ویرایش‌ها

شهید حشمت الله سهرابی

۴۸۵ بایت حذف‌شده، ‏۳۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۰
نام پدر: برومند
محل تولد: دره شهر ا ی لامایلام
[[تاریخ تولد: ۴۸]]
[[تاریخ شهادت: ۹۲/۴/۲]]
محل شهادت: حلب، سور ی هسوریه
محل دفن: دره شهر ا ی لامایلام
وصعبت تاهل: متاهل
==زندگینامه==
حشمت سهراب ی سهرابی فرزند برومند به سال ۴۸ شمس ی شمسی ، در روستا ی روستای «ارمو» (توابع شهرستان «دره شهر» در استان «ا ی لام» «ایلام» ) متولد شد. و ی وی پس از آغاز نبرد عل ی ه علیه «مزدوران سعود ی سعودی » و «پ ی روان «پیروان اسلام آمر ی کا یی آمریکایی » در «سور ی ه»، «سوریه»، جهت دفاع از حرم «بانو ی «بانوی مقاومت» حضرت ز ی نب کبر ی زینب کبری (سلام الله عل ی ها علیها ) راه ی ا ی ن راهی این کشور شد و سرانجام به تار ی خ تاریخ دوم ت ی رماه تیرماه ۹۲ شمس ی شمسی ، در منطقه «حماء» بال در بال ملائک گشود. پ ی کر پیکر پاک «حشمت سهراب ی سهرابی » در زادگاهش درجوار امامزاده س ی د س ی ف الد ی ن سید سیف الدین محمد(ع) شهرستان دره شهر ا ی لام تش یی ع ایلام تشییع و تا ظهور مولا ی ش مولایش به امانت سپرده شد .
از ا ی ن این مدافع حرمِ شه ی د، شهید، دو پسر به نام ها ی حس ی ن های حسین ۱۱ ساله و محمد ۷ ساله به ی ادگار یادگار مانده است .
مزار ی ادبود شه ی د یادبود شهید حشمت الله سهراب ی سهرابی در قطعه ۲۹ بهشت زهرا ی زهرای تهران، در جوار مزار شه ی د شهید احمد کاظم ی کاظمی احداث شد تا محل ی محلی باشد برا ی برای مراجعه دوستان و اقوام ی اقوامی که امکان حضور بر سر مزار اصل ی ا ی ن شه ی د اصلی این شهید بزرگوار برا ی شان برایشان فراهم ن ی ست نیست .
1. به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق،
ا ی ن این روزها بازار [[شهادت]] فرزندانِ حضرت روح الله، گرم است و مدافعان حرم ز ی نب ی زینبی ، ی ک یک به ی ک یک به عهد خود با «س ی د «سید الشهدا(صلوات الله عل ی ه علیه )» وفا م ی می کنند. در ا ی ن م ی ان، تعداد ی این میان، تعدادی از مدافعان حرم، به واسطه ی دور ی دوری از پا ی تخت پایتخت و قرار نداشتن در جوار کانون‌ها ی خبر ی کانون‌های خبری ، پشت ابر ی ابری از گم نام ی گمنامی و ب ی نشان ی بی نشانی پنهان مانده اند. گرچه ساحت قدسِ آن مجاهدان، از چن ی ن ابتلائات ی مبر ی چنین ابتلائاتی مبری است اما، برا ی برای جامانده گان و رهروان آن شه ی دان، شهیدان، زشت است که از شناختن پرچم داران فردا ی ا ی ن فردای این امت محروم باشند. «حشمت سهراب ی سهرابی » ی ک ی یکی از آن مدافعان حرم ی حرمی است که متاسفانه تقر ی تقری با در افکار عموم ی عمومی ملت مسلمان ا ی ران ایران شناخته شده ن ی ستندنیستند.
