه این گونه فرزندى تربیت كرده و به این انقلاب تحویل داده و هیچ نگران من نباشید و باید مرا ببخشید زیرا فرزند خوبى براى شما نبودم و نتوانستم براى شما مثمر باشم و به پدر و مادرم بگوئید من كارنامه قبولىام را به امضاى خون گرفتم و به دوستان و آشنایان بگوئید به جهاد در راه خدا ادامه دهید همانطور من ادامه دهنده دوستانم بوده و هیچوقت از جهاد در راه خدا و عشق به معشوق روى برنگردانید .
از غربت خـاك تـا خـدا بـاید رفـت خونین پرو بال و سر جدا باید رفت
مانـدن به بهانههاى شیطانى نفس در سینـــه انقــلاب درد ی ست بزرگ
ی كــى یكــى در عاشقــى افســانه گشتـه ی كــى از خـویشتـن بیگــانه گشتــه
ی كـــى یكـــى از جــذبه و شـوق شهـادت به گــرد شمـع چون پروانه گشتـه
مورخه 1365/01/17
سرباز وظیفه شهید ایرج كوچكى منبع:سایت شهدای ارتش<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/41101سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس==<references />