شهید حمید محمدی
شهید حمید محمدی تاریخ تولد :1343/07/01 تاریخ شهادت : 1363/12/16 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :اردبیل - مشگین شهر - قصابه
زندگینامه
بسمه تعا لی
شهید حمید محمدی فرزند مجید اوّلین روز پاییز سال 1343 در خانواده ای مذهبی و متدین در روستای قصّابه از توابع شهرستان مشگین شهر دیده به جهان گشود پدرش از طریق کشاورزی امرار معاش خانواده را تأمین می کرد وی در دامان مادرش فاطمه که زنی فداکار و صبور بود دوران طفولیت و خردسالی را سپری می کرد از همان خردسالی دست در دست پدر در مجالس دینی از جمله بر نامه های سوگواری امام حسین(ع) حضور داشت و عشق خدمتگذاری به آستان شهید پرور حضرت ابا عبدالله(ع) در عمق وجودش ریشه می دوانید. سادگی، بی آلایشی و گذشت او در سنین کودکی زبانزد همه بود.پدرش نقل می کند. مجید حق را می گفت ولو به ضررش تمام میشد. در روستا بین دوستانش شاخص و محور بود.به مسجد که برای یاد گرفتن وآموزش قرآن می رفت چون بزرگتر عمل می نمود واز جمله کسانی بود که در پذیرایی عزاداران حسینی نقش فعا لی داشت در سن هفت سالگی به دبستان رفت. حمید، دومین نفر از خانواده دوازده نفری محمدی بود.و تا کلاس پنجم دبستان ادامه تحصیل داد.وهر سال شاگرد ممتاز بود.و از همین سال بود که فطرتش به جوش آمد ونتوانست بخود بقبولاند که با آن وضع نا بسامان خانوادگی و با پدری مهربان ومادری زحمتکش که شب و روز کار می کردند او راحت و بدون زحمت به تحصیل ادامه دهد،به همین جهت مسیر زندگی خود را تغیر داد بعد از ترک تحصیل در کار های کشاورزی،دامداری وباغبانی به پدرش کمک میکرد در این دوران حمید رو حیه جوانمردی و پهلوانی داشت و از خصلتهای خوب او که نشأت گرفته از همین روحیه بود، کمک به مستمندان و دردمندان وسیدها بود او با شناسایی افراد بی بضاعت و بی سر پرست سعی می کرد به آنها کمک کند. مادرش نقل می کند من خودم شاهد بودم که حمید 100 ریال پول داشت که 50 ریال آن را خرج کرده بود و بقیه پول را که نگه داشته بود و می خواست به افراد بی بضاعت بدهد، به من گفت مادر بقیه پولم را به سیدی که در روستا است و توان مالی خوبی ندارد می خواهم بدهم.این خصلتهای انسانی را از مولا و سرورش علی بن ابی طالب به ارث برده بود. در روزهای خون وآتش سال 1357 هنگامی که رژیم شاه به روی مردم شهرستان گلوله و آتش می بارید، حمید که آن زمان نوجوانی بیش نبود همراه دوستان و همسالانش در تظاهرات، درگیریها، پخش اعلامیه های حضرت امام و غیره فعالانه شرکت می کرد.چون اعتقاد داشت رژیم با تبلیغات مسمومی که راه انداخته بود بسیاری از آرزوهایش به صورت ارزش در آمده بودند ترویج بی بند و باری، فساد و فحشاء برنامه ای بود که از طرف استکبار جهانی برای استحاله فرهنگ این ملّت به سردمداران رژیم دیکته شده بود و عرصه را چنان برای افراد مذهبی و دلسوخته تنگ کرده بود که رفتن به اماکن عمومی با حجاب و پوشش اسلامی، موجی از تمسخر را در پی داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با تهاجم دشمن بعثی به مرزهای کشور اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی نقطه عطفی در زندگی حمید بود با احساس تکلیف در دفاع از اسلام و میهن اسلامی به طور داوطلبانه در سال 1361 از طریق ارتش جمهوری اسلامی و لشکر 81 زرهی باختران به خدمت مقدس سربازی اعزام گشتند و تا آخرین لحظه حیات در این سنگر باقی مانده و در بسیاری از صحنه های پیروزی دفاع مقدس حضور داشت در یکی از عملیاتها مجروح شدند و به پشت جبهه منتقل گشتند و بعد از استراحت در پشت جبهه و بهبودی نسبی مجدداٌ به جبهه بازگشتند و با دشمن بعثی به نبرد خود ادامه دادند. مادرش وهمرزمان شهید از ویژگیهای او می گویند:اتکال شهید محمدی به خداوند تبارک وتعالی بسیار بالا بود در سایه این توکل، اطمینان واستقامت عجیب وی بخوبی مشهود بود.در سخترین شرایط وحساسترین موقعیتها ضمن حفظ صبر وآرامش وخونسردی با تدبیر عمل می کرد وخیلی متواضع وفروتن بود.، وی همیشه در تمام دعای کمیل شرکت داشت و اوقات نگهبانی در سنگر با قرآن جیبی در تمام شبانه روز با خدای خود زمزمه میکرد آرزوی شهید گسترده شدن انقلاب اسلامی در قبال اقشار مستضعف عموم مردم منطقه مشگین شهر است. ارزوی دیگرش که بسیار به آن مشتاق بود این بود که خداوند توفیق ادامه تحصیلات ودر نهایت شهادت در را هش را نصیبش کند. در تاریخ 1363/12/16 در سر پل ذ هاب در اثر بمباران هوایی دشمن از ناحیه سر مورد اصابت ترکش سعادت شهادت نصیب او شد و به لقا الله پیوست. پیکر مطهرش که قابل شناسایی نبود که توسط مادرش واز روی خالی که در گو شش بود ودر بچگی اش بخاطر آن موهای خود را بلند نگاه می داشت تا بچه ها او را مسخره نکنند شناسایی شد وپیکر مطهرش بعد از شناسایی با حضور انبوه جمعیت و یکپارچگی مردم مسلمان حزب الهی مشگین شهر تشیع ودر زادگاهش روستای قصابه در گلزار 14 معصوم به خاک سپرده شد.
روحش شاد و روانش مستدام باد
منبع: سایت شهدای ارتش http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/24276