شهید محمد عظیمی
تاریخ تولد :1347/09/01
تاریخ شهادت : 1367/09/05
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :مرکزی - اراک – خیرآباد
وصیت نامه:
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابا عبدالله، السلام علیک یا ثارالله و بن ثاره .
با شهادت به وحدانیت حضرت حق، سبحانه و تعالی و با درود و تهنیت به حضور حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا و ارواح العالمین له الفداء و نایب بر حقش خمینی روح خدا .
از آنجایی که وصیت کردن یک امر ضروری در اسلام است و من مسلمانم لذا وصیت نامه خود را شروع می کنم به امبد این که این آخرین وصیت نامه رزمندگان شهید باشد و جنگ با پیروزی رزمندگان ما پایان یابد .
من حرفی برای گفتن که لازم باشد در وصیت نامه عنوان کنم، ندارم و پولی یا مالی و ثروتی ندارم تا بدین وسیله چگونگی مصرف آن در اینجا توضیح دهم، فقط عمده پیام من به امت حزب الله این است که ای انسان ها! هوشیار باشید که امروز روز خویشتن یابی است و روزگار خودیابی ، بیایید و این خود اصیل خودتان را در پشت حجاب های فراوان فراموش گردیده، در یابیدش که امروز خورشید حقیقت خود را نمایان ساخته و تابیدن آغاز کرده است و وای بر من و تو که خود را در پشت پرده های ضخیم مادیات دنیایی بی اعتبار مخفی کنیم و چهره برافروخته خورشید حقیقت را نادیده بگیریم؛ پس، از عنایات الهی تمسک جویید و بر احکام خدا اهمیت وافر دهید و چون خود این گونه نیستم قلمم قاصر است و کار نمی کند که دیگر با شما صحبت کنم .
اما سخنی دیگر با شمایی که جنازه های برادران شهیدم را بر دوش کشیدی و فریاد «راهت ادامه دارد» بر سر دادی و اشک فراق ریختی ، چه خوب است که خود را نخست میزان قرار دهی و به محاسبه نفس مشغول شوی که آیا در تحقیق آن شعاری که در خیابان ها فریاد کردی تا کنون گامی برداشته ای ؟ آیا از آن همه خلوص، پاکی ، طهارت، صفای روحی ، انجام فرامین الهی ، صدها فضیلت دیگر و ملکات اخروی که در آن شهید صدیق بود را به انسجام کمی از آن همه را نموده ای و یا نه تنها فریاد کشیده ای و خود را عَلَم نمودی؟ دیگر این که آیا اکنون سلاح او را به دوش کشیده ای و گام هایت را در طریق او نهاده ای ؟ آیا در جبهه های اران آن شهید عزیز را یاری کرده ای یانه؟ که اگر صرف گفتن است و بسی که بسا بسیار سهل و ساده است پس بنشین تا فرا رسد روزی که تو با قامتی خمیده و به زیر افکنده حاضر شوی و تو را به واسطه کلامت که بر زبان رانید و به عمل نیاورده به باز خواست بنشیند . روزی که وقت دیگر گذشته است و بازگشت نیست از تو سؤال می کنند که در مقابل این خون ها چه کرده ای ... ؟؟؟
وای شما که سال ها بر سرهایتان کوفتید که ای حسین ! یا لیتنی کنا معکم فافوز معکم؛ ای کاش ما بودیم و تو را یاری میکردیم . اکنون بگویم که امروز حسین تنهاست و باز فریاد هل من ناصر ینصرنی و هل من معین یعیتی او از حلقوم پاک فرزندش امام عزیزمان چون آفتاب روشن در صحنه گیتی طنین افکنده است بیا و بشتاب و یاریش بنما که به خدا حسین همین است و کربلا نیز همین . من از راهی دور با کوله باری سنگین از گناه و معصیت به دیار عاشقان شتافتم تا با آنها همراه شوم .
خدایم ! تو را کم اطاعت کردم می دانم و یادم هست که چه بسیار تبعیت نفس خود نموده و مغلوب هوا و هوس و شهوات شیطانی شدم .
خدایا ! اگر به خاطر آن همه خطا مرا دوست نداشته باشی دیگر این درد بزرگ را به نزد چه کسی من ببرم؟ آخر تو خود فرمودی که بندگان گناهکار من بیایید به شما رحم می کنم و شما را عفو می کنم. اکنون آمده ام بپذیرم، قبولم کن ای رب رئوف مهربان! من بیچاره ام چیزی ندارم رویت را از من نگردان، درست است که نافرمانی تو را زیاد کردم، خدایا چه کنم !
پدر و مادرم !
میدانم که با رفتنم غم بزرگی دامانت را به چنگ می گیرد و می دانم که نبودنم شما را رنج می دهد اما پدر بزرگوارم و مادر عزیزم چندان نگران نباشید و بر تنهایی غربت حسین (علیه السلام) و اهل بیتش تأمل کنید و از شما عاجزانه طلب عفو و بخشش دارم .
برادران و خواهران خوبم !
با خدا باشید، ساعتی از او غفلت نکنید ایمانتان را قوی کنید همیشه سعی کنید که یار و دلسوز اسلام باشید و به دنیا دل نبندید که دنیا در گذر است و محل عبور و ما مسافریم تلاش کنید . تا توشه ای برای جهان جاوید بر هم زنید که متاع دنیا در مقابل آخرت بسی قلیل است. حجاب اسلامی را که یکی از مهمترین اصول اسلامی است، حفظ کنید و دیگر از شما هم طلب بخشش و عفو را دارم. در پایان از مردم عزیز و کسانی که در تشییع جنازه من شرکت دارند عاجزانه می خواهم که مرا از حق الناس معاف کنند و از دوستان، آشنایان و خویشان تقاضای طلب عفو کردن از مردم را برای من دارم و از آنها هم می خواهم که مرا حلال کنند؛ 2000 تومان هم بابت حق مظالم از برای من بدهید، اگر کتاب یا چیزی دیگر هم دارم امور رسیدگی آنها با پدرم می باشد .
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
کوچک شما محمد رضا عظیمی 1365/11/09[۱]