شهید رسول عبادت

نسخهٔ تاریخ ‏۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۳ توسط Ghanbari9706 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

رسول عبادت


زندگی نامه

شهيد رسول عبادت فرزند عطاء الله، در تاریخ 1324/07/06 مصادف با هفدهم ربيع الاول، سالروز ولادت حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله ) در شيراز به دنيا آمد و پس از طي دوران طفوليت وارد دبستان شد. در سال 1342 از دبيرستان نمازي شيراز در رشته رياضي ديپلم متوسطه گرفت. سال بعد در آزمون ورودي دانشكده افسري شركت نمود و پس از قبولي به تحصيل علوم و فنون نظامي پرداخت. دانشكده افسري در آن سال ها شاهد حضور مردان بزرگی چون شهيد نامجوي، اقارب پرست، كلاهدوز بود که این بزرگمردان سكان هدايت برنامه هاي مذهبي و مبارزات سياسي عليه رژيم شاهنشاهي را در دست داشتند. رسول، يكي از چهره هاي شاخص مذهبي در ميان دانشجويان بود و همين ويژگي عامل دوستي و همكاري وي با استاد نامجوي بود و بدين ترتيب او نيز به گروه مخفي ارتش پيوست كه جمعي از افسران مومن، مردمي و مبارز بودند. با پايان دوره دانشكده در تير ماه 1346 با درجه ستوان دومي براي گذراندن دوره مقدماتي عازم شیراز شد. او در شيراز در ضمن فراگيري علوم و فنون نظامي به ورزش هاي مختلفي مي پرداخت؛ تيراندازي، تنيس و شمشير بازي رشته هاي مورد علاقه وي بودند، چنان كه قهرماني در رشته تيراندازي در شيراز و تهران باعث اعزام وي به مسابقات ارتش هاي جهان (پيمان سنتو) گرديد، كه در آن مسابقات نيز به مقام اول رسيد. پس از گذراندن دوره مقدماتي در «تيپ 55 » هوابرد شيراز مشغول به خدمت شد. وي به خوش نامي، شجاعت و مردانگي بين همكاران ممتاز و يك سرباز و مربی نمونه بود. «ستوان دوم جوان»، در سن بيست و پنج سالگي در روز بيست و دوم بهمن ماه 1349 ازدواج نمود و در سال 1353 پس از 7 سال خدمت به تهران دانشكده افسري منتقل شد. «قهرمان تير اندازي سنتو» مورد توجه فرماندهان دانشكده قرار گرفت و به عنوان «فرمانده يگان بورسيه و استاد درس هاي چريكي و رهبري نظامي» منصوب گرديد. او تمام دوره هاي علمي و رزمي ارتش مانند: دوره مقدماتی، عالی، دانشكده فرماندهي و ستاد و پدافند، رنجري، چتربازي، مربي پرش را در طول خدمت سپري نمود. در سال 1357 جهت طي دوره عالي به امريكا ـ ايالت جورجينيا ـ رفت. با بازگشت به وطن درباره انقلاب اسلامي گفت: آمده ام تا سرباز امام زمان (عجل الله فرجه) باشم و در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي به همرزمان خود در دانشكده