شهید علی اصغر لطفی
تاریخ تولد :1337/05/08
تاریخ شهادت : 1361/03/03
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
زندگینامه
شهید والامقام علی اصغر لطفی در سال 1337 در یکی از خانواده های مذهبی و متدین در شهر تهران دیده یه جهان گشود. با تمام مشکلات و سختی ها توانست دیپلم خود را اخذ نماید. تا این که لباس مقدس سربازی را بر تن نمود و خود را برای دفاع از کیان جمهوری اسلامی ایران آماده کرد. بعد از آموزش های لازم به جبهه های جنگ حق علیه باطل شتافت. در بسیاری از عملیات ها شرکت داشت. در نهایت در یکی از عملیات ها به آرزوی دیرینه خود، شهادت نائل گشت. روحش شاد و یادش گرامی باد.
وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحیم و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون؛ گمان مبرید آنان را كه در راه حق شهید شده اند مرده اند، آنها زنده هستند و نزد پروردگارشان متنعم به نعمات او. خدمت پدر و مادر خوب خود سلام عرض مى كنم و امیدوارم كه حال شما خوب باشد. پدر و مادرى كه براى بهتر زیستن فرزندان خود حتى از جان خود نیز دریغ نكردند. من در زندگیم نسبت به دو چیز مدیون بودم یكى اسلام دیگرى به مادرم از این نظر به اسلام مدیون هستم كه نتوانستم آن چنان كه باید به اسلام خدمت كنم و امیدوارم كه با جبهه آمدن و شهید شدن توانسته باشم دین كوچكى را ادا كرده باشم. از این نظر به مادرم مدیون هستم كه در حق من بی نهایت فداكارى و از جان گذشتگى كرده و من مى خواستم كه اگر روزى زنده ماندم بتوانم آن همه فداكارى را جبران كنم. مادرجان! از این كه شهید شدم هیچ ناراحت نباش دوست دارم كه اصلاً گریه نكنى بلكه این شهادت مرا یك وظیفه اى براى خود بدانى و طبق آیه اى كه در زیر برایت مى نویسم که فاذا جاء اجلهم لا یستاخرون ساعة و لا یستقدمون. (سوره اعراف /آیه 34)
مردن حق است و بدان كه من معتقدم كه اگر جبهه هم نمى آمدم در این روز از دنیا مى رفتم. چون عمر من به پایان رسیده بود و امیدوارم كه خدا به تو صبر عنایت كند. تا اینجا من هر چه یادم بوده نوشتم و فكر نمى كنم به كسى بدهكار باشم. اگر كسى از من پولى مى خواهد مى تواند از پدرم بگیرد و یا مرا حلال كند. از پدرم مى خواهم كه مرا در كنار قبر شهداى دیگر در بهشت زهرا به خاك بسپارد. دوستدار تمام قوم و خویش و خواهرهایم. خدانگهدار تا روز محشر على اصغر لطفى 1360/08/16
×وصیتنامه بعدی بسم الله الرحمن الرحیم من از این كه به جبهه آمدم خیلى خوشحال هستم. امروز كه این وصیت نامه را مى نویسم تاریخ 1361/01/04 است كه بناست امشب به سوى بعثیان كافر حمله بریم حال چند كلامى با پدر و مادر عزیزم حرف دارم. اى پدر و مادر عزیزم! مى دانم كه در زندگى كار مفیدى براى شما انجام نداده ام ولى امیدوارم كه مرا ببخشید. واقعاً از شما راضى هستم باید بگویم كه هیچ مادرى مانند تو مادر من نبوده و نیست. واقعاً هر وقت من به فكر تو مى افتم از خجالت گریه ام مى گرفت، ولى به روى خود نمى آوردم. خلاصه مادرجان! مرا ببخشید. همچنین اى پدر! من تو را خیلى اذیت كرده ام حتماً مرا مى بخشید و از تمام خواهرانم خیلى متشكرم و همچنین از تمام دامادهایمان هم خیلى ممنونم كه چون برادر مرا یارى كردند و از تمام فامیل و همسایه ها بخواهید كه مرا حلال كنند و ببخشند. خلاصه آدم همین بوده یك روز به دنیا آمده و یك روز هم از دنیا مى رود چه بهتر كه در بستر مرگ نمیرد و من خیلى خوشحال هستم كه حداقل در بستر مرگ نمى میرم و این را هم بدانید طبق گفته قرآن مجید بنا بوده كه در این روز و در این ساعت و در این دقیقه از دنیا بروم. این را بدانید كه تنها چیزى كه به درد ما مى خورد نماز جمعه و دعاى كمیل است كه حتماً اینها را بروید. دیگر سر شما را درد نمى آورم، همه شما را به خداى بزرگ مى سپارم و امیدوارم كه این جنگ تحمیلى به نفع كشور ایران پایان بگیرد. خدا همیشه شما پدر و مادر را براى بقیه اعضاى خانواده حفظ كند. خیلى دوستت دارم پدر و مادر. دوستدار شما على اصغر لطفى 1361/01/04
منبع: سایت شهدای ارتش http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/23589