شهید حسین قلی پور

نسخهٔ تاریخ ‏۴ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۸ توسط Azizi (بحث | مشارکت‌ها)

حسین قلی پور
200px
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد مشهد
شهادت ۱۳۶۵/۶/۱۱
سمت‌ها رزمنده
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
تحصیلات نامشخص
خانواده نام پدر غلامرضا



خاطرات

   لحظه و نحوه شهادت

موضوع لحظه و نحوه شهادت راوی غلامعباس سالاری متن کامل خاطره

در عملیات کربلای 2 هنگامی که در یک منطقه کوهستانی صعب العبور در غروب کشور بودیم ،شرایط برای وصال حق برای این شهید بزرگوار تحقق یافت و این در حالی بود که که این شهید در شرایط کاملا بهرانی با لحن رسای عربی و با صدای بلند ، دشمن زبون را به تسلیم دعوت کرد با شاید در دل این سنگ دلان کور دل روزنه ای از ایمان عشق به ا... پیدا شود . در چنین شرایطی من به همراه چند نفر از بچه ها رو کردیم به این شهید بزورگوار و شرایط را برایشان تشریح کردیم و این خود و این حاکی از عقب نشینی ما بود . اینجا بود که رشادت و دلیری این مرد مرد بزرگ نمایان گشت و گفت : من به هیچ عنوان عقب نشیمی نمی کنم ، و این در حالی بود که دو راه بیشتر پیش روی ما نبود چرا که ما بر بلندی صخره ای قرار داشتیم که یا باید به آرامی از پرتگاهی که پیش رویمان بود ، پایین می رفتیم که این متصمن زمان زیادی بود و یقینأ دشمن به ما می رسید و یا اینکه می ماندیم و مقاومت می کردیم و به قول شهید اگر مقاومت می کردیم شاید فرجی از سوی خدا شکل میگرفت وموفق به تسخیر چند ارتفاع می شدیم . به هر حال از سوی ما اصرار برای عقب نشینی و از سوی او ماندن مقاومت که سرانجام به اتفاق چند مفر از برادران زیر پوشش آتش برادر شهید قلی پور به آرامی از پرتگاه پایین آمدیم . در حالی که حسین از بالای سر ما دیده می شد و به ما اشاره می کرد که سریعتر از منطقه خارج شوید . ناگهان صدای زوزه گلوله خمپاره دشمن به گوشمان رسید که متأسفانه گلوله درست بر روی حسین اصابت کرده و چیزی از آن شهید بزرگوار باقی نگذاشت .

   ایثار و فداکاری

موضوع ايثار و فداکاري راوی غلامرضا قلی پور متن کامل خاطره

آقای غلامعلی علیزاده همرزم حسین تعریف می کرد عملیات ساعت 12شب شروع شد .حسین که با برادران تخریب چی د رحرکت بودیم به مانع سیم خاردار برخوردند که زمان عملیات تنگ بود و باید سریع معبر باز می شد .آنها از بردران خواستند چند نفرداوطلب شوند تا روی سیم خاردار بخوابند تا رزمنده ها عبور کنند و از برادران داوطلب برای این کار یکی حسین بود و روی سیم خاردار خوابید تا رزمنده ها از روی بدن این برادران عبور کردند و سپس برادر حسین با بدن مجروح حرکت کردند و همراه بر ادران رزمنده در عملیات شرکت نموده بعد در حلقه محاصره دشمن قرار گرفتیم او که بالای پرتگاه بود و به زبان عربی هم مسلط بود به عراقی ها به زبان عربی گفت : تسلیم شوید .بعد به طرف فرمانده دستور عقب نشینی داده و دیگر من حسین را ندیدم حسین به وسیله یک خمپاره که به او اصابت کرده بود به شهادت رسید. منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16868

رده

آخرین تغییر ‏۴ شهریور ۱۳۹۹، در ‏۱۸:۰۸