2. عکس فرزندان شه ی د شهید حشمت سهراب ی سهرابی در کنار حاج قاسم سل ی مان یسلیمانی
3. شه ی دن ی وز شهید نیوز : شه ی د شهید حشمت سهراب ی ی ک ی سهرابی یکی از مدافعان حرم حضرت ز ی نب زینب (س) است که برا ی پاسدار ی برای پاسداری از حرم آل‌الله به شامات رفت و در همانجا ن ی ز نیز به [[شهادت]] رس ی د رسید .
امروز اگر اقتدار، آرامش و امن ی ت ا ی ران اسلام ی امنیت ایران اسلامی در جهان طن ی ن‌انداز طنین‌ انداز است، از جان‌نثار ی‌ ها ی عز ی زان ی جان‌نثاری‌ های عزیزانی است که با تقد ی م تقدیم جانشان، ی ت ی م ی یتیمی فرزندان خود را به جان خر ی دند خریدند تا کس ی کسی جرئت تعد ی تعدی به کشورمان را نداشته باشد و در حال ی حالی که تمام ی تمامی منطقه در آتش فتنه‌انگ ی ز فتنه‌انگیز [[داعش]] و استکبار جه ان ی م ی‌ جهانی می‌ سوزد، ‌ا ی ران اسلام ی ‌ایران اسلامی سربلند و آرام، مدافع تمام ی تمامی مظلومان منطقه ن ی ز نیز باشد. شه ی د شهید حشمت سهراب ی ی ک ی سهرابی یکی از مدافعان حرم حضرت ز ی نب زینب (س) است که برا ی پاسدار ی برای پاسداری از حرم آل‌الله به شامات رفت و در همانجا ن ی ز نیز به [[شهادت]] رس ی د رسید . در گفت‌وگو با نج ی بانجی به ش ی خ ی شیخی همسر ا ی ن شه ی د، شمه‌ا ی این شهید، شمه‌ای از زندگ ی زندگی و منش او را تقد ی م تقدیم حضورتان م ی‌ کن ی م می‌ کنیم .
برا ی برای شروع از زندگ ی زندگی و نحوه آشنا یی‌ تان آشناییتان با شه ی د بگو یی د شهید بگویید .
همسرم سال۱۳۴۸در روستا ی روستای ارمو دره شهر استان ا ی لام ایلام متولد شد. پدرش کشاورز و زحمتکش بود و با رزق حلال فرزندانش را ترب ی ت م ی‌ تربیت می‌ کرد . من با شه ی د سهراب ی شهید سهرابی سال۱۳۷۹ ازدواج کردم و دل ی ل دلیل انتخاب همسرم محجبه بودنم بود. حاصل زندگ ی‌ زندگی‌ مان دو پسر شش ساله و ۱۰ساله است .
چه شد که همسرتان مس ی ر مسیر مجاهدت و شهادت را در پ ی ش پیش گرفت؟
همسرم از ۱۳- ۱۲سالگ ی برا ی تحص ی ل ۱۲سالگی برای تحصیل به اهواز رفته بود، همانجا ن ی ز نیز روح شهادت‌طلبی او ب ی دار بیدار شد و عازم جبهه‌ها ی جبهه‌های نبرد حق عل ی ه علیه باطل شد و زمان جنگ تحم ی ل ی تحمیلی بارها در جبهه حضور ی حضوری افته بود. بعد از جنگ هم همچنان آمادگ ی آمادگی خود برا ی برای دفاع از ارزش‌ها را حفظ کرده بود، تا ا ی نکه قض ی ه اینکه قضیه جسارت سلف ی‌ سلفی‌ ها به حرم حضرت ز ی نب زینب (س) پ ی ش پیش آمد و غ ی رتش غیرتش به جوش آمد. م ی‌ می‌ گفت با ی د باید بروم و از حر ی م حریم آل‌الله دفاع کنم، د ی گران م ی‌ دیگران می‌ گفتند چرا م ی‌ رو ی می‌ روی ؟ ! گفت شما نم ی‌ دان ی د نمی‌ دانید آنجا چه خبر است اگر بدان ی د بدانید خودتان هم م ی‌ رو ی د می‌ روید و از حر ی م حریم رسول خدا دفاع م ی‌ کن ی د می‌ کنید . همسرم م ی‌ می‌ گفت من س ی مم ب ه س ی م سیمم به سیم حضرت ز ی نب زینب (س) وصل است. منظورش ا ی ن این بود که ارتباط قلب ی ز ی اد ی قلبی زیادی با ب ی‌ ب ی ز ی نب بی‌ بی زینب (س)‌برقرار کرده است .
