فضل اله پاگیری فرزند: حسن متولد: 1344/01/01 شهادت: ۱۱/۰۸/۱۳۶۱ قطعه: والفجر 2و3 عملیات منجر به شهادت: والفجر3 سرباز زمینی بسیج
زندگی نامه
مادر شهید:« فضل الله تحصیلات خود را تا پایان دوره راهنمایی ادامه داد. به شغل کشاورزی مشغول بود و با پدرش به صحرا می رفت. از درآمد کشاورزی موتور خرید. ماه رمضان روزه هایش را مرتب می گرفت. عاشق جبهه و شهادت بود. در بسیج فعالیت زیادی داشت. در نمازجمعه مرتباً شرکت میکرد. ماه محرم در دسته جات عزاداری حضور می یافت و با برادرش به دیدن امام خمینی رفته بود. می گفت ما عاشق خمینی هستیم، می خواهیم پیش او برویم. برادرش دو بچه داشت. به او سفارش می کرد شما به جبهه نرو بگذار من بروم که زن و بچه ای ندارم. وقتی به مرخصی آمد به مشهد مقدس مشرف گردید. موتورش را فروخت و پولش را با خود به جبهه برد، گفت احتیاج دارم. آخرین باری که می رفت شعری را زمزمه می کرد و می گفت می خواهیم به کربلا برویم. سر پل ذهاب که بمباران شده بود، ایشان در آب افتاده بودند و به شهادت رسیدند.»
وصیت نامه
به نام خدا سلام علیکم برادر رضا پاگیری ۱۰۰ تومانی که به شما گفتم به حسن حیدری فرزند صفر اهل میشون بپردازید، حتماً بدهید و ۵۰۰ تومان از برادر عباس باقری طلبکار هستم، از او بگیر و مبلغ ۶۰۰۰۰ تومان در صندوق قرض الحسنه خوراسگان دارم، بگیرید و هفتاد روز روزه بدهکار هستم، برایم بدهید. اگر که توفیق شهادت نصیبم شد مرا در گلستان شهدا پهلوی مصطفی روغنی به خاک بسپارید و اگر که شهید شدم خوشحالی زیاد بکنید و راضی به گریه کردن نیستم. و از تمام دوستان، آشنایان و خانواده می خواهم که مرا حلال کننده و مرا ببخشند. از پدر و مادر مهربانم می خواهم که اگر من در حق آنها بدی کردم مرا ببخشند و اگر که توفیق شهادت نصیبم شد خوشحال باشید و راضی نیستم گریه بکنید. و به مردم دهکده بگویید جبهه ها را پر کنید، امروز اسلام در خطر است و واجب شرعی الهی است. خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. والسلام. وصیت نامه
لطفا به بخش گالری مراجعه شود. http://shohada-isf.ir/fa/shahid?shahidID=3000