شهید علی اصغر طاهری

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۴ توسط Atashbar97 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو


نام : طاهری / علی اصغر


نام پدر : یداله


تاریخ تولد : ۱۳۴۷-۰۶-۱۵


محل تولد : نوش اباد


تاریخ شهادت : ۱۳۶۵-۱۰-۲۵


محل شهادت : شلمچه - کربلای5


شهرستان : آران وبیدگل


یگان :


مسئولیت : رزمی تبلیغی/امدادگر/پیک گردان


تحصیلات :


محل تحصیل :


گلزار : جاویدالاثر



زندگی نامه


طلبة شهید: علی ‌ اصغر طاهری در سال 1347، «نوش ‌ آباد» آران، لبریز از جام نوشین عنایات خداوندی بود. کودکی از سلالة پاک شقایق، بر دامن اطلسی ‌ های آن دیار پا می ‌ نهاد و تقدیری زیبا را در عالم ذر به انتظار ‌ کشیده بود، در چشمان نیمه ‌ باز خویش مرور می ‌ کرد. به یمن قداست نام شش ‌ ماهة دشت کربلا «علی ‌ اصغر» نام گرفت و در آینده ‌ ای نه چندان دور داستان علی ‌ اکبر حسین (علیه ‌ السلام) را تکرار کرد. زندگی این نوگل خانوادة طاهری در باغچة امید و آرزو نزد باغبان مؤمن و خدادوست سپری گشت. او که از کودکی طعم تلخ فقر را چشیده و سخت و آبدیده شده بود، نزد مادر می ‌ نشست و با انگشتان کوچکش گل ‌ های خاطره را نقش می ‌ زد و این گونه به خانوادة دردکشیده کمک می ‌ کرد و هم ‌ زمان دوران دبستان را می ‌ گذراند و صفحة سفید دل به مشق زیبای سادگی و الفبای ادب می ‌ نگاشت. با پایان تحصیلات ابتدایی و راهنمایی، فرشتة جانش هوای جنت ‌ الموعود افلاکیان خاکی کرد و رهسپار دیار عشق شد. در حجره ‌ های کوچک مدرسه، سکنی گزید و نزد خضرتباران، زانوی تلمذ زد. بر سایبان اخلاص تکیه کرد و سوار بر قایق نیاز رهسپار ساحل نور شد. در و دیوار مدرسة آیت الله مدنی و امام خمینی(رحمت ‌ الله ‌ علیهما) کاشان، روزهای دلنشین حضور این چکاوک آسمانی را از یاد نخواهند برد. زندگانی سراسر نور «شهید طاهری» از سال 63 رنگ و بویی دیگر یافت. نوجوانی که دستانش مأنوس با قلم و درس و بحث بود، اینک در معاشقه با تفنگ، رزم جانانه را تجربه می ‌ کرد. وی در طی سالیان جنگ مجروح گشت و طعم شیرین زخم یار را چشید. پس از بهبودی، دورة آموزش غواصی را فرا گرفت و همراه با گردان امیرالمؤمنین لشکر 14 امام حسین (علیه ‌ السلام) بار دیگر رهسپار میدان شد. سرانجام در هشتمین اعزام به میادین خون و آتش بود که گل ‌ بوته ‌ های نیاز او بشکفت و نگاه حضرت یار را به خود خرید. ندبه ‌ های دلتنگی ‌ اش سامان گرفت و قفل پنجرة آرزوهایش شکست. در 25 دی ‌ ماه 1364 در عملیات ظفرمند «کربلای پنج» سرو قامتش، در زمین شلمچه بر زمین افتاد و نغمة «ارجعی» سرداد . ... و اینک سالیان سال است که یعقوب چشمان پدر و مادر در حسرت خبری از یوسف پیکر اوست که مردانه در میدان جنگید و زیر باران گلوله نشان در بی ‌ نشانی یافت . «روحش شاد و راهش پر ر

منبع سایت شهدای خین

http://khayyen.ir/shahid/126