شهید یوسف ابوالحسینی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۶ توسط Alipor98 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید یوسف ابوالحسینی� مشخصات شهر: بابل استان : مازندران جنسیت : مرد یگان : لشگر 10 سید الشهدا نوع عضویت : سپاه - كادر مذهب : شیعه دین : اسلام‌‌ نام پدر : یعقوب تحصیلات : دیپلم موضوع شهادت : جبهه عملیات : محل شهادت : گیلانغربتاریخ شهادت : 1362/01/22 نحوه شهادت : جراحات ناشی از موج انفجار

زندگی نامه شانزدهم مهر 1342، روزي بود كه بر لب­ «يعقوب و زينب» گل لبخند شكفته شد. چراکه در اين روز، آن­ها صاحب پسری با نام «یوسف» شدند كه با آمدنش، بهاری زودهنگام را براي آن­ها به ارمغان آورده بود. پدر از راه كفاشي، با عرق جبين و كار طاقت­فرسا، مخارج زندگي­شان را تأمين مي­كرد. با این حال، در تربیت فرزندان کم نمی‌گذاشت. يوسف در هفت سالگی با ثبت­­نام در مدرسه روستا، پا به دنياي آگاهي­ نهاد. او هر حرفي كه از معلم مي‌شنيد، برایش پنجره­اي رو به دانايي و دنياي تازه می‌شد. او با گذراندن دوره راهنمايي، به دبيرستان «دكتر چمران» فعلی بابل راه یافت و تحصیلاتش را تا ديپلم رياضي­ فيزيك ادامه داد. ناگفته نماند که او در کنار درس، کمک‌حال پدرش در کفاشی نیز بود. یوسف که به دلیل توجه والدین نسبت به اصول و احکام شریعت، در خردسالی به مکتب راه یافته بود، در ادای واجبات و مستحبات می‌کوشید و از انجام محرمات دوری می‌کرد. با قرآن، این منبع نور و رحمت نیز مانوس بود و در عمل به فرامین آن، کوشا. علاوه بر آن، با الگوپذیری از سیره اهل‌بیت(ع)، همواره در پی کسب کمال معنوی و فضائل انسانی بود. برادرش «كريم» مي­گويد: «او به مداحي و روضه­خواني، به‌خصوص عزاداري سيدالشهدا، علاقه خاصي داشت. يك شب در مسجد حافظيان مشغول مداحي بود. يكي از حاضران كه مخالف انقلاب بود، جلسه را به باد تمسخر گرفت و مي­خنديد. طوري كه نظم مسجد بهم خورد. يوسف با آن جثه­­ كوچك، دل شيري داشت. پس از پايان مداحي، به سمت آن مرد رفت. آن مرد از لحاظ قدّ و قواره دو برابر يوسف بود. روبه­رويش ايستاد و خيلي مؤدب گفت كه كارش چقدر اشتباه بود. آن مرد از روحيه جوانمردي و دل و جرأت يوسف شرمنده شد و سرش را به حالت تسليم پايين آورد.»

در بیان خلق‌وخوی یوسف باید گفت که در ادب و تواضع نسبت به والدین، زبانزد بود و در اطاعت‌پذیری از آنان، پیشتاز. با دیگران نیز در نهایت ملاطفت و گشاده‌رویی رفتار می‌کرد و نزدشان از محبوبیتی وافر بهره‌مند بود. یوسف تحت‌تاثیر اندیشه‌های امام خمینی و مطالعه كتاب‌های شهیدان بهشتي و مطهري، در بحبوحه انقلاب، با شركت در راهپيمائي،­ اعتراضش را به بي­عدالتي­هاي رژيم فاسد نشان ­داد. او معتقد بود که انقلاب اسلامي، مظهر پاكي، صداقت، عدالت اجتماعي و برون­رفت جامعه از حالت محروميت و استكبارستيزي است.

با تشکیل بسیج، یوسف فعالیت‌هایش را به عنوان مسئول ارزیابی پایگاه مقاومت بسیج بابل از سر گرفت.

او به خاطر عشق و علاقه­اي كه به لباس سبز سپاه داشت و اين شغل را از مقدس­ترين شغل­ها مي­دانست، در 12/12/61 به عضويت رسمي سپاه در آمد و فعاليتش را در این راستا آغاز كرد.

جمع‌آوری کمک‌های مردمی جهت یاری رزمندگان اسلام، از جمله اقدامات وی در جبهه فرهنگی به شمار می‌رود.

و سرانجام، یوسف در 22 فروردین 1362 با حضور در جبهه گيلان­غرب به درجه والای شهادت نائل آمد و پيكر پاکش نیز، پس از تشييع در گلزار شهداي «معتمدي» بابل به خاك سپردند. وصیت نامه به شما برادرانم توصیه می کنم گوش به فرمان ولایت فقیه باشید. از کمک و مددرسانی به مردم دریغ نفرمائید. حقوق مردم را رعایت کنید. نماز جمعه و جماعات را هرچه باشکوه تر برگزار کنید و در انجام واجبات و ترک محرمات بکوشید. توصیه من به خواهرانم این است که حجاب خود را رعایت کنند که برتر از خون شهید است. منبع سایت جنگ ودرنگ

HYPERLINK "http://jangoderang.ir/shohada/information102" http://jangoderang.ir/shohada/information102