شهید نسیم الله ضیایی
نام : ضیایی / نسیم اله
نام پدر : داراب
تاریخ تولد : ۱۳۳۹-۱۲-۲۲
محل تولد : هونجان - شهرضا
تاریخ شهادت : ۱۳۶۱-۰۸-۱۲
محل شهادت : عین خوش - محرم
شهرستان : شهرضا
یگان : بسیج
مسئولیت : رزمنده
تحصیلات : حوزوی
محل تحصیل :
گلزار : گلزار شهدای هونجان
زندگی نامه
طلبة شهید: نسیم الله ضیایی سلام بر تو ای شهید، ای شاهد، ای رها از بند مادیات! سلام بر گام مهتابی دعا و مناجاتت، بر چفیة سفید دُربارت. سلام بر لباسهای بیریا و خاکیات، بر جامههای سبز پاسداریات. چه خورشیدی سوز دلت را به آسمان میگفت؟ و چه بهاری حضورت را در آسمان میکشید؟ سنگر از صدای نالههای سوزناکت در خود میشکست. سنگر با وجود تو دیگر سنگر نبود، آتش بود که در اشتیاق دیدن خالصانهترین لحظههای نیایشهایت میسوخت. اکنون جبههها از دوری تو دلتنگاند. سنگرها در حسرت قدومت بیتاب و نخلهای بیسر دلتنگ چفیههای خاکیات و بیقرار نمازی دیگر است و اینک ما واماندگان در خاک، با ترسیم عظمت روح و یاد تو، روح و جانمان را خدایی میکنیم چرا که تو به وجه خدا نظر کردی. به سال 1339 در روستای «هونجان» از توابع شهرضا در خانوادهای مذهبی فرزندی به دنیا آمد که کانون خانواده را گرمی فراوان بخشید. نام او را«نسیم الله» نهادند. گویی از همان ابتدا نسیمی از معنویت و رحمت و فضل الهی را همراه خود به ارمغان آورده بود. او در میان مهر و محبت خانوادهای رشد یافت که بدون هیچ ادعا و کوچکترین چشم داشتی، عزیزترین سرمایههای خود را به آسانی در راه اعتلای پرچم اسلام هدیه کردند. پس از گذراندن ایام کودکی، قدم به مدرسه نهاد. تحصیلات خود را در زادگاهش آغاز نمود و پس از سپری نمودن مقطع ابتدایی و راهنمایی تا اتمام دبیرستان و اخذ مدرک دیپلم را با موفقیت به پایان رساند. او که از همان دوران کودکی چنان وانمود میکرد که تولدش پر از شناخت و معرفت الهی است نه برای سرگرمی دنیای فانی، به همین علت تلاش فراوان نمود تا خود را به خیل سربازان حضرت مهدی( عجلاللهتعالیفرجه) برساند و در مدرسة صادق آلمحمد(صلیاللهعلیهوآله) کسب فیض نماید. او با کوله باری از عشق و محبت به مولایش مهدی(عجلاللهتعالیفرجه) راهی حوزة علمیه شد. دروس حوزوی را در مدرسة اقدمیه شهرضا آغاز نمود و به تحصیل علوم اسلامی و بهرهمندی از محضر علما پرداخت. شهید ضیایی اولین تظاهرات را علیه رژیم ستم شاهی پهلوی در هونجان ترتیب داد و از اینکه مردم در زیر چکمة خانهای محلی گرفتار بودند، رنج میبرد. لذا در روشن کردن اذهان روستائیان در پخش اعلامیهها و تشکیل جلسات سخنرانی افشاگرانه علیه رژیم طاغوت فعال بود. زمانی که جنگ تحمیلی آغاز شد، به این نکته رسید که تنها حضور در وادی عشق و جنون و پیوستن به اصحاب امام عشق میتوانست روح بیقرارش را آرام کند. لباس رزم پوشید و با اینکه برادرش محمدرضا نیز به شهادت رسیده بود، بی آنکه ذرهای تردید در این راه پرخطر داشته باشد، عازم جبهه شد و به نبرد با یزیدیان زمان پرداخت. سرانجام نسیم وصال معبود در وادی مقدس جبهه به مشام نسیم الله رسید و او در12/8/1361 در عملیات محرم( منطقة عین خوش) عاشقانه سر در دامان سرور همة شهیدان، اباعبدالله الحسین(علیهالسلام) نهاد و عارفانه جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیکر پاکش را با احترام و شکوه خاصی در گلزار شهدای هونجان به خاک سپردند. آخرین سخن ما اینست که ای عزیز سفر کرده، ای نسیم الله! با عنایت خداییات نسیمی از عشق و صفا و معرفت را در دلهای ما قرار ده. «روحش شاد و راهش پر رهرو باد»
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
