زندگینامه
وصیتنامه
خاطرات
طلبه شهید
طلبه بود. و البته جانباز فتنه 88. چهارسالی میشد که رفته بود نجف برای تحصیل درسهای حوزوی. همزمان با تحولات عراق به بسیج نیروهای مردمی پیوست و شد مدافع حرم سامرا و حرمین عسگریین. به دوستش به شوخی گفته بود من زشت ام! اگه شهید بشم هیچ کس برام کاری نمیکنه. تو برام یه پوستر بزن معروف بشیم و خندیده بود... آخرش هم اطراف سامرا به آرزوش رسید... و به شهید مورد علاقش #شهید_ابراهیم_هادی پیوست.
نگاه به نامحرم
چفیه روی صورتش میانداخت میگفت نگاه به نامحرم راه شهادت را میبندد دوستش میگفت هادی توی مدتی که عراق بودوقتی میخواست به کربلا برود روی صورتش چفیه میانداخت و میگفت"اگر به نامحرم نگاه کنی راه شهادت بسته میشود" برای همین این کار را میکرد تا چشمش به نامحرمی نخورد. فاش نیوز