پيوست. با پيروزي انقلاب اسلامي و پس از ناآرامي هاي ایجاد شده در كردستان که حاصل فعاليت هاي استکبار جهانی و ایادی خود فروخته آنها بود به صورت داوطلبانه به لشگر 28 سنندج رفته و عازم كردستان شد و به مبارزه با ضد انقلاب پرداخت. «فرمانده گردان 112» در اولين مأموريت به پاكسازي روستاي «ربط»‌ در اطراف سردشت پرداخت، سپس به مريوان اعزام شد. شهر مريوان تحت سلطه همه جانبه ضد انقلاب بود و پادگان در محاصره كامل قرار داشت. شهید عبادت براي ايجاد امنيت نسبي در منطقه اقداماتي نمود؛ از جمله تقويت روحيه پرسنل، اعزام گروه هاي شناسايي و حمله مقتدرانه به پايگاه هاي دشمن. طرح ويژه این افسر شجاع و باتجربه و با انگیزه مبني بر عدم بازگشت همه نيروها به پادگان پس از پاكسازي مواضع به دست آمده و حفظ دستاوردها، باعث اقتدار نسبي نيروهاي خودي شد و پس از چند ماه پادگان از محاصره خارج گردید. با بهبود شرايط گردان 112 توانست تا ارتفاعات مشرف بر درياچه مريوان پيشروي كند و پايگاه هايي در طول مسير ايجاد نمايد. متعاقب پيشروي هاي اوليه، با اقدامات مؤثر دلاور مردان ارتش در پادگان مريوان و لشگر 28 سنندج جاده مريوان به سنندج آزاد شد و نهايتاً پاكسازي نهايي آن مناطق ميسر گرديد. با آغاز جنگ تحميلي این غیور مرد خطه شهید محراب آیت الله دستغیب در كردستان غریبانه با شهید والامقام سپهبد صیاد شیرازی مشغول انجام وظیفه و درگيری با ضد انقلاب بود. ارتفاعات «كنگرك»كه در نقشه هاي نظامي به قوچ سلطان نام گذاري شده است، در شمال غربي مريوان قرار دارد. اين ارتفاعات در نوار مرزي به گونه اي قرار گرفته است كه بر شهرهاي مريوان ايران و پنجوين عراق اشراف كامل دارد. فرماندهان ارتش عراق با علم به اين مطلب در اين منطقه شديداً به حمايت از ضد انقلاب و مسلح نمودن آنها پرداختند. شهید عبادت و ساير همرزمان با شناخت كامل از اوضاع منطقه پس از پاكسازي مريوان، طرح عملياتي را ريختند كه براي هميشه دست عناصر ضد انقلاب و ارتش عراق را از ارتفاعات بسيار مهم قوچ سلطان كوتاه كنند. سرانجام با قبول طرح عملياتي در كميسيون هاي نظامي، در روز پانزدهم خرداد 1360 «عمليات فتح كنگرك» آغاز گرديد. گردان 112 وارد عمليات شد، گردان 118 نيز به فرماندهي سرگرد بشيري به عنوان احتياط آماده گرديد، تعدادي از برادران سپاه پاسدارانبه فرماندهي شهيد جاويد الاثر احمد متوسليان نيز وارد نبرد شدند. طرح عملياتي دقیق، عزم راسخ رزمندگان،‌ هماهنگي هوانيروز و توپخانه و نيروهاي پياده يگان عمل كننده با فرماندهي شهید عبادت منتهي به پيروزي گرديد و قله قوچ سل

