شهیداحمد رازقندی

نسخهٔ تاریخ ‏۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۴۴ توسط Bazi9802 (بحث | مشارکت‌ها)

شه ی د احمد رازقند ی

تار ی خ تولد :1344/01/01

تار ی خ شهادت : 1366/03/30

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :خراسان رضو ی - سبزوار – رازقند

rId4

زندگی نامه

شه ی د احمد رازقند ی در سال 1344 در روستا ی رازقند در خانواده‌ا ی مذهب ی و مستضعف متولد شد. ‌ از اول کودک ی علاقه‌ ی ز ی اد ی به پدر و مادر و خواهران و برادرش داشت. مهر و علاقه‌ ی و ی زبانزد فام ی ل و نزد ی کان بود. در سن شش شروع به تحص ی ل کرده و تا پا ی ان دوره‌ ی ابتدائ ی در روستا ی خود هم ی شه و در همه حال علاوه بر خواندن درس ‌ به پدر و مادر در کارها ی کشاورز ی و دام‌دار ی کمک ز ی اد ی م ی‌ نمود . و ی از زمان چهارسالگ ی همراه پدر به صحرا رفته و بخاطر کمک به پدر در ‌ چرا ی گوسفندان کمک م ی‌ کرد . ‌در سالها ی تحص ی ل ی دوره ابتدائ ی احمد هم ی شه بهتر ی ن شاگرد کلاس بود. چه از نظر درس و چه از نظر اخلاق ی و معلمان و ی هم ی شه از و ی به عنوان ی ک شاگرد کوشا و نمونه ی اد م ی‌ کردند . ‌احمد از همان دوران کودک ی با رنج و درد محرومان جامعه به خوب ی آشنا یی داشت و ‌ احساس آنان را با عمق وجودش درک م ی‌ نمود . بعد از دوران ابتدا یی برا ی ادامه‌ ی تحص ی ل به شهرستان سبزوار رفته و در مدرسه راهنما یی ش ی خ حسن داورزن شروع به تحص ی ل نمود. ‌‌در دوران راهنما یی هم مانند دوران ابتدا یی هم ی شه جزو بهتر ی ن شاگردان کلاس بود و خ ی ل ی زود در م ی ان بچه‌ها ی کلاس برا ی خود جا یی باز کرد و دوستان ز ی اد ی پ ی دا کرد. اح مد در طول هفته مرتب درس م ی‌ خواند و پنجشنبه‌ها بعد از ظهر برا ی کمک به پدر و مادر به روستا باز م ی‌ گشت و عصر جمعه دوباره به سبزوار برم ی‌ گشت . در همان سال‌ها ی دوره‌ ی راهنما یی بود که موج انقلاب اسلام ی به شهرستان‌ها هم نفوذ کرد و احمد که مشتاق عدالت و آزاد ی و اسل ام بود در م ی ان ا ی ن موج عظ ی م همراه و همگام با سا ی ر دانش آموزان و مردم به جنبش انقلاب ی پ ی وست .‌ کمکها ی ز ی اد ی در جر ی ان پ ی روز ی انقلاب انجام داد. ‌چسباندن عکس و پوستر امام و اعلام ی ه‌ها ی مختلف اسلام ی به درب و د ی وار خ ی ابانها و مغازه‌ها، شرکت در تظاهرات، تکب ی ر گو یی رو ی پشت بام‌ها و روشنگر ی خط امام و مقابله با سم پاش ی ها ی رژ ی م برا ی مسموم نمودن اذهان مردم نسبت به امام وانقلاب از جمله فعال ی ت‌ها ی شه ی د دردوران شکل گ ی ر ی انقلاب بود. با پ ی روز شدن انقلاب احمد دوران تحص ی ل دب ی رستان را در دب ی رستان خدمات فنون بازرگان ی با موفق ی ت به اتمام رساند و در سال 1362 با گرفتن مدرک تحص ی ل ی د ی پلم فارغ التحص ی ل شد.او با نمره‌ ی انضباط 20 و در سال 1363 جهت رفتن به دانشگاه ثبت نام نمود ول ی موفق نگرد ی د . در سال 1364 وارد خدمت سرباز ی گرد ی د . دوران آموزش ی را در نزد ی ک ی شهرستان قم در لشکر ن ی روها ی مخصوص سپ ر ی نمود و بعد از دوران آموزش راه ی م ی اد ی ن جنگ اسلام و کفر گرد ی د . با رفتن به جبهه به آرزو ی د ی ر ی ن خود که همانا جنگ ی دن با کفرجهان ی بود نائل آمد. احمد در جبهه‌ها ی سردشت در خط مقدم مدت ی کسال با دشمنان بعث ی به نبرد پرداخت و ه ی چوقت عجله‌ا ی در آمدن به مرخص ی نداشت. او در دوم ی ن سال ‌خدمت سرباز ی با اصرار فرمانده‌ ی گردان به خط عقب آمد و بعنوان منش ی گروهان به خدمت مشغول گرد ی د .ا حمد در دوران خدمت بارها شاهد هجوم و بمباران دشمن بعث ی به سرزم ی نها ی اسلام ی بخصوص منطقه‌ ی سردشت بود و به ‌کرات نزد ی ک احتمال داشت به درجه‌ ی رف ی ع شها دت نائل ب ی ا ی د، ول ی با ا ی ن وجود ‌اواخر سرباز ی در کنکور دانشگاه شرکت کرد و با موفق ی ت در ا ی ن آزمون قبول گرد ی د . حدود چهل روز به پا ی ان خدمت سرباز رش ی د اسلام‌ مانده بود که ‌در تار ی خ 30/03/1366 برا ی سرکش ی و گرفتن آمار از افراد گروهان در منطقه‌ ی عمل ی ات ی سردشت به خ ط اعزام گرد ی د و در بازگشت از خط، دست جنا ی تکار رژ ی م عراق با پرتاب گلوله‌ ی خمپاره، احمد آن سرباز دل ی ر را به خاک و خون کش ی د . روحش شاد و ی ادش گرام ی



