شهید مصطفی تاج الدین

نسخهٔ تاریخ ‏۱۲ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۴۰ توسط Vazifeh98 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصطفی تاج الدین فرزند: علی متولد: 1343/09/01 شهادت: ۰۳/۰۸/۱۳۶۲ قطعه: والفجر 2و3 عملیات منجر به شهادت: والفجر3 سرباز زمینی بسیج


وصیت نامه

شهید مصطفی تاج الدین به نام خدا با نام خداوند بزرگ و خدای یکتا و یگانه خدایی که نه زاییده شده و نه می زاید خدایی که بخشنده و مهربان است خدایی که مالک روز جزاست خدایی که به بندگان خود روزی می دهد خدایی که در هم کوبنده ستمگران است و با سلام بر پیامبران الهی به ویژه پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد(ص) و رهروان پاک او که با نثار خون خود راه انان را تداوم بخشید و سلام به نایب برحق امام زمان (عج) رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی بت شکن که با رهبریت خود کاخ دوهزار و پانصد ساله ظلم و ستم را واژگون کرد و سلام بر شهیدان گلگون کفن که با نثار خون خود درخت نونهال انقلاب اسلامی را ابیاری کردند و سلام بر رزم اورانی که در دل شب از میهن اسلامی پاسداری می دهند و با درود به امید امام و امت حضرت ایت الله العظمی منتظری این مرد بزرگ و درود به شما پدران و مادران شهدا که فرزندان خود را ابراهیم وار به قربانگاه حق می فرستید و بخصوص خانواده های شهیدان گمنام همچون خانواده حضرت ایت الله طاهری و سلام بر شما امت قهرمان و شهیدپرور که چنین فرزندانی از جان گذشته تحویل اسلام می دهید و با درصحنه بودن خود مشت محکمی هستید بر دهان یاوه گویان شرق و غرب و بادرخواست پیروزی از خداوند متعال برای همه پیکار گران راه حق و حقیقت و عزت و سرفرازی برای روحانیت مبارز در خط امام وصیت نامه خود را شروع می کنم: عزیزان می دانید که سخن دل را نمی توان با قلم نگاشت ان هم در شرایطی که خودم را در کربلای مکان و عاشورای زمان می بینم اما چه کنم که می خواهم با شما و همه مظلومان تاریخ و مستضعفان جهان و حزب الله مظلوم درددل کنم بناچار با قلم ناتوان و شکسته ام می نویسم باشد تا شما به کلمات من روح حیات بخشید برادرانم خواهرانم هم اکنون که دیدم وظیفه ام هست که به ندای رهبرم جواب دهم جان برکف جهت نابودی کفر و نفاق با سلاحم اتشینم و قلب پرخروشم به جبهه های جنگ حق علیه باطل اعزام شد و مطلبی چند با شما عزیزان دارم اول مطلبی که با شما عزیزان و بزرگان خود دارم از حضرت علی (ع) است که چرا شما از شهادت می ترسید مگر کودکی را سراغ دارید که از پستان مادرش بترسد پس امام عزیزمان این اسطوره مقاومت را تنها نگذارید و همواره جان بر کف بفرمان این روح خدا باشید زیرا او بود که با رهبری پیامبرگونه ما را از ورطه هلاکت و سقوط به اوج درجه انسانیت و شرافت رسانید و همیشه خواستتان از خدای یگانه این باشد که خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار مطلب دوم اینکه امید امام و امت حضرت آیت الله العظمی منتظری و روحانیت مبارز پیرو خط امام این مشعلداران راه حق و حقیقت و این فریاد گران سالهای خفقان همچون حضرت آیت الله طاهری که نماینده امام و امام جمعه شهرمان است از یاد نبرید و مواظب باشید با شایعه پراکنی ها این ضد اسلامی ها ضد قرانیها را و این ضد روحانیت ها این عزیزان را نخواهند به کنار بزنند و مثل انقلاب مشروطه که شهید مظلوم ایت الله شیخ فضل الله نوری را کنار زدند بشوند مطلب سوم اینکه ای عزیزان امام سجاد(ع) فرمود اگر همه مردم مشرق و مغرب بمیرند و قران با من باشد هیچگاه هراس نخواهم داشت و احساس تنهایی نخواهم کرد شما عزیزان