نام : سمیعیانی / جعفر
نام پدر : امیر
تاریخ تولد : ۱۳۴۳-۱-۱
محل تولد : خوانسار
تاریخ شهادت : ۱۳۶۱-۲-۱۵
محل شهادت : خونین شهر – بیت المقدس
شهرستان : خوانسار
یگان : بسیج
مسئولیت :
تحصیلات : سیکل
محل تحصیل : مدرسه علمیه مهدیه خوانسار
گلزار : گلزار شهداى سنگ شیر خوانسار
زندگینامه
شهید در سال 1342 در روستای بید هند خوانسار در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود .او از کودکی تحت تربیت قرار گرفت . و بهد از 7 سال به دبستان بدر بید هند( شهید صانعی کنونی) رفت و در درس خواندن بسیار با هوش و با اخلاق نیکو با برادران دیگر در دبستان رفتار مکرد. و بدون تجدیدی ویا مردودی شش سال را پشت سر گذاشت .و بعد از ابتدایی به دبیرستان (22 بهمن فعلی) مشغول ادامه تحصیل شد پیش از گرفتن مدرک سیکل از طرف حوزه علمیه خوانسار به دبیرستان ابلاغ شد . که از میان محصلین بهترین را انتخاب نمایندو برای درس خواندن بعه مهدیه بفرستند.چون برای اولین بار بودمهدیه خوانسار دانشجو میگرفت این برادر از جمله کسانی بود دارای اخلاق پسندیده و تربیت مذهبی بود. و از نظر درس خواندن مقام اول بود که از طرف دبیزرستان به حوزه علمیه معرفی شد و شخصی بود که نمازش ترک نمی شد و همواره ما را به رفتار خوب با مردم رهنمود می کرد. چون وارد مهدیه شد مورد توجه مسوله ان حوزه قرار گرفت. و هر موقع که مابرای دیدار با برادر به حوزه میرفتم مسئول حوزه وا ستاد انها از او سخن میگفتند . و آیند ه ای درخشان خدمتگزاری صدیق را برای او در نظر داشتند و از نظر درس مقام دوم را دارا بود واز نظر اخلاق و معنویت در مقام اول در بین افراد حوزه علمیه دارا بود تا این که جنگ عراق علیه ایران اغاز شد.و در تاریخ 30/10/60 برای دوره دیدن آموزشی نظامی به اصفهان رفت. ولی بعد از یکی دو روز به خوانسار باز گشت . و مشغول درس خواندن شد ولی بعد از دو ماهی نگذشت که باز عازم جبهه نمود. و به اصفهان با رفت و بعد از یک دوره در تاریخ 10/2/61 در حالی که حمله بیت المقدس در پیش بود او نیز به جبهه رفت و بعد از 15 روز که در جبهه بود در حال پیشروی به طرف خونینشهر بر اثر خوردن گلوله به سینه و قلب به شهادت رسید این برادر در مراسم شبهای جمعه دعای کمیل و توسل و مسئله و احکام شرکت فعال داشت . و برادران برای یاد گرفتن احکام و مسائل به پهلوی او رفته و از او استفاده نموده . و در حوزه که بود استادش فرمود هر موقع که ما اینجا نیستیم میتوانید نماز جماعت را به امامت برادر جعفر به پا کنید در حالی که او فردی بسیار مذهبی و پا افتاده و مورد اطمینان مردم بود و بعد از شهادت از او مردم به نیکی نام میبردند و در وصیتنامه نوشته بود که وصیتنامه مرادر میان مردم نخوانید بسیار ولایت فقیه را قبول داشت و از دعا به امام کوتاهی نمیکرد و ما را به دعا و یاری اسلام تذکر می داد . وبالاخره از میان ما رفت و عمری ما را در سوگ نشاند .
روحش شاد
وصیتنامه
این که جمهوری اسلامی میرود تا سراسر گیتی خود را جایگزین نماید و پرچم اللهی رادر بلندترین قله کوه جهان به اهتزاز در آورد و حکومت اسلامی را به حکومت امام مهدی (عج) منتقل گرداند می بینیم که جوانان عزیز و پر شور در مقابل ظلمها و ستمهای جباران زمان خود مقاومت میکنند و شربت شیرین شهادت می نوشند و یا پیروزی به دست می اورند و پوز صدامیان و امثالهم را به خاک می مالند.من به شما پدر و مادر عزیز افتجار می کنم که در لباس روحانیت که مقدسترین لباسهاست قدم نهادم و بنابر این یک روحانی شناخته شدم خداوند به شما پدر و مادر عزیز ارج دهد و شما را در دنیای دنیوی و اخروی شعادتمند و پیروز کند . پدر و مادر من چند سفارش به شما دارم که اگر به درجه رفیع شهادت نایل شدم به این وصیتم لباس عمل بپوشانید. 1- اگر جسدم به دست شما رسید مرا در سنگشیر در پیش شهیدسید نقی میر شفیعی بسپارید 2- کتابها و وسایل مرا در هر راهی که میخواهید مصرف کنید و اگر میخواهید کتابهای مرا به کتابخانه بدهید 3-اگر برای من مجلس گرفتید از شما میخواهم که نامه ها و وصیتنامه مرا در ان نخوانید 4-از تام عموها و قوم خویشان و دوستانو اشنایان از قول من طلب حلالیت کنید 5-من از مادر عزیز و گرامی خیلی معذرت میخواهم که نتوانستم زحمات و سختیهایی که برایم کشیدند و به اینجا رساندند جبران کنم فقط از خدا میخواهم که اجر و مزدان زحمات را به او عنایت کند. 6-من از شما پدر و مادر عزیز معذرت میخواهم که حرف انها را گوش نکردم همچنین از برادر و خواهر عزیز و زن داداش 7-ضمنا پولهایی که ممکن است بسیج به شما بدهند به انها بگوید در هر جایی مصلحت میدانید مصرف کنید 8-امام را فراموش نکنید و همیشه برای او دعا کنید و برای انقلاب اسلامی هم تا ان حد که میتوانید کوشش کنید که این انقلاب ثمره خون صدها شهید می باشد
والسلام
منبع: سایت خین http://khayyen.ir/shahid/597