شهید رسول بدگل (بلگل)

بسمه تعالی

- شهید رسول بدگل ( بلگل ) :

تاریخ تولد : 09/12/1341

تاریخ شهادت : 12/04/1362

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه : البرز- کرج- امام زاده محمد



زندگینامه

شهید رسول بلگل در سال 1341 در تهران در خانواده ای مؤمن و مسلمان و به دور از ظواهر مادی و دنیوی دیده به جهان گشود. پس از گذراندن دوران کودکی خویش با تحمل سختی‌های فراوان و مشکلات بسیار، وارد مدرسه شد، و تا کلاس سوم راهنمایی به تحصیل خویش ادمه داد. پس از آن به علت مشکلات فراوان مالی و هزینۀ سنگین زندگی، دست از تحصیل کشید و به کار کردن به همراه پدر خویش پرداخت. با شروع انقلاب او نیز مانند دیگر جوانان غیور این مرز و بوم، در اکثر راهپیمایی‌ها و تظاهراتهای خیابانی بر علیه رژیم منحوس پهلوی شرکت می‌كرد و در پخش اعلامیه‌های امام و شعار نویسی بر روی دیوارها فعالیت های چشمگیری داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با تشکیل بسیج، شهید رسول به عضویت بسیج در آمد و به شغل نقاشي ساختمان نیز مشغول بود. با شروع جنگ تحمیلی، او عاشقانه به جبهه های جنگ حق بر علیه باطل شتافت و سرانجام در سن 19 سالگی به خدمت شریف سربازی رفت، پس از آموزش های لازم رزمی، عازم جبهه غرب گردید و در آنجا به مقابله با ضد انقلابیون و گروهک‌های محارب پرداخت و سرانجام در تاریخ 13/4/1362 در جبهه مهاباد مورد اصابت تیر ضد انقلاب منافق قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت که همانا بزرگترین آرزویش بود رسید .

روحش شاد و یادش گرامی باد

نکات برجسته در زندگی شهید:

الف) فعالیتهای مهم عبادی و معنوی:

شهید رسول، جوانی بسیار مؤمن و متدین بود، هیچ وقت از تلاوت قرآن و کتب مذهبی دست نمی کشید و بيشتر اوقات در مراسم سخنرانی هاي مذهبی شرکت می نمود.


ب) فعالیتهای مهم سیاسی و اجتماعی:

شهید در زمان انقلاب همانند دیگر جوانان غیور در اکثر راهپیمایی‌ها و تظاهرات شرکت می‌کرد و با تشکیل بسیج، عضو بسیج شد و به خدمت ادامه داد، در زمان سربازی به خدمت شریف سربازی رفت و در جبهه‌های حق علیه باطل به فعالیت پرداخت.

ج) فعالیتهای مهم علمی، فرهنگی و هنری:

شهید نقاشی ساختمان را بسیار دوست داشت و در این شغل مهارت خاصی پيدا كرده بود.

د) ویژگی‌های بارز اخلاقی

شهید رسول، اخلاق بسیار خوب و رفتاری اسلامی داشت، او برای والدینش احترام خاصی قائل بود و به همه احترام می‌گذاشت. او بسیار با ادب بود و با نزاکت، بسیار فروتن و رئوف و متواضع بود

وصیت نامه

عروسی من در جبهه، و عروس من شهادت است.

صدای غرش گلوله توپ و خمپاره، عقد مرا خواهند خواند و با پوششی از خون گرم و سرخ، خود را برای معشوقم (الله تعالی جل جلاله) بزرگ خواهم کرد.

در غلغه شادی مسلسل ها، و بارش نقل سرب در حجله سنگر، عروسی شهادت را به آغوش خواهم کشید و در همهمه تشییع کنندگان پیکرم، که اتومبیل حامل تابوتم گلباران می شود، مشت های گره کرده تان، با تکبیر مرا تا منزلگاه بدرقه خواهند کرد، عروس من شهادت است و نام فرزندم آزادی، و من از همین جا فرزندم آزادی را به شما می سپارم از آن حفاظت کنید .

نباشید از آن کسانی که: فذالک الذی الیتیم، آیا این همان شخص (بی رحم) است که از خود یتیم را به قهر می راند،. ...

سلام بر روح الله ابر مرد تاریخ رهبر سازش ناپذیر قرن، نائب بر حق امام زمان (عج)، خمینی بت شکن و سلام بر آیت الله خامنه ای امید مستضعفان، درود بر رزمندگان شهید پرور، سلام بر مجروحین و جانبازان، و سلام بر پدر بزرگوارم که اسطوره مقاومت است و سلام بر مادر مهربان و دلسوزم که اگر جنازه پسرش را به دستش دهند خود با کمال رضایت و سپاس و تشکر بر قبر می گذارد و در آخر سلام بر دوستان و خویشاوندان که پیرو ولایت فقیه هستند. در پایان خدایا، تو را به حرمت خون شهیدان به ویژه سیدالشهدا حسین (علیه السلام) سوگند می دهیم که دشمنان این انقلاب و رهبر عظیم الشان را در هر لباس و هر مقامی و مکانی هستند نابود بگردان، و رزمندگان اسلام را در کلیه جبهه ها از رحمت و نصرت خویش محروم مفرما.1[۱]

آمین یا رب العالمین




  • پانویس
  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۱۰ خرداد ۱۳۹۸، در ‏۰۴:۰۴