حزب الله مظلوم هیچگاه احساس تنهایی نکنید گرچه سخت است بخاطر اینکه بعضی ها مانند گرگ در لباس میش می باشند در بعضی از مساجد و بسیج ها رخنه کرده اند و ضربه ها ی خود را می زنند ولی چون شما عزیزان و زحمتکشان حزب الله خداوند را دارید و روحانیت پشتیبان شماست و راه حق و حقیقت و اسلام را به شما نشان می دهند نترسید که پیروزید و راه خود را ادامه دهید و این شما را هیچگاه از یاد نبرید و بعمل در اورید که می گویید حزب الله می میرد سازش نمی پذیرد مواظب باشید درست بسازش با این سیاست بازان نزنید و همیشه زیرگ و زرنگ باشید و سیاست مدار باشید نه سیاست باز و به شماهایی که در بعضی از مساجد و بسیج ها و ارگانها هستید بدایند که اگر در پست های مهم بسیج و سپاه هم رخنه کرده باشید چون دست ولایت فقیه بر سر انهاست هرچه هم که فعالیت کنید نمی توانید به انحراف بکشید این ارگانها را و از شما برادران بسیج و سپاه می خواهم که مواظب باشید ارزش خود را از دست ندهید ونااگاهانه تهمتی به کسی نزنید که فردای قیامت جلوی شما را می گیرند و این نصیحت از من کوچکتر از خودتان به مشا که هرچیزی را از کسی شنیدید از او بخواهیدبه شما ثابت کند و کورکورانه قبول نکنید زیرا که ممکن است ابروی شخصی درمیان باشد و شما ترور شخصیت کنید هر چند که امام امت مان فرموده اند هر کس برای خدا بیشتر کار کند بیشتر فحش می شنود و دیگر اینکه اگر اشتباهی کرید عیب نیست بلکه اشتباه خود را قبول نکردن و نپذیرفتن عیب است که خواست دشمنان اسلام و انقلاب این است که شما به تهمت زدن به یگدیگر و با هم درگیری ایجاد کردن مشغول باشید و انها استفاده کنند و به اهداف خود برسند و شما را از راه اسلام و انقلاب منحرف کنند و روحانیت را کنار بزنند تا اینکه شما ارزش خود را از دست بدهید و مانند انها در اخرت در یک جا باشید زیرا که قران می فرماید منافقان وکافران بشدت ارزو می کنند که شما هم مانند انها کافر شوید و شما را بر انها امتیازی نباشد و همه در کفر برابر و مساوی باشید پس انان را تا وقتی که در راه خدا هجرت نکنند بعنوان دوست نگیرید مطلب چهارم اینکه سخنی با منافقان دام و این است که شما چه فکر می کنید و بال و پرهای امام ما را از ما می گیرید بچه از پستان مادرش می ترسانید ملت ما را از شهادت می ترسانید این را بدانید که با ریخته شدن خونهایی همچون مطهری مفتح بهشتی محمد منتظری مدنی دستغیب صدوقی اشرفی اصفهانی و امثالهم ملت ما استوار می شوند و مستحکم تر بر علیه شما بر می خیزند و بیشتر عاشق شهادت می شوند و این را بدانید که شهادت برای ما مانند عروسی است زیرا که مکتب ما اسلام است و به اخرت اعتقاد داریم و می دانیم که اسلام احتیاج به خون دارد گمان مبر که من ارام و رام می میرم من اتشم که عدو را به کام می گیرم و پیام من به امت قهرمان و شهیدپرور این است که در هرسنگری که هستید بر علیه مبارزه را ادامه دهند و اسلحه برزمین افتاده مرا بردارند و به دشمنان اسلام بفهمانند که از کشتن ما سودی عاید آنان نخواهد شد و نخواهند توانست ما را از سنگری که برگزیده ایم یعنی پیاده کردن اسلام در تمام جهان به جای کفر یک قدم به عقب برانند و پیامم به کشاورزان عزیز این است که بدانند صدای بیل و داس شما چنان پشت امریکا را می لرزاند که صدای گلوله من نمی لرزاند و ای روحانیون و دانشجویان و دانش اموزان عزیز وحدت خود را حفظ کنید و یکپارچه بر علیه دشمن بتازید و با فعالیت خود در سنگر حوزه دانشگاه و مدرسه ایران را در اینده نزدیک از هر نظر چه اقتصادی و چه فرهنگی به درجه خودکفایی برسانید و ای جوانان عزیز که امید امام و سرمایه این ملت