وصیت نامه

بسمه تعال ی وص ی ت نامه شه ی د احمد رازقند ی با درود فراوان بر شه ی دان ی که در راه اسلام و انقلاب جان خود را نثار کرده‌اند. مطلب را آغاز م ی‌ نما ی م با درود ب ی کران بر چهارده معصوم (ع) و امام خم ی ن ی . با سلام و درود بر خانواده گرام ی ،پدر و مادر عز ی زم تنها سعادت و ‌آرامش من در ا ی ن است که شما از بابت من ه ی چگونه نگران ی و غصه‌ا ی نخور ی د و ام ی دوارم که به بزرگ ی و لطف خودتان مرا حلال کن ی د . گرچه نتوانسته‌ام خوب ی‌ ها و زحمات و رنجها یی را که در مورد من کش ی ده‌ا ی د جبران کنم. ‌برادر عز ی زم، از بابت کمکها و زحمات ز ی اد ی درباره من کش ی ده‌ا ی دسپاسگزارم . از شما م ی‌ خواهم که من را حلال کن ی د و راه من را ادامه ده ی د .خواهران عز ی زم شما ن ی ز درباره‌ ی من مهربان ی و لطف ز ی اد ی انجام داده‌ا ی د و نتوانستم آن لطف و مهربان ی‌ ها را جبران کنم. شما هم به بزرگ ی خودتان مرا حلال کن ی د . برا ی من ه ی چگونه غصه‌ا ی نخور ی د و هر گز با صدا ی بلند گر ی ه نکن ی د . سفارشم به برادران د ی ن ی وهم وطنانم ا ی نست که: ا ی مردم مسلمان ی که در پشت جبهه‌ها هست ی د و خدمت م ی‌ کن ی د . قدر و ارزش ا ی ن رزمندگان اسلام و توح ی د (سربازان، بس ی ج ی ان، پاسداران و ارتش ی ان ) را بدان ی د . تا م ی‌ توان ی د ه ی چگونه در ی غ ی از ا ی ن رزمندگ ان نداشته باش ی د . تنها آرزو ی من پ ی روز ی و موفق ی ت اسلام و رزمندگان سلحشور و غ ی ور ا ی ران است.در انتها طول عمر امام عز ی زمان را از خداوند خواهانم. به ام ی د پ ی روز ی ‌حق بر باطل سرباز وظ ی فه احمد رازقند ی


منبع:سایت شهدای ارتش

http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39702

آخرین تغییر ‏۲۷ خرداد ۱۳۹۸، در ‏۱۳:۴۴