«تبارک الذی بیده الملک و هو علی کل شیء قدیر، الذی خلق الموت والحیات لیبلوکم ایّکم احسن عملا و هو العزیز الغفور»(ملک/1و2)
بعد از حمد و ستایش پروردگار عالم که جانم در دست اوست، و سلام بر محمد رسول الله –صلی الله علیه و آله- خاتم النبیین و انبیاء مرسل و سلام بر ائمه اطهار-علیهم السلام- راهنمایان به حق حجج پروردگار عالم بر خلقش و سلام و درود به روان پاک شهیدان به خصوص بر سالار شهیدان، حسین بن علی-علیه السلام- و سلام بر مهدی صاحب الزمان-عجل الله تعالی فرجه- و نائب بر حقش امام خمینی، رهبر آزادگان جهان. حمد و ستایش، خداوند بزرگ را که مرا در خانوادهای مسلمان به دنیا آورده و در مکتب اسلام و مکتب سرخ شهادت تعلیم یافتم و فریب توطئه های شیطانی را نخوردم و به چپ و راست کشیده نشدم. حال که خداوند این توفیق را به این عبد حقیر عنایت فرمود، که توانستهام قدمی در راه خداوند بردارم و در این راه آرزویی جز خداوند و اینکه به لقائش برسم ندارم و چون نوشتن وصیت نامه واجب است این چند کلمه را خدا شاهد است، نه برای اینکه منّتی بر کسی بگذارم به عنوان تذکر، هر چند من حقیر لایق نیستم که تذکر بدهم، برای ملت عزیز و شهید پرور مینویسم: گوش به فرمان امام عزیزمان و پیرو ولایت فقیه باشید، ازدشمنان اسلام غافل نشوید که آنها هر گاه ما را در غفلت ببینند ضربةخود را می زنند، راه شهیدان را ادامه دهید تا پرچم اسلام در سراسر جهان برافراشته شود و تمامی دشمنان اسلام از بین بروند ، جنگ را ادامه دهید تا وقتی که یقین کنید دیگر هیچ خطری دین اسلام را تهدید نمی کند. ای ملت عزیز ایران بدانید ما کورکورانه و ناآگاهانه به جبهه نمیرویم و کورکورانه آرزوی شهادت نمیکنیم، کسانیکه به ما تهمت نا آگاهی میزنند، بدانند ما آگاهیم به ظلم و ستم آنها که هر روز در هر گوشهای از جهان چه جنایتها میکنند، چه کودکان بیگناه و چه مردان و زنان بیدفاعی را شهید میکنند، میگویم که این شماها هستید که آلت دست شیطان شدید و چشم و گوشهایتان بسته است، این جنایتها را میکنید ما آگاهیم از حکومتهای خودکامهای -که هر گاه بر سرزمینی حاکم شوند- کودکان را می کشند و دست و پای حق طلبان را و زبان فریاد خواهان را میبرّند. اگر جانمان را بر کف می گذاریم برای این است که اسلام عزیز، دین طرفدار حق و حقیقت است و طرفدار صلح، صفا و صمیمیت است که در جهان حکومت میکند. از پدر و مادرم میخواهم که مرا حلال کنند و در مرگم اصلاً گریه نکنند که دل دشمنان اسلام شاد شود و برادران کوچکم را طوری تربیت کنند که وقتی بزرگ شدند، سلاح ما را بردارند و با دشمنان اسلام بجنگند و از خواهر عزیزم می خواهم که زینب وار پیام خون شهدا را به خفتگان برساند. در آخر به جوانان کشور عزیزمان میگویم: سعادت همه ما در اسلام عزیز است، فریب شیطان و شیطانکها را نخورید و در دنیا و آخرت خود را به ذلت نیاندازید و ملت شریف نسبت به مشکلات کشورمان بی تفاوت نباشند و در برابر کمبودها مقاومت کنند و میدان به دشمنان ندهند، همچنین هوشیار باشند و منافقین موش صفت را از سوراخهایشان بیرون کنند و به دست قانون بسپارند، جبهه ها را فراموش نکنند و به جبهه ها کمک کنند، نمازهای جمعه را هر چه با شکوهتر برگزار کنند، در دعای توسل و دعای کمیل و دعاهای دیگر زیاد شرکت کنند و امام عزیزمان را دعا کنند. دیگر حرفی ندارم ... به امید روزی که اسلام عزیز پرتوش را در سراسر جهان بگسترد و تمامی دشمنان خدا و قرآن و انسانیت نابود شوند. خدا یا خدا یا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.
یا حجه ابن الحسن عجل علی ظهورک.
والسلام علی من التبع الهدی
منبع سایت شهدای خین