مجید شاکری اشتیجه
نام :مجيد
نام خانوادگى :شاكرىاشتيجه نام پدر :جعفر تاريخ تولد :24/03/1347 محل صدور شناسنامه :اصفهان تاريخ شهادت :21/10/65 نوع حادثه :حوادث مربوط به جنگ تحميلى شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم با دشمن-توسط دشمن درجبهه استان :بنياد شهيد استان اصفهان شهر :ادارهبنيادشهيداصفهان
وصيتنامه 1420185 مجيد شاكرى باسمه تعالى الذين اذا اصابتهم قالوا انا لله و انا اليه راجعون .آنان كه چون رسيد ايشان را مصيبتى گويند بدرستيكه ما از براى خدائيم و بدرستيكه ما به سوى او بازگشت كننده ايم (بقره آيه 152 ) به ياد هنگامى كه تركشهاى خمپاره و گلوله هاى آتشين دشمن كه هر يك ملكى را هدايت ميكند برپيكرم اصابت ميكند و مرا با خداى خود نزديك ميگرداند و به ياد هنگامى كه از براى درامان ماندن از خمپاره به زمين مى چسبم و مى انديشم كه از چه بوده ام و به زير همين خاك بايد مدفون گردم و به ياد هنگامى كه صداى غرش و صوت خمپاره از بالاى سرم مى گذرد و مرا به ياد صداى صور اسرافيل در روز قيامت مى اندازد . شروع ميكنم با سپاس به آنكه همه چيزم از اوست و بايد به سوى او بروم و با عرض ادب اسلامى خدمت فرمانده لشكر اسلام حجت ابن الحسن (عج) و نائب بزرگوار و امام امت و قائم مقام رهبرى آيت حق منتظرى و خدمتگذاران به اسلام و با درود و سلام بر خانواده خود هنگامى كه وصيت اين حقير را مى خوانيد من فانى در بين شما نخواهم بود و اميدوارم در اين موضوع صبر و استقامت نماييد و آنطور كه دوست دارم رفتار كنيد و در اين موقع از زمان اسلام احتياج به ما دارد و من خود را موظف مى بينم كه اين فرصت را كه پيش آمده از دست ندهم و اگر لياقت داشتم جان بى مقداررا فداى اسلام گردانم و اگر خداوند مرا قبول فرمود بايد كه راهم ادامه پيدا كند و از رفتن بچه هاى خود و برادرانم جلوگيرى نكنيد آنقدر اين دنيا بى ارزش است كه نمى خواهم يك لحظه در آن بمانم ولى چه كنم كه از زيادى گناه دل به اين دنيا بسته ام هر چه فكر مى كنم مى بينم كه از آن ناتوانتر هستم كه براى شما چيزى بنويسم و گناهكارتراز آن هستم كه شما را نصحيت كنم ولى چه كنم كه بايد چند خطى به عنوان وصيت نامه بنويسم . اى دوستان و آشنايان و اى كسانى كه از مرگ من سوگوار هستيد مواظب باشيد كه خداى نكرده همانند مردم كوفه بى وفا نسبت به امام نگرديد كه خداوند آن وقت شما را خشم خواهد گرفت حرفهايتان در حد شعار نباشد و حرفى را كه ميزنيد به آن عمل كنيد . گفتيد كه اگر جنگ 20 سال هم طول بكشد ما ايستاده ايم پس بايد استقامت كنيد واى بر شما اگر امام امت را تنها بگذاريد و يا او را ناراحت كنيد . با اعمال خود اى مردم بدانيد كه دنيا محل گذر است و بايد روزى رفت اگر به اين حقيقت پى ببريد گناه نخواهيد كرد و دلبستگى دنيا را ترك خواهيد كرد . من نتوانستم بندگى خداوند را بكنم و همه عمرم به گناه و معصيت گذشت و از خدا مى خواهم كه مرا عفو نمايد كه اگر او نبخشد واى بر من خيلى حرفها دارم كه برايتان بزنم ولى نمى شود گفت . در مرگ من سياه نپوشيد و برايم در برابر مردم غريبه مخصوصا منافقان گريه زياد نكنيد نمى