ویرایش‌ها

شهید علی صیاد شیرازی - بخش دوم

۴ بایت حذف‌شده، ‏۲۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۶
هنوز یک لنگه اش مانده بود که سر و کله ی یکی از افسرها پیدا شد. حدس زدم که آمده دنبال پوتین تمیسار. به روی خودم نیاوردم. حتی ازجا بلند نشدم. تند و تند فرچه می کشیدم. یک دفعه، سر و کله ی خودش پیدا شد. به آن افسر گفت: شما گفتید پوتین های منو واکس بزنه ؟
ـ نه خیر، به هیچ وجه.
آمد طرفم. نزدیکم که رسید، گفت: پسرم، شما خودت باید دو سال خدمت سربازیت رو انجام بدی، منم باید خودم [[پوتین]] هام رو واکس بزنم.
نشست روی زمین. پوتین ها را ازم گرفت و شروع کرد به فرچه کشیدن. دست خودم نبود؛ دوستش داشتم.
یادگاران، جلد 11 کتاب شهید صیاد، ص 88
مدیر
۱٬۸۴۲
ویرایش