هستید مبادا در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد و مبادا در غفلت بمیرید که علی در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین(ع) با هدف مشخص شهید شد ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عندربهم یرزقون و ای پدران و مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه ها جلوگیری کنید که فردای در محضر خدا جواب مادران شهدا و زینب (س) که تحمل هفتاد و دو تن شهید را نمود نمی توانید بدهید و ای مادران شهیدا مژده باد شما را که در اخرت در مقابل فاطمه (س) روسفید و سربلند خواهید بود و ای برادران و خواهران استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین درمانها برای تسکین دردهاست و به یاد خدا باشید و در راه او قدم بردارید و هرگز نگذارید دشمنان بین شما تفرقه بیندازند و شما را از روحانیت متعهد و مبارز جمدا کنند که اگر چنین کنند انروز بدبختی مسلمانان و روز شادی دشمنان انقلاب و اسلام است و از شما جوانان عزیز می خواهم که مواظب زبان خویش باشید و تهمت به کس نزنید و مواظب باشید که یک عده نااگاه و یک عده اگاه مثل گرگانی که در پوست میش ها هستند در بین شما رخنه نکنند و شما را نسبت به اشخاص روحانیت بدبین ننمایند همچنانکه در گذشته شاهد ان بودید که چه تهمت هایی ناروایی به شهید بزرگ وار بهشتی مظلوم و دیگر یارانش زدند و ما موقعی به این اشتباه پی بردیم که دیگر بهشتی در میان نبود اگر می خواهید به انحراف کشیده نشوید از روحانیت اصیل و متعهد و مبارز دست برندارید و بدانید اینان خلیفه الله هستند در روی زمین و کسانیکه ایت الله طاهری و روحانیت مبارز در خط امام را قبول ندارند و مخالف ایت الله منتظری هستند راضی نیستم در تشییع جنازه من شرکت کنند به پدر و مادر عزیزم برادران و خواهران مهربانم همچون کوهن باشید و استقامت کنید و با ناملایمات زندگی دست و پنجه نرم کنید و از شما کمال تشکر را می کنم که از رفتن من به جبهه جلوگیری نکردید و حتی مرا تشویق به جبهه رفتن نمودید و بدانید که دنیا مزرعه ایست که برای اخرت و تا می توانید در این دنیا در راه خدا قدم بر دارید و برای خدا قدم بردارید تا بتوانید از ان بذری که در دنیا کاشته اید در اخرت بهره برداری کنید و از کشته شدن من در راه خدا اندوه بدن راه ندهید و برای من مشکی نپوشید چون دنیا برای من زندان بود و اخرت بهشت و زندگی اصلی من است الدنیا سجن المومن و حبه الکافر و بدانید این بدن من برای مردن افریده شده است پس چرا در راه خدا نباشد و وصیتم به شما این است که مرا با چشمان باز خاک بسپارید تا همه بدانند و ببینند که من کورکورانه در این راه قدم بر نداشتم بلکه با چشمی باز و شناختی که نسبت به این راه پیدا کرده بودم گام برداشتم تا بتوانم دین خود رابه خدا و رسول خدا و امام زمان و حسین دوران و محمرومان جهان ادا کرده باشم و مطلب اخر با پدر و مادرم اینستکه دلم می خواهد در مرگ من گریه و زاری نکنید بخاطر رجایی و باهنر که سوخته تا در اخرت نسوزند و گریه کنید و از پدرم می خواهم که هر موقع خبر شهادت من به گوشش رسید در اولین شب جمعه دعای کمیل در منزل بگذارد و از مردم حزب اللهی و روحانیت محله مان هم دعوت کنید و شام عروسی من راهم در این شب بدهید که من با ارزوی خودم رسیدم و امیدوارم کسانیکه از دست من ناراحت هستند به بزرگی خودشان ببخشند پدرم و مادرم اقوام دوستان آشنایان مرا حلال کنید و من از همه و همه حلالیت می طلبم. وصیت نامه

لطفا به بخش گالري مراجعه شود.

http://shohada-isf.ir/fa/shahid?shahidID=3011

آخرین تغییر ‏۱۲ شهریور ۱۴۰۰، در ‏۱۳:۴۰