شهید محمد حسین ملائی

نسخهٔ تاریخ ‏۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۱ توسط Rahimi98 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

کد شهید: 6313178 تاریخ تولد : نام : محمدحسین‌ محل تولد : اسفراین نام خانوادگی : ملائی‌ تاریخ شهادت : 1363/12/21 نام پدر : علی‌ مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : پاسدار یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : شهدا خاطرات خاطرات ورزشی موضوع خاطرات ورزشي راوی بهروز حقیقی متن کامل خاطره

دوست شهیدم ملایی یکی از کشتی گیران منطقه اسفرایی بود قرار بود یکی از کشتی گیران در وزن 53 کیلو گرم برای برگزاری مسابقه به مشهد بفرستیم و دو نفر هم وزن وجود داشتند شهید ملایی و یکی از دوستانش و ما وظیفه داشتیم که نفر برتر را انتخاب کنیم و از آن دو نفر خواستیم که خودشان انتخاب کنند که یکی از آنها با ما بیاید ولی آن دو مماعنت کردند و گفتن خودتان یک نفر مارا انتخاب کنید . ما هم مجبود شدیم مسابقه دوستانه بین آن دو برگزار کنیم شهید ملایی برنده شد ولی با گریه از ما خواست هر دو نفر را اعزام کنیم وقتی اخلاص و صمیمیت شهید را دیدم با مسیول تربیت بدنی رایزنی صورت گرفت و تصمیم از آن شد تا هر دو نفر را به مسابقه اعزام شوند دوستی آن دو ادامه داشت تا در عملیات بدر به فاصله اندکی از هم و درون قایق به شهادت برسند. لحظه و نحوه شهادت موضوع لحظه و نحوه شهادت راوی علی اصغر قلعه نوعی متن کامل خاطره

شهید شجیعی در یکی از مراسم هفتگی شهید ملایی تعریف میکرد که: قبل از عملیات بدر شهید ملایی فرمانده گردان آموزش قواصی بود. یک روز نزد من آمد و با حالی گرفته گفتند: سید من دلم گرفته خواهش میکنم مرا در یکی از گردانها بگذارید تا در عملیات شرکت کنم من هر چه به آقای فرومندی مراجعه میکنم و التماس میکنم به حرفم گوش نمیکند شما بروید و با فرومندی صحبت کنید تا بگذارد من در عملیات شرکت کنم و گرنه همین طور گردان آموزش را رها میکنم و به خط مقدم با گردان دیگری میروم شهید شیجعی گفت : وقتی این وضعیت را می دیدم خودم را به فرومندی رساندم و با اصرار زیاد توانستم فرومندی را راضی کنم تا اجازه دهد ملایی به خط مقدم بیاید بالاخره شهید ملایی را به عنوان جانشین خودم در عملیات بدر سازماندهی کردیم و چون خیلی صمیمی بودیم در یک قایق نشتیم و برای عملیات به راه افتادیم و در بین راه در کمین عراقیها گرفتار شدیم بعد از دفاع جانانه ای تیر به سینه شهید ملایی اصابت می کند و رو به من کرد گفت :فلانی من دراز می کشم تا خون به قلبم برسد تا به خود آمدم دیدم در حالی که دستش روی سینه اش هست به شهادت رسید . او را بوسیدم و عهد بستم ساله دیگر همین موقع به او ملحق شوم و همین گونه ام شد و شهید شجیعی در سال بعد در عملیات والفجر به شهادت رسید . یادشان گرامی باد. خاطرات سیاسی موضوع خاطرات سياسي راوی علی اصغر قلعه نوعی متن کامل خاطره

من به همراه شهید محمد محسن ملایی در یک مکانی مشغول کار بودیم صاحب کار ما ار افرادی بودند که عقیده خارج از انقلاب را داشتند ولی شهید همیشه طوری با آنها برخورد می کرد که آنها متوجه شدند که عقیده و فکرشان منحرف بر خلاف اسلام است. انقلاب در آستانه پیروزی قرار گرفت بود ولی صاحبکار ما حاضر نبود عکس شاه ملعون را از بالای سرش بردارد. روزی شهید با شجاعت تمام در حضور صاحبکار عکس شاه و فرح را از دیوار کند و به زمین کوبید صاحبکار بخواطر این کار شهید او را تنبه کرد و گفت تو را از کار برکنار خواهم کرد ولی شهید با شدت زیاد گفت: من جدا میگویم شما جرات این کار را ندارید من چندین سال هست اینجا کار میکنم ضمنا این ملعون از مملکت فرار کرده هنوز نمی خواهید باور کنید که انقلاب رو به پیروزی نهایی است صاحبکار وقتی دید حرف شهید منطقی است ساکت شد و شهید از همان کارگاه. راهی جبهه شد و صاحبکارش هم حقوق او را پرداخت می نمود و به شجاعت و شهادت شهید احسنت می گفت و به او و انقلاب ایمان آورد. رفتار و کردار شهید باعث شده بود که فرزندان صاحبکار او را برادر صدا می کردند. اعتقاد به ولایت موضوع اعتقاد به ولايت راوی علی اصغر قلعه نوعی متن کامل خاطره

113. شهید گرانقدر در سال 59 در گارد شاهنشاهی بعنوان سرباز مشغول انجام وظیفه بود. بصورت مخفیانه اعلامیه های حضرت امام خمینی ( ره ) ا مطالعه می کردند و به محض فرمان امام مبنی بر فرار سربازان از پادگانها ایشان فرار کردند و به اسفراین می آیند، نزدیک منبع آب که جنب منزل ما است می رسند فریاد می زنند، " الله اکبر، خمینی رهبر" آن هم در موقعی که در اسفراین انقلاب جا نیفتاده بود و می گفت: " که مردم اسفراین خواب هستند. " و بعد هم که انقلاب شد از همان ابتدا در جهاد سازندگی و در امرمدرسه سازی فعالیت می کردند، و به محض شروع جنگ به جبهه رفتند. منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19602

آخرین تغییر ‏۹ بهمن ۱۳۹۹، در ‏۱۶:۵۱