شهید محسن مددی
شه ی د محسن مدد ی
تار ی خ تولد :1346/01/01
تار ی خ شهادت : 1366/12/27
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :مرکز ی - اراک – اراک
زندگی نامه
درست در تار ی خ 10/10/1362 بود که ما را به جبههها ی غرب کشور اسلام ی اعزام نمودند. سپس به گ ی لانغرب رفته وارد خط مقدم شد ی م . رژ ی م ددمنش بعث تا به آن موقع چند بار آنجا را موشکباران کردهبود و ساکن ی ن آنجا را که اغلب غ ی ر نظام ی اند را به شهادت رساندند.من مسئول سکو ی روابط عموم ی خط شدم و بعد از مدت ی که با برادران آشنا شدم، کار فرهنگ ی و آموزش ی را رونق دادم و با برادران کلاسها ی تجو ی د قرآن و سوادآموز ی و احکام را دا ی ر نمودم. روزها بد ی ن منوال م ی گذشت. ی ک روز عراق ی ها در طول روز خمپاره زدند. از سنگر که ب ی رون آمدم د ی دم که همه جا و ی ران شده، انگار همه جا راشخم زدهاند . به کنار تانکر رفتم تا به بچهها کمک کنم. ناگهان گلوله ی خمپارها ی در نزد ی ک ی ام به زم ی ن اصابت کرد ول ی خدا را شکر منفجر نشد. با شتاب همه را به داخل سنگر م ی برد ی م . حال و هوا ی شان طور عج ی ب ی بود ی ک ی از بچه ه ا با ا ی نکه دستش قطع شدهبود ه ی چ اعتراض ی نم ی کرد؛ د ی گر ی با پا ی مجروح دعا ی فرج را ز ی ر لب زمزمه م ی کرد . برادر د ی گر ی که دست راستش ترکش خورده بود و مجروح بود ی ا مهد ی ی ا مهد ی م ی گفت . همه ی ما مضطرب بود ی م که ا ی ن د ی گر چه سر ی است؟کس ی از درد جانکاه ناله و شکا ی ت ند اره ! حتماً کس ی آنها را آرام کرده، ک ی قادره ا ی نکارو کنه؟ او کس ی ن ی ست غ ی ر از مهد ی (عج). ی ک ی از همرزمانم بنام شه ی د حسن محمد ی اعزام ی از قم بر اثر اصابت ترکش که به ناح ی ه ی گردن و خونر ی ز ی ز ی اد به درجه ی رف ی ع شهادت رس ی د . لابد او ن ی ز سر بر زانو ی حس ی ن (ع) گذاشته و آرم ی ده بود!
منبع:سایت شهدای ارتش