شهید ایرج نصرت زاده
تاریخ تولد : 1312/03/23 تاریخ شهادت : 1359/02/01
محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : فارس - شیراز - دارالرحمه
rId5
زندگی نامه
حضرت آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) در خطبه های نماز جمعه سال 1359 تهران از مقام شهدای کردستان و از دلاوری ها و شجاعت های شهید سرلشکر ایرج نصرت زاده ـ فرمانده تیپ یکم لشکر 28 سنندج ـ تجلیل به عمل آوردند.
شهید سرلشگر ایرج نصرت زاده در مرداد ماه سال 1312 در شهرستان رشت و در خانواده ای مؤمن و مذهبی پا به عرصه ی وجود گذاشت. پدرش از کارمندان شهربانی و مادرش زنی مؤمن، خانه دار و حافظ قرآن بود.
وی از همان کودکی، هوش و استعداد بسیار خوبی داشت و در پنج سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان عسجدی رشت آغاز کرد. سه سال دوره متوسطه را در دبیرستان شاهپور رشت (شهید بهشتی کنونی) گذراند. 16 ساله بود كه به دبيرستان نظام رفت و پس از اتمام دوران دبيرستان در آزمون دانشكده افسري شركت نمود و پس از قبولي وارد دانشكده شد. پس از پايان دوره دانشكده به استان فارس، شهر شیراز رفت و ضمن گذراندن دوره زرهي در مركز پياده و هوابرد شيراز به خدمت مشغول شد. او تمام دوره هاي علمي و رزمي ارتش مانند «دانشكده فرماندهي و ستاد، پدافند، رنجري، چتربازي، مربي پرش» را در طول خدمت سپري نمود. وي به خوش نامي، شجاعت و مردانگي بين همكاران، شاگردی ممتاز، يك سرباز و يك مربي نمونه بود.
با پيروزي انقلاب اسلامي و فعاليت هاي استکبار جهانی و ایادی خود فروخته و گروهک های وابسته و جنایتکار و تروريست، به صورت داوطلبانه عازم كردستان شد و به مبارزه با ضد انقلاب و مزدوران پرداخت.
در فروردين ماه سال 1358 ضد انقلابیون به پادگان سنندج حمله كرد و پادگان به محاصره كامل آنها درآمد. در اين ايام يك هيأت عالي رتبه شامل افرادي چون مرحوم طالقاني، شهيد بهشتي و آقاي هاشمي رفسنجاني به سنندج آمدند و شوراي اداره شهر را تشکيل دادند. اما چندي بعد عناصر ضد انقلاب اداره شهر را در دست گرفته و غالب شدند. شجاعت انقلابي سرهنگ ايرج نصرت زاده، فرمانده تيپ 1 لشگر 28 سنندج، حكايت از حضور ارتش جمهوري اسلامي داشت و مانع از سقوط پادگان شد. وي افراد گردان را برای ایجاد رعب و وحشت در دل ضد انقلاب با شرایط خاصی به شهر مي برد و تمرينات صحرايي انجام مي داد و در اين حالت شهر را دور مي زد و گاهي سنگرهاي ضد انقلاب را ويران مي ساخت و آنها جرأت هيچ اقدامي نداشتند. در اين ايام شهید نصرت زاده برای حفظ قدرت و روحیه نیروهای خودی در سنندج و تضعیف روحیه دشمن از این روش استفاده می نمود و موجوديت ارتش را در آن مرحله اعلام مي كرد. اين تمرين نظامي كه با هدف شناسايي محیط و موقعیت دشمن انجام مي شد با توجه به غارت هزاران قبضه انواع اسلحه از مراکز نظامی و ژاندارمری، ضروري به نظر مي رسيد و عملاً فكر حمله سراسري به پادگان را از سر ضد انقلاب بيرون مي كرد. شهید سرلشگر نصرت زاده پس از جلب نظر اعضاء كميسيون دفاعي در شمال سنندج، پاسگاه فرماندهي برقرار كرد و پرسنل را به بيرون از پادگان برد. فرمانده پادگان فرد دیگری بود، اما ابتکار عمل در دست نصرت زاده بود كه روحيه بالاي نظامي و انقلابي داشت. با اصرار سرهنگ صدري سرانجام گردان