شهیدابوالفضل زینعلی
| ابوالفضل زینعلی | |
|---|---|
![]() | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | 1346/01/01 |
| شهادت | 1365/12/22 |
نام : زینعلی / ابوالفضل
نام پدر : محمد
تاریخ تولد : ۱۳۴۶-۱-۱
محل تولد : آران وبیدگل
تاریخ شهادت : ۱۳۶۵-۱۲-۲۲
محل شهادت : شلمچه - کربلای5
شهرستان : آران وبیدگل
یگان :
مسئولیت : تک تیرانداز
تحصیلات :
محل تحصیل :
گلزار : امام زاده هادی بیدگل
زندگی نامه
روحاني شهيد: ابوالفضل زينعلي اي كاش حضرت معشوق از عاشقان درگهش طلب جان مي كردتا دلدادگان حقيقي از مدعيان دروغين شناخته شوند. سخن دروصف آلاله اي سرخ ازتبار فداييان قافله سالار عشق است كه ملكوتيان دو عالم را مبهوت خويش نمود. دستان تقدير الهي در اولين روز فصل سبز آفرينش در سال 46 رقم خورد و شهر «بيدگل» كاشان را غرق در سرور و شادماني كرد. طلبة شهيد ابوالفضل زينعلي در ميان هجوم دود اسپند و عطر دل انگيز صلوات، چشم به جهان هستي گشود و گوش جانش به زمزمة عرفاني اذان و اقامه منوّر گشت. دوران شيرين كودكي را در دامان پر مهر پدر و مادر طي كرد و راهي دبستان «كاشانچي» سابق و سپس مدرسة راهنمايي شد و با سپري كردن اين دوران، مقطع دبيرستان را آغاز نمود. طلبگي يعني قدم نهادن در وادي عشق و سر سپردن به درگاه گل سرخ هستي، مهدي موعود -عجل الله تعالي فرجه- و در زلال آبشار لطف و كرامتش خود را شستشو دادن. حقيقت طلبگي آشوبي است دروني كه انسان را از سرزمين وابستگي ها مي رهاند و در آسمان آزادي و معرفت پروازش مي دهد. آري، جذبة دل رباي ساقي ميكدة علوم ناب محمدي -صلي الله عليه وآله- ابوالفضل را نيز حجره نشين حوزة علمية «آيت الله يثربي» كرد و در دل خطاب به مولايش چنين مي سرود: به غباري كه زكويت به رخم مانده قسم هركه خاك تو نشد، عزت و جاهش ندهند ايشان، با كسب علم و معنويت و تهذيب نفس، در ميان خانواده و اطرافيان، شخصيت والايي پيدا كرده و اهل مناجات و نماز اول وقت و احترام به پدر و مادر بود. در برگزاري مراسم مذهبي در مساجد و هيأت ها نقش بسزايي داشت و به خانوادة شهدا سركشي مي كرد. بعد از سه سال خوشه چيني از خرمن علوم اهل بيت -عليهم السلام- براي لبيگ گفتن به فرمان آفتاب عالم تاب انقلاب و مشق عملي اندوخته هاي خويش، راهي جبهه هاي سراسر نور شد و با حضور در عمليا ت هاي مختلف از جمله كربلاي پنج و شش رنگ و بوي الهي و چشم انتظاري يوسف فاطمه - عليه السلام- به خود گرفته بود. در عمليات «كربلاي شش» رزمي نمايان كرد و سرانجام در همين عمليات، قرعة وصال يار به نامش رقم خورد و كبوتر جانش تا بي نهايت پرواز كرد. پيكر مطهرش سيزده سال در سرزمين خونين شلمچه، ميهمان ملائك بود و سپس در تاريخ 20/4/78 به سوي خانواده رجعت كرد و پس از تشييع باشكوهي در جوار «امامزاده هادي - عليه السلام-» بيدگل به خاك پاك سپرده شد. « روح بي قرارش در بهشت رضايت الهي متنعّم باد»
وصیت نامه
