شهیداکبر ولوجردی
شهید اکبر ولوجردی تاریخ تولد :1340/09/27 تاریخ شهادت : 1361/02/20 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
زندگی نامه
به سال 1340 و در یكی از محل های جنوب تهران، فرزندی پا به عرصه وجود نهاد كه خانواده اش او را "اكبر" نام نهادند، وی از 12 سالگی، نماز و روزه اش را انجام مي داد و مرتب در جلسات مذهبی شركت می كرد و در مورد اسلام و قوانين آن اطلاعاتي را كسب مي نمود، با روحانيت مبارز نيز آشنا شد و در اوج گيري انقلاب اسلامي ایران به رهبری " امام امت " او نيز هم پاي انقلابيون فعاليت مي كرد.
به نقل پدرش، صبح ها را به مدرسه و بعد از ظهرها به دانشگاه تهران و شركت در تظاهرات ضد رژیم ستم شاهی می رفت و حدود ساعت 10 شب به خانه باز می گشت، در اوقات فراغت به مطالعه قرآن كریم و كتاب های مفيد می پرداخت، روز تاریخی 17 شهریور سال 57 در جمع تظاهر كنندگان حضور داشت، شب 22 بهمن آن سال با سایر همرزمان خود به طرف مسلسل سازی به راه افتادند، دیوار آنجا را سوراخ كردند و اسلحه های موجود را از ید قدرت طاغوتیان آزاد نمودند، فردای آن روز كه انقلاب به پیروزی رسید، كاخ ستم فرعونیان فرو ریخت و برای جلوگیری از بروز جنگ های داخلی " امام امت " فرمان داد كه مردم سلاح های به دست آورده را به مساجد محل برگردانند اكبر اسلحه هائی كه نزد خودش بود به اماكن تعیین شده تحویل داد، اين كار او نشانگر اين است كه او مطيع اوامر ولي فقيه خود است، هنگامی كه اعلام شد به نیروهای داوطلب جهت سركوبی ضد انقلابیون در كردستان نیاز است، با دوستان و همرزمان خود ثبت نام نمودند، اما به دليل اعلام تكميل ظرفيت از طریق رادیو به كردستان نرفتند.
اكبر بعد از اخذ دیپلم دبیرستان حدود یك سال در كارهای محلی و برنامه های مسجد فعالیت داشت، سپس در آذر 59 به سربازی فرا خوانده شد، در تهران دو ماه دوره آموزشی را گذراند و در تقسیم سرباز، نام وی جزء سهمیه اصفهان درآمد، اما او گفت: «من نیامده ام كه به اصفهان بروم می خواهم مرا به خط مقدم جبهه بفرستید تا درسرنگونی رژیم صدام سهیم باشم» و داوطلبانه راهی جبهه های حق علیه باطل گردید.
اكبر، چنین نوشته است: در تاريخ، 18/11/1359 ساعت 12، در مركز آموزشی " 06 " تهران تقسیم شدیم و به طور داوطلب برای آمدن به اهواز و جنگ با مزدوران صدامی آماده شدیم، ساعت 5:30 در راه آهن سوار قطار شدیم، تعداد افراد داوطلب از تهران برای اهواز 22 نفر بود، در قطار ما...
وی مدت 18 ماه توانست علیه بعثیون متجاوز مبارزه نماید و در سومین مرحله از عملیات " بیت المقدس " در شلمچه ، مشتاقانه به دیدار پروردگارش شتافت. و پدر شهید، به تاریخ، 8/1/1361 نوشته است:
» ان شاء الله خداوند این هدیه ي ناقابل را از ما قبول فرماید، مایلم سایر فرزندانم همه در راه اسلام شهید شوند، پیام من به امت شهید پرور ایران آن است كه از امام اطاعت كنند، همیشه منتظر پیام رهبر خود باشند و پشت جبهه را خالی مگذارید، گروهك های ضد انقلاب را سركوب كنند و كارهای حساس به دست آنها ندهند».
منبع سایت شهدای ارتش http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29027