شهید محمد پایون

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۲۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۰ توسط Asadpor9707 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

محمد پایون فرزند : رمضانعلی متولد : 1347/01/01 در شهرری تحصیلات : زیر دیپلم تاهل : مجرد یگان: سپاه دامغان-تیپ21-گردان قمربنی هاشم مدت حضور : 7 ماه و 20 روز مسئولیت : رزمنده نوع عضویت : بسیج نوع شغل : محصل تاریخ شهادت : 1365/03/27 محل شهادت : منطقه مهران عملیات : پدافندی محل دفن : دامغان روستای فرات


وصیتنامه  بسم رب الشهداء و الصدیقین  « و لاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولکن لا تشعرون »  و کسی که در راه خدا کشته می شود مرده نپندارید بلکه زندة ابدی است ولکن همۀ شما این را درک نمی کنید. حمد و سپاس خدایی را که انوار حکمت و جلالش دل هر مؤمنی را روشن تر از روز روشن نمود و آثار قدرتش بر هر کسی آشکار [است]. خداوندی که به رحمت واسعۀ خود هستی بخش تمام موجودات است . هادی آنها در طول حیات، خداوندی که انسان را اشرف مخلوقات قرار داد و برای هدایت او پیامبرانی راستین فرستاد . تنها اوست سزاوار پرستش و نپرستیم خدایی را مگر او. به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان  خداوندا، تو خود گواه باش که شهادت می دهم که خدایی جز تو نیست و یگانه و بی شریکی و شهادت می دهم که محمد (ص) خاتم پیامبران الهی و کتاب آسمانی اش تنها کتاب ما می باشد و معاد و محشر حق است و لازم و ضروری و هیچ گونه شبهه ای در آن ندارم. خداوندا، شنیدیم نداکننده ای که ندا می کرد برای ایمان و اینکه به خدایتان ایمان بیاورید. خداوند[ ا]، ایمان آوردیم ، پس گناهانمان را بیامرز و زشتی و بدی هایمان را بپوشان و ما را در گروه نیکان بمیران . خداوندا، با رحمت بی پایانت ما را در جمع شایستگان واردمان کن و در میان فرازجایگاهان بالایمان بر . بارالها ، از تو می خواهم که مرگم را شهادت در راه خودت زیر پرچم اسلام و با اولیاء خود قرار دهی . پروردگارا، اگر فراموش کردیم یا خطا نمودیم ، ما را مؤاخذه مفرما . بارخدایا، تکلیف سنگین طاقت فرسا را، آن چنان که بر پیشینیان ما نهادی ، بر ما قرار مده . خداوندا، آنچه از مجازات که طاقت تحمل آن را نداریم بر ما مقرر مدار و از ما درگذر و گناهانمان را ببخش و بیامرز و ما را مورد رحمت و مهر خویش قرار ده که تنها مولا و سرپرست و یاور ما تویی. خدای را شکر می گزارم که در چنین برهه ای از روزگار جهان هستی به دنیا آمدم ؛ زمانی که اسلام از دست رفته در جای رفیع خود قرار گرفت و من هم توانستم خدمتی ناچیز به دینم کرده باشم . پس خانوادة عزیزم ، در این مقطع از زمان برای فرزندتان آرزوی پیوستن به علی اکبر حسین (ع) را داشته باشید و بر خود ببالید که امانت الهی را به خود  او بازگردانیدید.  مادرم، اکنون وقت آن رسیده است که رسالت زینبی خود را بر دوش بگیری . مادرم ، خواهرهایم، دلم می خواهد که بعد از شهادتم راه زینب (ع)، که همان استقامت و صبر  بود، پیشۀ خود ساخته ، حجاب اسلامی را کاملاً رعایت نموده و همانند او با ناملایمات دست وپنجه نرم کنید. مادرم، می دانم که از دست دادن فرزند برای همچون تویی سخت و دشوار است ، ولی چاره چیست؟ سعی کن که کوه باشی و چون کوه استقامت کنی و لحظه ای از نام خدا غافل نباشی . مادرم، بعد از من با بچه ها با ملاطفت و نرمی رفتار نما و هیچ گونه ناراحت نباش که من بی هدف نبوده ام بلکه در راه هدف مقدس گام برداشته ام. ای مردم ، مرگ در کمین است و هر لحظه ممکن است به شما حمله کند . پس توشۀ آخرت زیاد کنید و در راه خدا جهاد کنید که چه خوش است مرگ که شهادت در راه خدا باشد و اگر غیر از این باشد پس وای که دیگر راهی نیست. ای جوانان ، نکند که در رختخواب ذلت بمیرید که حسین سیدالشهد ا (ع) در میدان نبرد شهید شد. ای دوستان، مبادا در غفلت بمیرید که علی(ع) در محراب عبادت به شهادت رسید. ای برادران، مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین(ع) در راه حسین(ع) و با هدف شهید شد.  برادران و خواهران من ، سعی کنید حقوق خود را در قبال پدر و مادرتان به جا آورید . قرآن را بخوانید، غیبت نکنید، کارهایتان خالص و بی ریا باشد و زیاد به دنیا اعتماد نکنید و بدانید که شما بایستی روزی در صحرای محشر بایستید. « الموت فی حیاتکم مقهورین الحیات فی موتکم قاهرین » . به درستی بر ای کسانی که به این دنیا و لذت فانی اش دل بسته اند مرگ پایان زندگی است ، اما برای مجاهدان فی سبیل الله مرگ پایان زندگی نیست که آغاز آن توأم با جاودانگی است.  باید این نکته را گوشزد نمایم که راضی نیستم افراد بی تفاوت یا احیاناً کسانی که مخالف انقلابند ، در تشییع جنازه یا مجلس من شرکت نمایند . مقدار پولی که دارم صرف امور خیریه یا حسینیه شود . آن موکت کوچک را به حسینیه ببرید، کتاب هایم را در کتابخانۀ مسجد در دسترس عموم قرار دهید، رادیو ترانزیستوری کوچک را اگر احتیاج نداشتید ، به جبهه بفرستید. دوچرخه ام برای استفادة خودتان باشد. در آخرالامر ، از تمام کسانی که احیاناً طلبی از من داشته اند و من نمیدانم می خواهم که طلب خود را بگیرند و من اگر حقی به کسی داشتم ، از آن حق گذشتم و از شما هم می خواهم اگر حقی بر من دارید، از من درگذرید.  « والسلام »  محمد پایون، 25/1/65    [ وصیت نامه ای دیگر]  بسم الله الرحمن الرحیم  این حقیرمحمد پایون [...] وظیفۀ شرعی لازم دیدم نکاتی چند در مورد انجام امور بعد از خودم را متذکر شوم.  1-غیر از امسال به مدت 23 روز روزه  2-روزه امسال  3-مدت یک ماه نماز  4-سه تا نماز آیات  5-کتاب هایم را به کتابخانۀ مسجد ببرید  کتاب هایی هم در مورد امور فنی اتومبیل [...] آنها را ببرید.  تعدادی از کتاب ها که دو سه تایی بیشتر نیست از [...] گرفته از خودش بپرسید.

منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/2418