« طلبة شهيد: ابوالفضل زينعلي» « ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون » ( آل عمران 169) گمان مبريد كساني كه در راه خدا كشته شده اند مردگانند، بلكه زنده اند و نزد پروردگار روزي مي خورند. با سلام و درود به پيشگاه منجي عالم بشريّت و نابود كنندة ظلم جهاني از روي زمين، امام زمان -عجل الله تعالي فرجه- و نايب برحقش، امام خميني و با درود و سلام به خانواده هاي شهدا و ملّت شهيد پرور، وصيت نامة خود را آغاز مي كنم: وصيتم را با آية قرآن شروع كردم؛ زيرا براي قرآن و حفظ آن مي جنگيم. ما براي نماز و دين اسلام مي جنگيم. خداوند در اين آية شريفه مي فرمايد: آنهايي كه در راه خدا كشته مي شوند نمرده اند؛ بلكه زنده اند و نزد من روزي مي خورند. و كشته شدن در جنگ، شهادت در راه خدا است. ما عاشقان حسين - عليه السلام- نبايد جبهه ها را خالي نگه داريم؛ بلكه بايد به جبهه رفت و كفر جهاني را از روي زمين ريشه كن كرد. امروز روزي است كه بايد به پيام اماممان لبيك گفته و بگوييم: اماما! ما اهل كوفه نيستيم كه امام حسين - عليه السلام- را تنها گذاشتند ]و او را رها كردند.[ اماما! ما تا آخرين قطرة خون، گوش به رهنمودهاي شما مي باشيم و تا آخرين نفس در راه خدا مي جنگيم. امروز روزي است كه ما نبايد جبهه ها را خالي بگذاريم. بايد پير و جوان امروزه به جبهه بروند كه فتح و ظفر از آنِ لشكر خداست. ما بايد بجنگيم تا قدس عزيز را آزاد كنيم و اسرائيل خون آشام را به خاك و خون بكشيم. امّا چند وصيتي به ملّت شهيد پرور، مردم شهيد پرور! تا مي توانيد به رهنمودهاي امام گوش فرا دهيد و مانند اهل كوفه نباشيد كه امام حسين - عليه السلام- را تنها گذاشتند؛ پس امام را تنها نگذاريد كه نور چشم ما، امام است و براي طول عمر امام دعا كنيد كه مبادا خداي ناكرده زبانم لال، امام از ميان ما برود. اگر امام خداي ناكرده نبود ما هم نبوديم. امّا چند وصيتي به پدر و مادرم: پدر و مادر مهربان و عزيزم! سلام عليكم. پدرم و مادرم! مبادا از نبودن من به سر و سينه بزنيد و گريه كنيد. اگر خواستيد گريه كنيد، براي امام حسين - عليه السلام- و فرزندان امام حسين - عليه السلام- و براي فاطمة زهرا -سلام الله عليها- گريه كنيد. بعد از شهادتم لباس سياه بر تن نكنيد؛ زيرا من به ديدار خدا رفته ام. امّا وصيتم به خواهرانم: خواهرانم! مبادا بعد از شهادتم ناراحت شويد و گريه كنيد و لباس سياه بپوشيد. شما بايد مانند حضرت زينب -سلام الله عليها- در جامعه زندگي كنيد و با مصيبت ها مبارزه كنيد و اگر خواستيد گريه كنيد براي زينب -سلام الله عليها- و فاطمة زهرا -سلام الله عليها- گريه كنيد. اگر در طول زندگي، بدي از من ديده ايد، مرا حلال كنيد. ان شاءالله خداوند گناهان همة ما را ببخشد. امّا وصيتم به برادرم: برادر عزيز و مهربانم! اگرچه من شهيد شده ام امّا زنده ام و شما ناراحت نباشيد. بعد از شهادتم، به پدر و مادر دلداري بده هرچند كه احتياج به دلداري ندارند و اگر بدي از من ديده ايد، حلال كنيد. امّا وصيتم به آشنايان و دوستانم: دوستانم! به جبهه برويد و جبهه ها را پر كنيد كه مرگ صدام نزديك است و تا زنده ايد، دنباله روي رهنمودهاي امام باشيد. خدا نكرده امام را تنها نگذاريد. در پايان اگر بدي از من ديده ايد، حلال كنيد و ببخشيد. در پايان، طول عمر امام را از خداوند متعال خواهانم و اميدوارم كه به زودي زود، رزمندگان به فتح و پيروزي برسند و راه بسته شدة كربلا را باز كنند. ديگر عرضي ندارم، ضمناً استادان عزيزم بايد مرا ببخشيد و شما براي ما خيلي زحمت كشيده ايد و اگر بدي از من ديده ايد، مرا حلال كنيد. خدايا، خدايا! تا انقلاب مهدي -عجل الله تعالي فرجه- خميني را نگهدار از عمــر مــا بــكاه و بــر عمــر او بي افـــزاي ابوالفضل زينعلي، 19 / 11 / 65، يكشنبه، ساعت 4 بعد از ظهر. در ضمن محل دفن من كنار قبر شهيد و طلبة عزيز، محمد حاجي زاده باشد.
