شهید حسین کرمی -متولد سال1346

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۶ توسط Atashbar97 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید حسین کرمی

تاریخ تولد : 1346/03/24 تاریخ شهادت : 1367/01/21

محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : تهران - بهشت زهرا


زندگینامه

بسم رب الشّهداء و الصّديقين

مختصري از زندگي نامه شهيد شهيد حسين كرمي، قاطعيت خاصي در كارها داشت آن چنان كه پس از سالياني كه از رفتنش مي رود او را به دليل عزم خلل ناپذيرش ياد مي كنند و البته مي گويند مهربان بود و دلسوز ديگران؛ به كتابخواني علاقه خاصي داشت پي گير مسائل روز جامعه خويش بود و هرگز بي تفاوتي را شايسته يك مسلمان متعهد نمي دانست. گفته اند خدمت زير پرچم را در سال 1365 بهانه سفرش به جايي كه فكر مي كرد مي بايست محل رسيدن به معبودش باشد قرار داد و علي رغم همه دلبستگي هاي مقدس زميني، با وجود همه محبتي كه به پدر و مادرش داشت راه ديار دوست را در پيش گرفت؛ روزي دوست نزديكش با منزل تماس گرفت و گفت: كه حسين در عمليات زخمي شده است... و اين سرآغاز دوران غم بار هجران او بود. غم دوري آن هم اين چنين بسيار گران است و نمي دانم چگونه در فرقت همچون اويي براي آنان كه نسبتي با او داشته اند يا او را مي شناختند ياراي صبر و شكيب بوده است؟ گفتند: او در جبهه ي مريوان در تاريخ، 1367/01/21 شهيد، و مفقود الأثر شده و اين تازگي ها چه زيبا گفته اند كه آنان جاويد الأثرند نه مفقود الأثر! و پس از 4 سال جنازه و تكه هاي مطهر بدنش به خانواده تحويل داده شد تا مزارش مأمن دوستارنش باشد. برادرش مي گويد: بسيار شنيده ام كه نظر و اثر شهيد در جمع خويشاوندي مان بوده است. پدرش مي گويد: از اهالي توسل به درگاه ائمه اطهار بوده و با مولاي عاشقان امام حسين (ع) انسي عجيب داشته است؛ حسين و حسين ها رفته اند و اينك ما مانده ايم؛ من و مايي كه هر آنچه داريم از آن جانفشاني ها و نثارها و ايثارهاست و همه در قبال آن پاكان نزد حق، پاسخ گو و مورد سوال خواهيم بود. مادرش مي گويد: شأن و جايگاه خانواده شهيد، به رفتار خودمان بستگي دارد كه آيا آن را حفظ مي كنيم و يا آن را ناديده گرفته و به راحتي از كنار آن مي گذريم؛ من كه چه در اين دنيا و در آن دنيا جز رضايت از پسرم چيز ديگري ندارم و اميدوارم كه او هم از ما راضي باشد و در آن دنيا ما را شفاعت كند. از زبان برادر و خواهرش: از غيبت كردن متنفر بود تا جايي كه مي توانست ما را از غيبت كردن منع مي كرد؛ دوست نداشت خودش را به كسي حتي به ما نشان دهد؛ نسبت به حجاب خيلي حساس، و اهل كار و تلاش بود؛ به فاميل احترام خاصي مي گذاشت؛ هيچ وقت در نامه هايش از شرايط جبهه و جنگ نمي گفت و هميشه ما را دلداري مي داد. خواهرش مي گويد: خوابش را زياد مي بينم ولي حتي توي خواب هم احساس نكردم كه شهيد شده، هميشه بر اين باورم كه حسين زنده است و روزي بر مي گردد و هنوز هر وقت سر خاكش مي روم فكر مي كنم كه او زنده است چون ما جنازه درستي از او نديديم و به گمان اين كه اين ها پاره اي از تن برادرم است به خاك سپرديم؛ از خدا مي خواهم كه اگر اين ها پاره اي از تن برادرم است او را از ما راضي گرداند و دست ما را در آن دنيا بگيرد. او مي گفت: بايد مانند حضرت زينب (س) باشيد؛ در گرفتاري ها صبر و شكيبايي از خودتان نشان دهيد و زينب گونه زندگي كنيد و پدر و مادرم را دلداري بدهيد. هميشه مي گفت: ما كه در جبهه ايم ولي شما كه در پشت جبهه هستيد كارتان از ما سنگين تر است و اجرش بيشتر، چون اجرش با خدا و صاحب بر حقش امام زمان (ع) است و سعي كنيد كه هميشه كارهايي انجام بدهيد كه خدا از شما راضي باشد. ان شاء الله به قول شهيد حسين كرمي: «وعده گاه ما بهشت برين». روحش شاد و ياد و خاطره اش زنده باد


وصیتنامه

نام : حسين نام خانوادگى : كرمى نام پدر: ذبيح‌اله تاريخ‌تولد : 1346/03/22 ش. ش : 262 محل‌صدورشناسنامه : تهران

 تاريخ شهادت : 1367/01/21

نوع حادثه : حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى شرح حادثه : حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه استان : بنيادشهيداستان‌تهران شهر: بنيادشهيدمنطقه‌5شميرانات به نام خدا با سلام به امام زمان و نايب بر حقش خمينى بت شكن و با سلام به پدر و مادر عزيزم اميدوارم كه حالتان خوب باشد و هيچ گونه ناراحتى و كسالتى نداشته باشيد و همچنين خدمت برادران عزيزم سلام مى رسانم به خواهرانم سلام برسانيد خلاصه كليه اقوام از جمله عمه ها و شوهر عمه ها و دوستان و آشنايان سلام مى رسانم. خوب پدر و مادر مهربانم اين چند خط را در آخرين لحظات مى نويسم چون اين راهى را كه مى رويم شايد راه برگشت نداشته باشد و از شما حلاليت مى طلبم و اميدوارم كه مرا ببخشيد چون كه من خيلى به شما بدى كرده نمى دانم جواب خداوند را چه بدهم و همچنين از كليه اقوام حلاليت بطلبيدچون من ؟؟؟ بخشش هستم و از خواهرانم هم حلاليت مى طلبم نمى دانم كه چگونه آن دنيا جواب خدا را چه بدهم چون من به آنها خيلى بدى كردم و اميدوارم مرا ببخشند چون برادرى كه آنها مى خواستند من نبودم و خواهش مى كنم كه راه شما راه زينبى باشد و از برادرانم حسن آقا و على آقا هم حلاليت مى طلبم و اگر بدى كردم مرا ببخشند و همجنين از پدربزرگ و مادربزرگ هم حلاليت مى طلبم ديگر اميدوارم كه همگى شما مرا ببخشيد چون من خيلى گناهكار هستم به خصوص از حاج آقا معذرت مى خواهم كه نتوانستم به عهد وفا كنم خوب اين جملات را در لحظاتى مى نويسم كه آماده شده ايم براى ماموريتى كه شايد برگشن نداشته باشد و اگر نيامدن مرا ببخشيد اگر هم كه آمدم لياقت شهادت در راه خدا را ندارم الان بچه ها هم شوخى مى كنند و به هم مى گويند وعده گاه ما در آخرت خوب ديگر اميدوارم كه همگى شما مرا ببخشيد. كسى كه هميشه به ياد شما بود شهيد حسين كرمى 1366/01/20

منبع:سایت شهدای ارتش

http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/22290