هوابرد شيراز به سنندج رسيد و در فرودگاه مستقر شد. بر مبناي برنامه مسئولين ارتش قرار بود اين گردان از داخل سنندج بگذرد و به سقز اعزام شود كه با ترفند منافقین در حضور دانش آموزان در سطح شهر، عبور ميسر نشد. اما گردان با رهبري شهید نصرت زاده پس از دور زدن شهر، از مسير ـ سد قشلاق ـ به راه خود ادامه داد. او در ایام پیروزی انقلاب اسلامی و چند ماه پس از آن در ستاد نیروی زمینی ارتش مشغول به کار شد. پس از آن که عوامل تجزیه طلب بیگانه، کردستان را آماج فعالیت ها و اهداف شوم خود قرار دادند، او از جمله نیروهای فداکار و شجاع نیروی زمینی بود که داوطلب مبارزه با منافقین شد. در تاریخ 1358/10/08 با انتصاب به فرماندهی تیپ یکم لشکر 28 پیاده نیروی زمینی ارتش با درجه سرهنگی به منطقه کردستان اعزام شد و در پادگان سنندج، خدمت خود را شروع کرد. او در بدو ورود به لشکر، به سازماندهی دوباره تیپ یکم پرداخت و رعایت اصول نظامی، سلسله مراتب، حفظ انضباط و انسجام به واحدهای نظامی را در دستور کار خود قرار داد. در فروردین ماه سال 1359 شهید نصرت زاده که برای نظارت بر اعزام ستون، به سوی سه راهی سنندج ـ سقز ـ سد قشلاق حرکت کرده بود، از کمین و درگیری ضد انقلاب با نیروهای خودی در یکی از روستاهای منطقه مطلع شد. او بلافاصله با نیروهایی از گردان 116 برای تأمین ارتفاعات مشرف بر روستای مذکور حرکت کرد. او پس از صعود به ارتفاعات و مشاهده ی صحنه، برای قطع درگیری و اجرای ضد کمین، از عناصر جلودار ستون درخواست آتش کرد. در خواست وی توسط توپخانه لشکر، پاسخ داده شد. ضد انقلاب که موقعیت خود را در خطر دید و همچنین متوجه شد نیروهایی از ارتش، ارتفاعات مشرف بر منطقه درگیری را در اختیار دارند، عده ای را مأمور کرد با صعود به ارتفاعات مزبور و محاصره نیروهای ارتش، مانع دیده بانی آن ها شوند. طولی نکشید که منافقین، نیروهای ارتش به فرماندهی سرهنگ نصرت زاده را محاصره و هر لحظه، حلقه محاصره را تنگ تر کردند. سرهنگ نصرت زاده که زخمی شده بود، وضعیت خود را با بی سیم به لشکر مخابره کرد. (متن کامل مکالمه وی در لشگر 28 پیاده موجود است). این نظامی فداکار درخواست اجرای آتش برای محل استقرار شخصی خود کرد تا بدین وسیله در آخرین لحظات هم باعث نابودی بیشتر منافقین شود. سرانجام همراهان شجاعش، به دست مزدوران ضد انقلاب به اسارت درآمده و سپس به شرف شهادت نائل آمدند. شهید نصرت زاده در مدت اسارت، مورد شدیدترین شکنجه ها قرار گرفت و وقتی از او خواسته شد که با بی سیم دستور تخلیه و واگذاری پادگان سنندج را صادر نماید، این چنین با شجاعتی بی نظیر بانگ بر آورد که: «من سرهنگ ستاد، ایرج نصرت زاده ،جانم فدای ایران، درود بر رهبر انقلاب، زنده باد ارتش جمهوری اسلامی ایران، زنده باد فرماندهان گردان تیپ یکم، خدا حافظتان، نصرت زاده». مزدوران ضد انقلاب خائن نیز که از پیام او سخت عصبانی و ناراحت شده بودند او را در همان لحظه به شهادت رساندند. اما روزهايي نه چندان دور، شهيد عبادت، شهيد رستمي، شهيد شهرام فر، شهيد صياد شيرازي و فرماندهان و سربازان راستين ميهن راه او را ادامه دادند و کردستان عزیز و مردم غیرتمند آن دیار را از لوث وجود بیگانگان و گروهک های وطن فروش و منافقان كوردل و بي بصيرت پاك نمودند منبع سایت شهدای ارتش