شهید عباس صفری

شهید عباس صفری تاریخ تولد :1347/12/20 تاریخ شهادت : 1366/05/14 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :نامشخص

زندگی نامه

نسبت به گرفتاري هاي آشنايان خود بي تفاوت نباشيد و با مال و جان در راه خدا تلاش کنيد بسمه تعالی شهيد عباس صفري بلطاقي فرزند عرب علي در 20/2/1347 در تهران و در خانواده اي مذهبي چشم به جهان گشود . پدرش در کارخانه ساخت لوازم ماشين کار مي کرد و او که فرزند آخرين خانواده است در کنار يک خواهر و دو برادر ديگرش زندگي ساده اما صميمي را گذراند و با تربيت ديني رشد يافت . تحصيلات خود را تا مقطع سيکل ادامه داد و به شغل تراش کاري در خيابان طرشت (تهران ) مشغول شد . بسيار خوش اخلاق و پاکدامن بود . خيلي به پدر و مادرش احترام مي گذاشت و به آنها خدمت مي کرد . گاهي به محل کار پدرش مي رفت و چون پدرش پير شده بود و برخي از کارها برايش دشوار بود در کارخانه به او کمک مي کرد . در منزل نيز کمک کار مادر بود به عنوان نمونه لباسهايش را پهن مي کرد و ظرفهاي شسته شده را از حياط به داخل خانه مي آورد . خلاصه هر کاري که از دستش برمي آمد براي پدر و مادرش مي کرد . علاوه براين نسبت به اقوام و آشنايان و دوستانش هم بي تفاوت نبود و اگر مي توانست گرهي از کار کسي بگشايد دريغ نمي کرد . وضع زندگي خواهرش زياد خوب نبود براي همين به آنها خيلي کمک مي کرد . در ميان دوستانش هم کساني بودند که از نظر مالي در فقر به سر مي بردند و او که دلي بسيار رئوف و دستي گشاده داشت هر چند خودشان هم زندگي ساده اي داشتند اما گاهي از منزلشان لوازمي را براي آنها مي برد . در انجام واجبات ديني بسيار مقيد بود و بيشتر نمازهايش را در اول وقت و در مسجد مي خواند . عاشق شهيد بهشتي بود و خيلي به سخنراني هاي او علاقه داشت . پسر فعالي بود و با اينکه هنگان انقلاب 10 سال بيشتر نداشت اما به همراه خانواده در تظاهرات شرکت مي کرد و گاهي بر ديوارها شعار مي نوشت . بعدها در حسينيه نزديک خانه شان به آشپزها در محرمها و شبهاي احياي ماه رمضان کمک مي کرد . علاوه بر اين هر سال هنگام تولد امام زمان (عج) به چراغانب و زدن طاق نصرت در کوچه حسينيه مي پرداخت که پس از شهادت او ديگر کسي در آن محل اين کار را ادامه نداد و جاي خالي او پس از سالها هنوز ديده مي شود . به ورزش علاقه داشت و عضو يک تيم فوتبال بود . اين شهيد دلاور در بهمن سال 1365 در حاليکه هنوز وعده رفتن او به سربازي نرسيده بود به جهت علاقه به جبهه خود را به ارتش معرفي کرد و به جمع تکاوران نيروي زميني ارتش (نزاجا) پيوست و از پادگان لشگرک به جبهه اعزام و به نبرد عليه باطل پرداخت . پس از 7 ماه در تاريخ 14/5/1366 در سن 18 سالگي در عمليات نصر 6 ( والفجر مقدماتي ) در ميمک فکه به شهادت رسيد . پيکر مطهرش هنوز مفقود است . روحش شاد و يادش گرامي باد

خاطرات

خاطره ای از زبان خواهر شهيد در همسايگي ما کساني زندگي مي کردند که وضع مالي خوبي نداشتند. عباس به آنها کمک مي کرد، حتي گاهي چيزهايي از منزل ما ( با آن که خودمان هم وضع خوبي نداشتيم) به آنها مي داد. ما جلوي او را مي گرفتيم و اعتراض مي کرديم. اما او مي گفت: آنها جمعيت زيادي دارند، طاقت نمي آورم ببينم گرفتارند.

[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۲۱ مرداد ۱۳۹۸، در ‏۰۰:۳۲