شهید مصطفی کلهری
| مصطفی کلهری | |
|---|---|
| شهید مصطفی کلهری | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | ۱۳۳۸/۰۱/۰۱ ، قم ، قم |
| شهادت | ۱۳۶۴/۱۱/۲۵ ، جزیره مجنون ، اصابت گلوله دشمن |
| نیرو | |
| یگانهای خدمت | لشگر ۱۷ علیبن ابیطالب (ع) |
| سمتها | فرمانده گردان سیدالشهدا (ع) لشگر ۱۷ علیبن ابیطالب (ع) |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| عملیات | بدر |
| تحصیلات | سیکل |
| خانواده | پدر: حسینعلی برادر : شهید محمدتقی کلهری |
شهید مصطفی کلهری در اول فروردینماه ۱۳۳۸ در قم به دنیا آمد. پدرش حسینعلی و مادرش رقیه نام داشت. مسلمان شیعه بود. تحصیلات خود را تا پایان دوره راهنمایی در زادگاهش گذراند. پاسدار بود. فرمانده گردان سیدالشهدا (ع) لشگر ۱۷ علیبن ابیطالب (ع) بود. بیست و پنجم بهمنماه ۱۳۶۴، در جزیره مجنون بر اثر اصابت گلوله دشمن شهید شد.
محتویات
زندگینامه
نقل قول
خاطرات
آثار
وصیتنامه
خدمت شما نور چشمهای خودم سلام علیکم. میبخشید از این که آخرین سلام خود را از راه دور به شما میکنم، چون دیگر به دست بوس شما نمیآیم. ان شاءالله که خدا توفیق شهادت نصیب من کند. خدایا! توبهٔ مرا قبول کن در این وقت سحر، مرا دوست بدار و به نزد خود ببر. چرا مر نمیبری، من قبول دارم، آدم بدی هستم. تو به لطف خود مرا ببر دیگر نمیتوانم زنده بمانم به شهادت این برادران خسته شدم. از بس خانه مفقودین، شهدا و مجروحین رفتم، از بس که مادران آنها را دیدم دیگر نمیتوانم به گلزار بروم. قلب من تنگ شده است. خدایا! میخواهم شهادتی نصیبم کنی که اگر جنازه مرا آوردند تکه تکه باشد تا نزد شهدای دیگر سرفراز باشم. خدایا! مرا با شهدای کربلا محشور کن. خدایا! نمیدانم چطور با تو صحبت کنم با این گناهانی که کردهام ولی می دانم که تو کریمی، امید ناامیدانی، دیگر نمیدانم چیزی بگویم فقط مرا بیامرز و مدیون خون شهدا مکن. از خدا میخواهم که شهادت نصیبم کند و دیگر هیچ آرزویی ندارم. در جبهه غرب که این سعادت نصیب من نشد ولی وقتی که به جنوب آمدم یاد امام حسین (ع)، ابوالفضل (ع) علی اکبر (ع) قاسم و ۷۲ تن افتادم و دلم آتش گرفت و گفتم چه قدر بی لیاقت هستم که تا به حال زنده ماندم. دعا کنید که خدا سایه امام خمینی را از سر مستضعفان کم نکند و عمرش را به بلندی آفتاب کند. برادران و خواهرانم! فرزندانتان را در راه اسلام تربیت کنید. نگاه به زیر دستان خود کنید که خدا از شما راضی باشد. خدا را شکر کنید و نگاه به بالا دست خود نکنید که طمع دنیا شما را بگیرد. در سختیها آن قدر صبر کنید که صبر از دست شما خسته شود. زمانی که دنیا رو به شما آورد، پشت به دنیا کنید. از هرچه که به سر شما میآید راضی باشید البته آزاده باشید، تا میتوانید به فقیران کمک کنید. روزی را از خدا بخواهید، نه از بنده خدا. شما را به خدا امام و روحانیت را کمک کنید که اگر روحانیت شکست بخورد آبروی پیامبر (ص) از بین میرود. امام را دعا کنید. سلام مرا به دوستان و آشنایان برسانید و از طرف من از آنها حلالیت بطلبید. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار . مصطفی کلهر [۱]
نگارخانه
جستارهای وابسته
- کتاب امیرخطشکن - محمدرضا مصطفوی
- کتاب شهید مصطفی کلهری - لیلا موسوی
منابع
- ↑ وصیتنامه شهید مصطفی کلهری، حماسه ۱۷