شهید نبی الله ابراهیمی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۱۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۵ توسط Norsalehi9710 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید نبی الله ابراهیمی

استان : مازندران جنسیت : مرد وضعیت تاهل : متاهل شغل : دانش آموزی آبادی : یگان : لشگر 25 کربلا نوع عضویت : بسیج مذهب : شیعه دین : اسلام‌‌ نام پدر : تقیمسئولیت : رشته تحصیلی : تحصیلات : راهنمایی تخصص : کد شهید : 40 رسته : پیاده نام مادر : گوهر سهرابی موضوع شهادت : جبهه عملیات : عملیات تکمیلی کربلای 5 محل شهادت : شلمچه تاریخ شهادت : 1366/01/01 نحوه شهادت : تركش خمپاره شهر : قره تپه بخش : شهرستان : بهشهر استان : مازندران گلزار : شهدای قره تپهتاریخ تدفین : 1366/01/04آبادی :


زندگی نامه

شهید در سال 1342در روستای قره تپه، شهرستان بهشهر مصادف با ماه مبارک رمضان به دنیا آمد.در خانواده ای مذهبی و متدین با اوضاع اقتصادی سخت و نامطلوبی که از امرار معاش پدر و مادر در مزارع کشاورزی تأمین می شد به رشد جسمی و نبوغ فکری رسید. تحصیلات را تا اول دبیرستان ادامه داد. بعد از اتمام دروس و تکالیف زمانی که خانواده به کمکش احتیاج داشت در امور کشاورزی و رسیدگی به گوسفندان به یاری آنان می شتافت. عشق وطن، دفاع از نوامیس او را واداشت تا کسب علم و دانش را رها کرده و راهی میادین نبرد شود. ایشان در سال 1365 ازدواج کرد.او رفتاری توأم با مهربانی و محبت با والدینش داشت. هنگامی که از او کمک می خواستند، با جان و دل به سخنان آنها گوش می داد، به آنان یاری می رساند. پدر و مادرش به داشتن چنین فرزندی افتخار می کردند. نبی الله با همسرش رابطه ای خوب، صمیمی توأم با عشق و محبت داشت. مواردی چون پیروزی انقلاب، افکار و عقاید امام خمینی (ره) و تبعیت از فرمان او و دفاع از وطن تا آخرین نفس در شخصیت و افکار او تأثیر مثبت داشت از این رو به سمت امام و اهدافش گام برداشت.یکی از خصوصیات بارز اخلاقی او که در وجود مردم تأثیر بسزایی گذاشت و سبب شد تا آنان هنوز از او به خوبی یاد کنند؛ مؤذن بودن و صدای خوب او بود. که بطور محسوس در میان مردم محل به چشم می خورد.او در مخالفت با رژیم سفاک شاه اقدام به اعتراض می نمود. از این رو در اکثر تظاهرات شهر و روستا (بهشهر، گرجی محله) شرکت فعال داشت.ایشان جزء اولین کسانی بود که وارد بسیج شد ـ با سن کمش در فعالیت های بسیجی همکاری داشت و در نهایت از طریق این نهاد به جبهه اعزام شد.

او طی پنج بار از تاریخ 12/12/60 تا 16/1/63 از سپاه بهشهر، لشکر 25 کربلا با عضویت بسیجی به مناطق جنگی و شلمچه اعزام شد.در تاریخ 1/1/66 در منطقه شلمچه، عملیات کربلای 5 بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و در تاریخ 4/1/66 درگلزار شهدای روستای قره تپه خاکسپاری شد.


خاطرات

• همرزم اش، سید ابوطالب رضوی، ضمن بیان مطالبی زیبا در این رابطه می گوید: «نبی الله یکی از بچه های مخلص بود که هر چه از حضورش در جبهه و رزم می گذشت باعث نورانیت و اخلاص بیشتر می شد. برای من مشهود بود که چقدر جنگ و جبهه در روحیات او تأثیر بسزایی داشت. همه همت و توسلش به ائمه اطهار بود و کارهایش را بدون ذکر خدا شروع نمی کرد. مقید به نماز شب و واجبات دینی بود. اصرارش به این بود که ما و دیگر بچه ها خود را به سلاح نماز و دعا مسلح کنیم. اعتقادش بر این بود که هر چه بیش تر به این سلاح ها مسلح شویم می توانیم در خودسازی موفق تر شویم. در پیکار با دشمن تا دندان مسلح باشیم تا بتوانیم جانانه و مردانه بجنگیم، در برخورد با هم رزمانش رفتار دوستانه داشت، تا حدی که آنها را در آغوش می گرفت و می بوسید. اذعان داشت اینها پرندگان آزادی هستند که هر آن از دست ما پرواز می کنند رضایت و رفاقت را با آنان تحکیم می بخشید، می گفت: «آنها بعد از شهادت شفیع ما خواهند بود.» به همین خاطر دوستانش او را اسوه و سمبل اخلاق می دانستند.

