شهید {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = عبدالغفور بالش آبادی |تصویر = |توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = [[سبزوار]]|شهادت = [[۱۳۶۲/۵/۹]]|وفات = |مرگ = |محل دفن = |مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها = امدادگر، بهیار|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات = |تخصصها = |شغل = |خانواده = نام پدر[[محمد]] }} ید عبد الغفور بالش آبادی
نام: عبد الغفور
نام خانوادگی: بالش آبادی
یکی از دوستان عبدالغفور می گفت : زمانی که عبدالغفور مجروح و در حال شهید شدن بود گفت : صورتم را به طرف کربلا برگردانید وقتی صورتش را به طرف کربلا برگردانیدیم سه بار گفت : یا حسین ادرکنی یا حسین ادرکنی یا حسین ادرکنی ودر آخرین لحظات هم گفت : سلام مرا به مادرم برسان وبه شهادت رسید (محمد بالش آبادی)
یک دفعه خواب دیدم که عبدالغفور در باغی است وقتی او را دیدم با او احوال پرسی کردم و در جایی که لباسهای سفیدی بر تن داشت و می گفت : جای من خیلی خوب است من به او گفتم : مادر دست من خالی است و چیزی برایت نیاوردم او گفت : نه مادر تو خیلی چیزها برای من فرستادی و زحمت خودت را برایم کشیدی (محمد بالش آبادی)
یکی از دوستان عبدالغفور خاطره ای را این گونه نقل می کرد : وقتی عبدالغفور بر اثراصابت ترکش مجروح شد مقداری آب برایش بردم تا به اوبنوشانم اما ایشان از نوشیدن آب امتناع کرد و گفت : من که رفتنی هستم آب را ببر و به دیگر مجروحان که تشنه اند بنوشان (محمد بالش آبادی)منبع : سایت یاران رضا<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=3683سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references /> ==رده=={{ترتیبپیشفرض:عبد الغفور بالش آبادی }}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان سبزوار]]