شهید قربانعلی محمدی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید قربان علی محمدی

تاریخ تولد :1340/01/01

تاریخ شهادت : 1361/02/17

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :مرکزی - دلیجان - مزوش

زندگینامه بسمه تعالی زندگی نامه شهید شهید قربانعلی محمدی نام پدر شیرمحمد شهید در شهرستان کاشان در یک خانواده مذهبی و متدین به دنیا آمد. پدرش مداح اهل بیت بود و سالها مداحی می کرد / شهید دوران دبستان را درهمان روستای خودشان به پایان برد و چون وضع اقتصادی خانواده خوب نبود برای کار به شهرستان کاشان و بعد به تهران آمد. و درنجاری مشغول به کار شد و بعد از جریانات انقلاب و پیروزی جمهوری اسلامی و با شروع جنگ تحمیلی به خدمت مقدس سربازی رفت و در عملیات های مختلف شرکت داشت. شهید سه مرتبه مجروح گشت که هر بار پس از بهبودی مجدداٌ به جبهه رفت و سرانجام درعملیات بیت المقدس و آزادی سازی خرمشهر باتفاق تکاوران هوابرد شیراز پس از آزادسازی پادگان حمید و پیشروی برای آزادسازی خرمشهر به درجه رفیع شهادت نائل آمد. 1- فعالیت های مذهبی شهید ازسال 1354 با شرکت در مجالس مذهبی و سخنرانی روحانیون مبارز و شرکت در مراسم مهدیه تهران شکل گرفت. و بعد درسالهای 1356 و 1357 شرکت فعال درمبارزات علیه رژیم شاه و تظاهرات و راهپیمای و نوشتن شعار و پخش علامیه ها تا اینکه به یاری خداوند انقلاب پیروز شد 2- ایشان در کمک و یاری رسانی به مردم کوتاهی نمی کرد. شهید با توجه به اخلاق خوبی که داشت همه شیفته ایشان شده بودند به طوری که شهادت ایشان همه را ماتم زده و غمگین نمود شهید درخانواده و فامیل زبانزد بود و همین حس مردم دوستی و کمک ایشان باعث شد خود را سریعاً برای خدمت سربازی آماده کند 3- شهید به علت اینکه خود طمع فقر را چشیده بود لذا نسبت به فقرا بسیار مهربان بود شهید دست مزد ناچیزش را بین فقرا تقسیم می کرد و نسبت به پدر ومادر و خویشاوندان بی نهایت مهربان بود شهید درنماز جمعه شرکت گسترده داشت 4- شهید وقتی به جبهه رفت در عملیات منطقه جنوب از جمله آزادسازی سوسنگرد شکست محاصره آبادان پل کرخه ؛ ارتفاعات الله اکبر، تنگه رقابیه، بیت المقدس آزادسازی خرمشهر شرکت داشت

زندگینامه بعدی بسمه تعالی ‌زندگی‌نامه شهید شهید در شهرستان کاشان در یک خانواده‌ی مذهبی و متدین به دنیا آمد . پدرش مداح اهل بیت بود و سالها در مجالس ومراسم سرور وسالار شهیدان نوحه‌خوانی و مداحی می کرد. شهید دوران دبستان را در همان روستای خودشان به پایان برد و چون وضع اقتصادی خانواده خوب نبود، برای کار از شهرستان کاشان ‌ به تهران آمد . او در یک مغازه‌ی نجاری مشغول به کار شد. فعالیت‌های مذهبی شهید ازسال 1354 با شرکت در مجالس مذهبی و سخنرانی روحانیون مبارز و شرکت در مراسم مهدیه‌ی تهران شکل گرفت . درسالهای 1356 و 1357 شرکت فعال در مبارزات علیه رژیم شاه و تظاهرات و راهپیمایی و نوشتن شعار و پخش اعلامیه‌های حضرت امام(ره) داشت، تا اینکه به یاری خداوند انقلاب پیروز شد. ایشان در کمک و یاری رسانی به مردم کوتاهی نمی‌کرد . شهید با توجه به اخلاق خوب و پسندیده‌ای که داشت، همه را شیفته‌ی خود کرده بود به طوری که شهادت ایشان همه را ماتم زده و غمگین نمود. ایثار‌گری و از خودگذشتگی شهید درخانواده و فامیل زبانزد بود و همین حس مردم دوستی و وطن‌پرستی ایشان باعث شد خود را سریعاً برای خدمت سربازی آماده کند. با شروع جنگ تحمیلی به خدمت مقدس سربازی رفت و در چندین عملیات مختلف شرکت داشت. شهید در اکثر عملیات‌های منطقه‌ی جنوب از جمله آزادسازی سوسنگرد، شکست محاصره‌ی آبادان، پل کرخه، ارتفاعات الله‌اکبر، تنگه‌ی رقابیه، بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر شرکت داشت . شهید سه مرتبه مجروح گشت که هر بار پس از بهبودی مجدداٌ به جبهه رفت. سرانجام درعملیات بیت ‌لمقدس و آزادی سازی خرمشهر باتفاق تکاوران هوابرد شیراز پس از آزادسازی پادگان حمید و پیشروی برای آزادسازی خرمشهر به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمد. روحش قرین رحمت الهی و یادش جاویدان باد

خاطرات بسمه تعالی خاطره از شهید: شهید روزی سر پست درحال قدم زدن بودند و گویا از طرف تک تیراندازهای دشمن مورد شناسائی قرار میگیرند درهمین حال متوجه تکه نانی خشک می شوند که روی زمین افتاده خم می شود که تکه نان را از زمین بردارد که گلوله دشمن که ایشان را مورد هدف قرار داده بود از بالای سرش عبور می کند.

خاطرات بعدی بسمه تعالی خاطره ‌ شهید روزی سر پست درحال قدم زدن بود. گویا وی از طرف تک تیراندازهای دشمن مورد شناسائی قرار می‌گیرد. در همان حال که گام به گام جلو می‌رفت متوجه تکه نان خشکی می شود که جلوی پایش روی زمین افتاده است. از آنجایی‌که از کودکی به او یاد داده‌بودند که نان حتی خشکیده‌اش حرمت دارد، برکت خداست، نباید لگدمال شود و بایستی برکت خدا را از زیر پا برداشت و با احترام در کناری گذاشت. او این مورد را که در وجودش نهادینه بود، حتی در جبهه‌ی جنگ نیز مد نظر داشت. او خم می شود که تکه نان خشکیده را از زمین بردارد که گلوله ی تک تیرانداز دشمن که ایشان را مورد هدف قرار داده بود از بالای سرش عبور می‌کند. شهید از این مهلکه جان سالم بدر می‌برد. اینچنین است که آموزه‌های ساده‌ی دین مبین اسلام انسان را از مهلکه های هولناک می‌رهاند. منبع: سایت شهدای ارتش http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/24392