شهید فریدون رشیدی

نسخهٔ تاریخ ‏۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۴۶ توسط Beiranvand97 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

شهید فریدون رشیدی

فرزند: محمد ولادت: 5/6/1348 شهادت: 15/4/1367 محل شهادت: چناره مریوان نحوه شهادت: اصابت ترکش خمپاره دشمن بعثی محل دفن: قبرستان روستای سرخ موسی

زندگینامه

میان خانواده ای مذهبی و معتقد به دین مبین اسلام دیده به جهان گشود پدرش کشاورز بود و از طریق کشاورزی زندگی خانواده را اداره می‌کرد. هفت سال بیشتر نداشت که همراه پدر در صف نماز جماعت مسجد روستا به نماز می‌ایستاد و بعدها این عادت زیبا در وجود او نهادینه شد و نمازش ترک نمی‌شد. جانماز مخصوص به خود را داشت و در کمال پاکی و در سن نوجوانی با خدای خویش به راز و نیاز می‌پرداخت. بعد از دوران تحصیل در مقطع ابتدائی به شهر سقز آمد و به دور از خانواده و به تنهایی زندگی کردن عادت کرده بود . فردی با تقوا و اهل مدارا بود و با اخلاق نیک دیگران را به خود جذب می‌کرد و درعین حال در کمال شجاعت از نظام و انقلاب اسلامی دفاع می‌نمود و خود را فدایی و پیشمرگ اسلام می‌دانست و همواره می‌گفت: من پیرو خط ولایت هستم و دوستان را نیز به حمایت از خط ولایت تشویق می‌کرد یکی از معلمین وی نقل می‌کند: در دبیرستان اقبال لاهوری با فریدون رشیدی آشنا شدم پاییز سال 1367 سال آخر دبیرستان در رشته علوم تجربی بود و از همان نگاه اول دیدم که خصوصیات رفتاری او متمایز از سایر دانش‌آموزان بود من هم با او دوست شدم و این دوستی ادامه داشت تا با هم به جبهه اعزام شدیم و در جبهه هم او بود که به دیگران روحیه می‌داد و در شرایط سخت می‌خندید و هیچگاه به خود ترس و واهمه راه نمی‌داد و بعدها از هم جدا شدیم تا اینکه شنیدم در میان نیروهای اعزامی در قالب تیپ 39 بیت المقدس گردان انصار الرسول او به عنوان بیسیم چی در عملیات والفجر ده شربت گوارای شهادت را نوشیده‌اند.

خاطرات

  • راوی پدر شهید

زمانی که به عنوان کارورز در یکی از داروخانه‌های شهر کار می کرد با وجود اینکه محصل بود و درآمد مستقلی نداشت هزینه دارو افراد نیازمند و بی بضاعت را شخصاً عهده‌دار می‌شد و بعد از شهادت افراد به من رجوع می‌کردند و با تبریک شهادت وی از خوبی‌های که در حق آنها روا دیده بود به نیکی یاد می‌کرند.[۱]



پانویس

  1. سایت نوید شاهد
آخرین تغییر ‏۲۰ تیر ۱۳۹۸، در ‏۱۳:۴۶