طان در ساعت 7 صبح روز شانزدهم خرداد ماه 1360 فتح شد. در اين عمليات 120 نفر از نظاميان دشمن اسير و تعداد زيادياز عناصر خود فروخته ضد انقلاب كشته شدند. پس از مسلم شدن پيروزي، گردان از حالت تهاجمي خارج شد و پرسنل به كمك مجروحين و جمع آوري اسرا پرداختند كه در یک کمین غافلگیرانه و ناگهانی يكی از عناصر دشمن، این افسر آزاده و شجاع و مومن را مورد هدف قرار داد و ساعاتي بعد آن فرمانده لايق به شهادت رسيد. او بر فراز كنگرك ايستاد و از آنجا بر فراز عرش الهي قدم نهاد. روحش شاد و راهش مستدام باد


وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم خدايا! در اين لحظات درگيرى، نه مى ترسم و نه نااميدم. فقط آرزو دارم كه همه ما را ببخشى و دیگرانی را که از ما زنده مى مانند آگاه سازى تا قدرت پيدا كنند و انتقام مسلمانان واقعى را از كفار، مشركين و منافقين بگيرند و قدرت تو را به عرصه وجود گذارند. خدايا! هميشه به تو متكى و معتقد بوده و هستم و بعد از تو هم به انسان ها و به ويژه انسان هاى متقى و به خويشان به خصوص همسر و فرزندان، پدر، مادر، برادران و خواهرم و آنها را دوست داشته و دارم. خدايا! همه آنها را بيامرز. خدايا! شهدا را كه زندگى حقيقى و بر حق را در وجود همه ما زنده كرده و مى كنند بيامرز. شجاعت و ايمان آنها را به ديگران بياموز. اميدوارم اسلام پيروانش را هميشه در دنيا در پناه تو خداى بزرگم حفظ نمايد، آمین یا رب العالمین. رسول عبادت 1359/04/31


خاطر ات

خاطره ای از امیر احمد تركان: مأموریت یافتم جهت تطبیق آتش توپخانه هاى موجود به منطقه مریوان بروم. در آنجا شهید عبادت را پس از حدود ۶ سال ملاقات كردم. البته قبل از آن در سال ۵۲ تا ۵۴ در دوران خدمتم در تیپ هوابرد، با این بزرگوار از نزدیك شاهد فعالیت هایشان در یگان هاى هوابرد بودم و برایم مشخص شده بود كه گذشت زمان هیچ تأثیرى در او نداشته و داراى همان عقاید و روحیاتى است كه در سال ۱۳۴۳ در دانشكده افسرى از او مشاهده كرده بودم. اما این ملاقات مرا سبب شد او را بهتر از گذشته بشناسم و به تصمیم، اراده و شجاعت وى كه در آن شرایط داوطلبانه راهى كردستان شده بود در دل تحسین بگویم با توجه به این كه او افسرى بسیار با سواد و آگاه به فنون نظامى بود و از سوى دیگر با فعالیت هاى مستمر و شبانه روزى شناخت كاملى نسبت به منطقه پیدا كرده بود. پیشنهادات و نظریات بسیار سودمندى در راه پیشبرد عملیات هاى درون مرزى و برون مرزى ارائه مى نمود كه فرماندهان وقت از این پیشنهادات در راه بهبود وضعیت و توسعه عملیات ها حداكثر استفاده را مى نمودند. تا آن كه در اوایل سال ۱۳۶۰ لشكر ۲۸ مأموریت یافت با یك حمله غافلگیرانه با همكارى یگان هاى موجود در منطقه مریوان كه عبارت بودند از نیروهاى لشكر ۲۸ كردستان و سپاه پاسداران، به فرماندهى برادر احمد متوسلیان ارتفاعات مرزى را تصرف و ضمن انهدام دشمن امنیت منطقه مریوان را تأمین و تسلط یگان هاى خودى را تا منطقه شیلر ـ پنجوین ـ خورمان و حلبچه گسترش دهند. پس از ابلاغ حمله به تیپ ۳ ابتدا در منطقه دزلى یك عملیات آفندى توسط گردان ۱۵۵ پیاده با همكارى سپاه پاسداران و پشتیبانى آتش توپخانه و هوانیروز انجام شده و ارتفاعات دالایى، مله خورت، بنه و پاسگاه ژالانه تصرف و تعدادى از یگان هاى دشمن منهدم و تعدادى نیز عقب نشینى كردند. و نیروهاى خودى در ارتفاعات مرزى مستقر و ارتفاعات خورمال، سیدصادق، طویله و حلبچه زیر دید و تیررس دقیق توپخانه خودى قرار گرفت. در ادامه این عملیات تیپ ۳ مأموریت یافت، با گردان ۱۱۲ پیاده به فرماندهى سرگرد عبادت و همكارى سپاه پاسداران در شمال غربى منطقه مریوان عملیاتى را به منظور انهدام دشمن و آزادسازى ارتفاعات قوچ سلطان به منظور تسهیل دید و تیرروى مناطق شیلر و پنجوین انجام دهد .

آخرین تغییر ‏۸ آذر ۱۳۹۷، در ‏۱۷:۲۳