از نحوه شهادتش اطلاع دار ی د؟دارید؟
همسرم با تله انفجار ی تکف ی ر ی‌ انفجاری تکفیری‌ ها در منطقه (حما) سور ی ه سوریه به شهادت رس ی د رسید. با من راجع به شهادتش حرف ی نم ی‌ حرفی نمی‌ زد . به دوستش گفته بود: «خواب د ی دم بالا ی دیدم بالای سر دوستم که شه ی د شهید بود گر ی ه م ی‌ گریه می‌ کنم . آن شه ی د شهید از خاک ب ی رون آمد و گفت گر ی ه نکن، پشت سرت را نگاه کن، پشت سرم را نگاه کردم د ی دم دیدم سرم را بر ی ده‌اند بریده‌اند و رو ی س ی نه‌ام روی سینه‌ام گذاشته‌اند.» حشمت با دوست و همرزمش سردار ماشاء‌الله ش ی بان یبان ی دهقان با [[تله انفجاری تکفیری‌ ها]] به شهادت رس ی د رسید .
کدام ی ک از خصوص ی ات اخلاق ی ا ی شان ایشان بارزتر بود؟
همسرم عاشق س ی دالشهدا سیدالشهدا بود. هرسال ماه محرم لباس مشک ی مشکی به تن م ی‌ می‌ کرد و نسبت به ائمه اطهار(ع) تعصب داشت. وقت ی م ی‌ شن ی د تکف ی ر ی‌ وقتی می‌ شنید تکفیری‌ ها به حرم حضرت ز ی نب‌ زینب‌ (س) نزد ی ک نزدیک شدند، م ی‌ می‌ گفت غ ی رتم غیرتم اجازه نم ی‌ نمی‌ دهد تحمل کنم به ناموس اهل ب ی ت بیت (س) تعرض شود. اواخر خ ی ل ی خیلی وابسته حضرت ز ی نب‌ زینب‌ (س) بود. حشمت خ ی ل ی خیلی صبور و با گذشت بود و آرامش خاص ی خاصی داشت. او مانند ی ار ی صد ی ق یاری صدیق و مهربان بود، بعد از شهادتش هم هروقت به مشکل ی برم ی‌ مشکلی برمی‌ خورم از روح بلندش مدد م ی‌ می‌ طلبم و به فرموده قرآن که شهدا زنده‌اند خ ی ل ی خیلی زود مشکلم حل م ی‌ می‌ شود .
فرزندانتان با شهادت پدر چطور روبه‌روشدند؟رو به‌ رو شدند؟
پسر بزرگم م ی‌ گو ی د می‌ گوید تا عمر دارم بابا ی ادم نم ی‌ یادم نمی‌ رود . پسرم نم ی‌ نمی‌ خواهد من ناراحت شوم. وقت ی وقتی به مداح ی مداحی گوش م ی‌ می‌ کنم و اشک م ی‌ ر ی زم می‌ریزم مانع م ی‌ می‌ شود . پسر کوچکم م ی‌ گو ی د می‌ گوید هر وقت به ی اد یاد بابام م ی‌ می‌ افتم اشک در چشمانم جمع م ی‌ می‌ شود دلم برا ی برای فرزندانم م ی‌ می‌ سوزد . د ی گر با ی د برا ی شان دیگر باید برایشان هم پدر با شم باشم و هم مادر، ی ت ی م ی یتیمی فرزندانم فدا ی فدای حضرت ز ی نب زینب (س). دوست دارم پسرانم راه پدرشان را ادامه دهند، همسر شه ی دم م ی‌ شهیدم می‌ گفت پسرم حس ی ن با ی د حسین باید احکام اسلام را ی اد بگ ی رد ی عن ی روحان ی یاد بگیرد یعنی روحانی و پسر کوچکم با ی د باید پاسدار اسلام شود و برا ی تبل ی غ برای تبلیغ و حما ی ت حمایت از اسلام دفاع کند. پسر کوچکم م ی‌ گو ی د می‌ گوید من با ی د باید راه پدرم را ادامه بدهم و شه ی د شهید شوم .
