شهید مرتضی پازوکی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۴ توسط Atashbar97 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

مرتضی پازوکی

فرزند : اکرم

متولد : 1346/03/07 در گرمسار

تحصیلات : زیر دیپلم

تاهل : مجرد

یگان : سپاه گرمسار - تیپ 12 قائم ( عج )

مدت حضور : حدود 5 ماه

مسئولیت : رزمنده

نوع عضویت : سرباز

نوع شغل : کشاورز

تاریخ شهادت : 1366/01/05

محل شهادت : شلمچه

عملیات : پدافندی

محل دفن : گرمسار گلزار شهدا


rId5


وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم « بسم رب الشهداء، اشهدا ان لا اله الا الله، وحده لا شریک له و اشهد اَنّ محمد اً عبده و رسوله » شکر خدای را که توفیق یافتم در راه مبارزه حق علیه باطل شرکت کنم و آنچه را که دارم در طبق اخلاص نهاده ، تقدیم ایزد منان کنم و آنچه حسین و یارانش و تمام رزمندگان صدر اسلام پروانه وار دور آن می گشتند، من هم آن را بازیابم ، یعنی « شهادت » آیا کسی به خود اجازه می دهد که با چشم خود ببیند که جنایتکاران و متجاوزان دست به سوی اسلامش، شرف و کشورش دراز کرده و قصد نابودی آن را داشته باشد و سکوت اختیار کند؟ من اکنون می روم که با خدایم ملاقات کنم . می روم تا آتشی را که در درونم مشتعل شده خاموش نمایم . من هم اکنون به سوی سنگر خالی همرزمم، به سوی لانۀ باصفای جبهۀ جنگ پرواز می کنم که دشمن بداند هیچ موقع سنگر خالی نمی ماند . اما باید از رهبرم، امامم، حجت عصرم ، خمینی بت شکنی، قدردانی کنم که مرا از سیاه چال ها و گرداب های روزگار که به سوی پرتگاهی روانه بودم نجاتم داد و هادی و راهنما شد و تو ای هم رزمم و دوستم، خود بهتر می دانی که این انقلاب به چه نحوه ای به پیروزی رسیده ؛ با کشته شدن علی اکبرها، علی اصغرها و حبیب بن مظاهرها . نکند خدای ناکرده بی تفاوت بنشینی و دنیا را بر آخرت ترجیح بدهی . هیچ حزن و اندوهی به خود راه نده که ما پیروزیم. این حقیر - مرتضی- برحسب وظیفه چند کلمه ای را به عنوان وصیت و سفارش جهت اینکه دعای خیری برای آخرتم گردد به دست عزیزان تسلیم می دارم.و اما سخنی با خانواده، پدر عزیز و مادر دلبندم ، عزیزانی که از خجالت رویتان قدرت صحبت با شما را ندارم ، اما به امید اینکه شما هم بر قاصر بودن های من و بر اشکالات و ایرادات من قلم عفو بکشید ، روی صحبت با شما پیدا می کنم . ای عزیزان، ای آنهایی که درس صبر و استقامت را از اهل البیت( صلوات الله علیهم اجمعین ) فرا گرفتید و درس جوان دادن و شهید دادن را از زینب (س) و حسین (ع) آموختید و هر چند که در طول زندگی و مدت به سر بردن با شما جز رنج و زحمت برایتان چیزی نداشتم ، هر چند که آبرویی پیش تان ندارم که به آن آبرو قسمتان دهم که خطاهایم را ببخشید ، اما به کرم حق تعالی شما را قسم می دهم که این حقیر را عفو کنید. خداوندا، تو را به یگانگی ات سوگند، شهادت در راه اسلام را نصیبم کن . گناهانم را ببخش و در صف شهدا قرارم بده . بارالها، قدرتی به من عنایت کن و لطفی بفرما تا در آخرین لحظات عمر نام تو را بر زبان داشته باشم و اما پدرم ، تو قدرت و توان زیادی داری، تو که از کودکی با زحمت و رنج [ و] با مشقت دست وپنجه نرم کرده ای، از تو می خواهم که تمامی غمت را در راه ترویج اسلام و در راه هر چه سربلند کردن اسلام و جمهوری اسلامی عزیز و در راه انقلاب اسلامی به کار بندی. پدر عزیزم، از تو می خواهم که گناهان مرا ببخش و از تو حلالیت می طلبم و امیدوارم که از دست فرزند خود راضی باشی. پدر عزیزم ، از اینکه شما را ناراحت کردم ، معذرت می خواهم و از تو می خواهم که اگر من شهید شدم ، گریه با صدای بلند نکنی چون دشمنت شاد می شود و هرگز برای مرگ من ناراحت نباش و امیدوارم که از فرزندت راضی باشی. و اما سخنی با مادرم : از تو می خواهم که با صدا[ی] بلند گریه نکنی . اگر قطره ای اشک به چشمان عزیزت آمد ، همان چشم هایی که بارها شاهد بوده ام در داغ ائمه ( صلوات الله علیهم اجمعین ) می گرید، این اشک ها را نیز به همان اشک مبدل ساز[ی]، برای حسین(ع) تشنه لب گریه کن ، برای عباس (ع) و اکبر (ع) و اصغر (ع) و قاسم (ع) گریه کنی . مبادا به خاطر اینکه امانتی را پس داده ای دل آزرده باشی. پدر و مادر عزیزم، از شما می خواهم که همان گونه که اسوه بوده اید، در تمامی اعمال تان سرمشق و اسوه باشید. الهی بیندیشید و الهی عمل کنید ، همچنان که تا به حال عمل کرده اید و نیز این حقیر را عفو کنید و از تو ای مادرم حلالیت می خواهم و می خواهم که مرا ببخشید . ای مادر ، نکند در مرگم بی تابی کنی و جامه بدری و تا آخر عمر خود را در آتش ناراحتی بسوزانی چون که مورد طعن دشمن قرار خواهی گرفت و به خانواده و بستگان توصیه می کنم که دست از این انقلاب و امید مستضعفان، رهبر انقلاب، برندارید. من به شما وصیت می کنم که بعد از مرگ به همۀ دوستان و آشنایان تبریک بگویید و اما برادر و خواهرم ، اندوهم را چون گلوله ای کنید و به طرف فرهنگ پوسیده غرب و شرق پرتاب کنید . عزیزان برادر و خواهرم ، بدانید دنیا چون زندان است . بدانید خون شهید جوشان جوشان است و من از شما می خواهم که برای من گریه نکنید و از شما می خواهم که فرزندان خود را خوب تربیت کنید. سلام مرا به تمام فامیل ها و آشنایان برسانید. پیروز باد اسلام، نابود باد دشمنان اسلام و قرآن و سلام بر امام بزرگوارمان امام خمینی.

« خداحافظ »


منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان

http://www. 3000 shahid.ir/martyr/bio/ 428