شهید مجتبی شماعی زاده

نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۳۹ توسط Jafarnezhad98 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مجتبی  شماعی زاده

فرزند: احمد

متولد: 134/06/۲۹

شهادت: ۱۳۶۲/۱۲/۰۳

قطعه: کربلای ۴

عملیات منجر به شهادت: کربلای۴ سرباززمینی بسیج

 

زندگی نامه

 

مجتبی در اصفهان پا به عرصۀ وجود نهاد و کودکی خود را در کانون پر مهر و با صفای خانواده‌ای مومن گذراند. چند خواهر و برادر بزرگ‌تر از خود داشت و همه در انتظار بزرگ شدن او بودند. از زمانی که وارد دبستان شد، همراه برادر خود و در پناه او با آرامش خاطر به تحصیل پرداخت. مجتبی بسیار باهوش و زرنگ بود و توانست تحصیلاتش را تا اول دبیرستان ادامه دهد. وقتی که زنگ انقلاب زده شد، با این‌که سن زیادی نداشت، همراه خانواده و برادرانش در راهپیمایی‌ها حضوری فعال داشت. قبل‌از انقلاب مقید بود که در نماز جماعت شرکت نماید و هر چه انقلاب به جلومی‌رفت، شور و شعور انقلابی و درک معنوی او ازانقلاب بیشتر می‌شد . با شروع جنگ تحمیلی اگرچه برادرانش به جبهه‌های جنگ رفته بودند، او نیز به‌عضویت بسیج در‌آمد تا فعالیت‌هایی را در بسیج محل داشته باشد. پس‌از مدتی بدون اطلاع پدر و مادر به پادگان آموزشی اعزام شد تا در پادگان مشق جنگ کند. چون برادرانش در جبهه بودند، توصیه‌های خانواده و برادران، نتوانست او را از حضور در مناطق عملیاتی باز دارد و در سال اول دبیرستان، کلاس درس را رها کرد و به جبهه‌های جنگ اعزام گردید. در بسیاری از عملیات‌ها و آفند و پدافندها شرکت کرد و بیش‌از چهارسال در جبهه‌های غرب و جنوب با صدامیان به مبارزه پرداخت. سرانجام در عملیات خیبر هدف ترکش خمپارۀ صدامیان قرارگرفت و به شهادت رسید و پیکر او میهمان هورالعظیم شد که پس‌از ۱۳ سال، گروه تفحص استخوان و پلاک او را پیدا نمودند و جنازۀ او به وطن بازگشت و در گلستان شهدای اصفهان به خاک سپرده شد.

 

وصیت نامه

 

«...من کوچک‌تر از آن هستم که بتوانم، برای ملت شهیدپرور ایران پیامی داشته‌باشم، ولی همین‌قدر بگویم که از رفتن فرزندانتان به جبهه‌های جنگ دریغ نکنید، زیرا این امانت‌ها را باید در راه خدا بدهید و چه بهتر از این‌که به جبهه‌های جنگ روی آورند و سلحشورانه برعلیه آمریکای جهان‌خوار و نوکر سرسپرده‌اش در منطقه که همان صدام است یورش برند. [پدر و مادر عزیزم]، امیدوارم که زحماتی که برای من کشیدید و مرا به اینجا رساندید و فرزندی تربیت کردید که خدا لیاقت شهادت را به او داد، خوشحال باشید. می‌دانم که برایم زحمت زیادی متحمل شدید و امیدوارم که مرا حلال کنید و به تمام برادران، اقوام و دوستان سلام مرا برسانید و از آنها برای من طلب حلالیت کنید...»

 

http://shohada-isf.ir/fa/shahid?shahidID=4763

آخرین تغییر ‏۲۳ تیر ۱۴۰۰، در ‏۰۸:۳۹