حضور شه ی دتان شهیدتان را در زندگ ی زندگی احساس م ی‌ کن ی د؟می‌ کنید؟
بعض ی بعضی وقت‌ها که مشکل ی برا ی م پ ی ش م ی‌ آ ی د مشکلی برایم پیش می‌ آید و خسته م ی‌ می‌ شوم به حشمت م ی‌ گو ی م می‌ گویم نگذار عذاب بکشم، انگار صدا ی م صدایم را م ی‌ می‌ شنود و مشکلم رفع م ی‌ می‌ شود . برا ی کارها ی برای کارهای روز‌مره‌ام روحش کمکم م ی‌ می‌ کند، او به من ی اد یاد داده دن ی ا دنیا محل آزما ی ش آزمایش است، محل آسا ی ش ن ی ست آسایش نیست .
به نظرتان همسر شما خود را لا ی ق لایق شهادت کرده بود؟
خودم عق ی ده‌ام ا ی ن عیده‌ام این است که امام حس ی ن حسین (ع) انتخابش کرد. امام حس ی ن حسین (ع) محرم سال ۶۱ هجر ی هجری که به مصاف دشمنان اسلام ناب محمد ی محمدی رفت زن و بچه و اهل ب ی ت بیت خود را با خودش همراه کرد، اهل‌ب ی ت اهل‌بیت امام حس ی ن‌ حسین‌ (ع) مص ی بت مصیبت را تحمل کردند. ما هم با ی د ا ی ن باید این راه را ادامه ده ی م دهیم . من وقت ی وقتی شوهرم ش ه ی د شهید شد، از عق ی له بن ی‌ عقیله بنی‌ هاشم خواستم به ما صبر بدهد و کمک کند .
راجع به مظلوم ی ت مظلومیت مردم سور ی ه سوریه چه م ی‌ می‌ گفت؟ م ی‌ می‌ گفت مردم ب ی چاره‌ا ی بی چاره‌ای هستند مردم سور ی ه خ ی ل ی آدم‌ها ی خوب ی سوریه خیلی آدم‌های خوبی هستند منطقه لازق ی ه لازقیه و حما منطقه ش ی عه شیعه و سن ی‌ نش ی ن سنی‌ نشین بود اما مردم در کمال دوست ی دوستی و آرامش زندگ ی م ی‌ زندگی می‌ کردند . امن ی ت ی امنیتی که ما دار ی م کشورها ی داریم کشورهای منطقه ما ندارند، مردم سور ی ه سوریه رهبر ما را خ ی ل ی خیلی دوست دارند. ی ک ی یکی پدرش شه ی د شهید شد ع رب ی م ی‌ عربی می‌ گفت فدا ی فدای رهبرم آ ی ت‌الله خامنه‌ا ی آیت‌الله خامنه‌ای شوم. آقا امام‌حس ی ن امام‌حسین (ع) قبول کند پدرم فدا ی آقا ی خامنه‌ا ی فدای آقای خامنه‌ای . شوهرم م ی‌ می‌ گفت من از محبت آنها به رهبرم تعجب کردم.<ref>[http://www.takrimeshahid.ir/2016/12/06/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B4%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%80-%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%85/ سایت تکریم شهدای مدافع حرم]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
</gallery>
==پانویس==منبع: http://www.takrimeshahid.ir/2016/12/06/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B4%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%80-%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%85<references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش