محمدحسین بیدگلی
فرزند : کوچک
متولد : 1344/02/06 در شاهرود
تحصیلات : زیر دیپلم
تاهل : مجرد
یگان : سپاه شاهرود - تیپ 17 علی بن ابی طالب ( ع )
مدت حضور : 6 ماه و 8 روز
مسئولیت : رزمنده
نوع عضویت : بسیج
نوع شغل : محصل
تاریخ شهادت : 1361/04/23
محل شهادت : شرق دجله
عملیات : رمضان
محل دفن : شاهرود گلزار شهدا
rId5
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
با نام خداوند درهم کوبند ة ستمگران وصیت نامۀ خود را آغاز می کنم . اینجانب محمدحسین بیدگلی در کمال سلامت وصیت می کنم که هیچ گاه امام را رها نکنید و همیشه امام را دعا کنید و هرگز نگذارید این منافقین روحانیت را تضعیف کنند چون هر که از روحانیت برید از بین رفت . اسلام بدون روحانیت مساوی است با اسلا [ م ] منهای اسلام . آری، ای کسانی که وصیت نامه مرا می شنوید، بدانید که این انقلاب که پیروز شد بدون روحانیت هرگز امکان نداشت . برای من و امثال من هرگز ناراحت نباشید چون خود خداوند می فرماید هر کس مرا دوست داشته باشید و به راه من قدم بگذارد پس من نیز او را دوست خواهم داشت و هر کس را که دوست داشته باشم او را خواهم برد . پس باید بدانید که خداوند خیلی به این بنده گنهکارش لطف کرده که این چنین مقامی به او عطا کرده . ای کسانی که می شنوید آنچه را که من نوشته ام . بدانید هیچ چیز باعث تحریک من به جبهه رفتن نشد ، به جز رضای خداوند و عشقی که به او داشتم . شاید بگویند که ناکام از دنیا رفته . ولی باید بدانند که تنها خواست من رسیدن به او بود . پس در این حساب ناکام از دنیا نرفتم . بعد از من برادرانم هستند که راه مرا ادامه دهند . پس از این لحاظ هم ناراحت نیستم ، مگر از اینکه یک وقت شما مردم امام را تنها بگذارید . ای مردم ، بدانید تنها رابط بین شما و خدا این پیر هشتاد و چند ساله است . ای مردم ، او را هرگز رها نکنید . اولین و آخرین وصیت من همین هست . هم به برادران و مادرم و هم به کسانی که این وصیت نامه را می خوانند . چون حسین شاکری صبح زود حرکت می کند مادر جان ، امید دارم که دو برادرم از کارهای خود دست کشیده باشند و به راهی حقیقی پا نهند . مادر جان ، باز هم دور [ و ] بر اینها را داشته باش، ما که به جایی نرسیدیم بلکه اینها به جایی برسند . در ضمن یک قطعه نامه برای شریف می نویسم آن را به او بدهید . دیگر بیشتر از این سرتان را به درد نمی آورم . امیدوارم که دیگر بیشتر از این [ دگر ] ناراحتی نکنید چون خبرهایش می آید . به امید خدا بعد از این می خواهم بروم لبنان ؛ شاید آن دو تا را هم با خودم ببرم، یعنی حسن و علی را . آبجی را نیز سلامش برسانید و از قول من از او عذرخواهی کنید که از دستور او سرپیچی کردم چون دستور جلودار واجب تر از فرمان خواهرم بوده . به هرحال از قول من او و امید را ببوس و از تمامی شما التماس دعا دارم . به امید پیروزی حق بر باطل .
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
به کام [ و ] آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل
چه فکر از خبث بدگویان میان انجمن دارم
الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز میخانه
که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم به امید پیروزی رزمندگان اسلام و نابودی کفار . به امید آن روزی که در قدس نماز بگذاریم . تمامی دوستان و آشنایان را سلام برسان . دوستدار شما
محمدحسین بیدگلی
وصیت نامه2
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند در هم کوبنده ستمگران و رسواکننده منافقین وصیت نا [ مۀ ] خود را آغاز می کنم . ای مادر و دو برادر گرامی ام، امیدوارم که هرگز برای من گریه نکنید و بدانید راهی را که من انتخاب کردم تنها راه و صحیح ترین 9 راه است، راهی که به الله ختم می شود . ای برادران من ، راهی را انتخاب کنید که مستکبرین [ و ] پولدارها آن راه را نمی روند . راهی که هر چند پرخطر است ولی به خدا ختم می شود . راهی که هر مسلمانی مشتاق آن است . ای مادر جان ، تنها خواهش من از شما این است که برادرانم را به راهی تشویق کنید که به سوی الله است و هیچ گاه از نماز جمعه و دعای کمیل غافل نشوید . مادر و برادرانم دیگر با شما عرضی ندارم . لطفاً من یک ماه روزه بدهکار هستم، آن را بگویید برایم بگیرند .
« و السلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته »
اسفند ماه 1361
محمدحسین بیدگلی
منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان
http://www. 3000 shahid.ir/martyr/bio/ 453