توانم به پدر و مادرم بگويم كه گريه نكنيد كه داغ فرزند خيلى سخت است ولى نمى خواهم كه استقامت كنند و در روحيه آنها تاثير نگذارد . بگذار بگويم كه چه جور دوست دارم ، من خود دوست دارم بعد از مرگم برايم قرآن خيلى بخوانيد و از خداوند بخواهيد كه اين حقير را ببخشد. همين قدر بس است كه ديگر نگويم بهتر است دعاهاى كميل و توسل را برويد و برايم دعا كنيد بگذار چند خطى هم براى مردم كوفى شهر بگويم : اى مردم بدانيد كه اهل كوفه هستيد و همانند قوم بنى اسرائيل رفتار مى كنيد آخر تا كى مى خواهيد به شكم خود برسيد و فقط بهانه مى آوريد . واى بر شما چطور مى خواهيد جواب خون شهيدان را بدهيد فكر كنيد آيا مى توانيد از مرگ فرار كنيد اگر مى توانيد اين كارها را بكنيد چرا بى جهت غيبت ديگران را ميكنيد . يك گرگ كه درنده خوترين حيوانات است وقتى به مرده گرگ ديگرى مى رسند حتى اگر همه در حال مرگ باشند گوشت آن را نمى خورد چرا شما كه انسان هستيد و اشرف مخلوقات گوشت مرده برادر خود را مى خوريد من نبايد اين حرفها را بنويسم ولى دلم پر از درد است پس بگذار اگر كسانى هم از من ناراحت مى شوند بنويسم . سلامى از تمام وجودم به تمامى خانواده هاى شهداء و مخصوصا پدر و مادر خود ، اى مادر من فرزندى در شايستگى شما نبودم و نتوانستم كه حقى را كه به گردن من داريد ادا كنيد و در طول زندگى جز بدى چيزى به شما هديه نكردم و اميدوارم كه شيرت را حلالم كنى و مرا ببخشى و تو اى پدر كه هرگاه در چهره شما نگاه مى كردم از خود شرمگين ميشدم و كثرت خستگى را در وجود شما مى ديدم و به خود مى گفتم كه آيا توانسته ام جواب اين همه زحمت را بدهم و آيا فرزند قابلى براى شما بوده ام كه ميدانم نبوده ام و دوست دارم كه اين كوتاهى ها را از من نديده بگيريد و از من بگذرى دوست داشتم كه وقتى زنده بودم دست شما پدر و مادر گرامى را ببوسم ولى خجالت كشيدم و حال كه ديگر دير شده و اميدوارم كه برادران گرامى خود كه هر كدام آنها معلمى براى من بودند اين حقير راببخشيد اگر گناهى از او ديده ايد و در آخر از تمام اقوام و آشنايان كه مرا مى شناسيد طلب حلاليت ميكنم و اميدوارم كه اگر بدى از اين گناهكار ديده اند به بزگوارى خود ببخشيد و كسانى كه در مراسم اين حقير شركت ميكنند خود تشكر مى كنم . اين بنده در اين دنيا خوشى نديده و منتظر مرگ بوده اميد است كه در آن دنيا روى خوشى ببيند هنگامى كه انشاء الله ؟؟؟ گوئيد كه اين مسكين هميشه به ياد تو بود و از دورى شما فرسوده گشت خداوند همه بندگان عاصى همانند مرا ببخشد اى اقوام در آخر از شما مى خواهم كه در برابر حرفهاى مردم به طور جدى بايستيد و از انقلاب دفاع كنيد . در آخر مى خواهم كه دعا به امام و فقيه عاليقدر و آيت الله طاهرى و رزمندگان اسلام را يادتان نرود به اميد پيروزى اسلام در تمامى جهان كفر و به اميد آزادى كربلا و قدس از دست جنايتكاران . خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار منتظرى نستوه براى نصر اسلام محافظت بفرما برادر مجيد شاكرى والسلام وصیت نامه
لطفا به بخش گالري مراجعه شود. http://shohada-isf.ir/fa/shahid?shahidID=5106