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم ولا تحسبن الذن قتلو فی سبیل ا...امواتا بل احیاء عندکم یرزقون. مپندارید کسانی را که در راه خدا کشته می شوندمرده اند بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند. دوست دارم شمع باشم، دردل شبها بسوزم، روشنی بخشم، به جمعی و خودم تنها بسوزم. بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان راه حق وحقیقت، با درود وسلام بر مهدی موعود منجی بشریت وبا درود و سلام بیکران برامام امت وشهیدان انقلاب اسلامی ایران. بنام او که همه چیزم از اوست، بنام او که زندگیم در جهت اوست، بنده اویم ونباشم زندگیم به خاطر اوست... سپاس و درود،خداوندی را که به ما توفیق این داد که شاهد جانبازی رزمندگانی چون حبیب بی مظاهر وعلی اصغرها باشیم وبه ما فرصتی داد تا در این جهاد فی سبیل الله شرکت کرده تا شاید باری از گناهانمان کاسته سده و اگر لایق شهادت باشیم این توفیق برزگ نصیب ما گردد. سلام و درود برحجت خدا عدالت گسترجهان حضرت مهدی (عج)ا...تعالی فرجه والشریف ونائب برحق او رهرو اولیاء وانبیا این سلاله پاک مهدی،اسوه مقاومت، تنها امید ملل مستضعف وقلب تپنده امت اسلامی شهادت سرآغاز پایندگی است و نترسم از مردگی، که خود زندگی است و در هزار و سیصد واندی سال پیش از امام حسین(ع) درمیدان شهادت آن روز ندایش بلند بود میگوئیم حسین جان اگر در آن فضای داغ خونین کربلا کسی به ندای تو لبیک نگقت اما اکنون پیروانت درفضای داغ خونین کربلای ایران با دست مردانگی (نه مانند مردم کوفه) با مشت گره کرده باندای تنهائی وغریبی تو لبیک میگوئیم. حسین جان لبیک لبیک این زاده حسین،ای پیشتاز،ای امام، ای رهبر،ای خمینی واین راه مرام عاشقان حقیقی است. من چون احساس مسئولیتی که در برابر انقلاب اسلامی که خونبهای هزاران شهید ومعلول ومجروح است، می کنم. به رزمندگان پیوسته ام و به جنگ علیه ضد خدا پیوسته پرداختم،گام نهادن در این مسیر الهی را،یک یک فریضه میدانم ودراین راه ما اگر دشمن راه شکست دهیم پیروزیم واگر اگر کشته شویم شهید شده ایم وبه کمال سعادت ورستگاری رسیده ایم ودرنزد معشوق خودالله پیروزیم وروزی می خوریم.

بنده با اختیار وعلاقه قلبی وعشق به هدف این راه را که همان راه سرخ حسین است انتخاب کرده ام،از کشته شدن باکی ندارم،چون خداوند کسانی راه که در حق قدم بر می دارند ،ثابت قدم بر می دارد. ولی ولی از این می ترسم که بر مزارم چه کسانی می آیند، چه می گویند، اگرخدای نکرده بر سرقبرم که انقلاب ورهبر بد میگویند یا آن را تضعیف کنند وکشته شدن بینده را برگردن دیگران بیندازند از آنها راضی نیستم ودر روز محشر از آنان نزد خداوند شاکی خواهم بود. تو پدرجان باید صابر وهوشیار باشی در برابر ضد انقلاب،چنان صبر واستقامت نشان بدهی که پشت دشمن از عمل تو به لرزه در آید. تو مادرجان چنان حرکت زینبی از خودتان نشان دهی که ادامه دهنده این راه باشی بار دیگر می گویم ما امانتی از جانب خدا هستیم یقینا از دنیا می رویم در آن دنیا در مورد اعمالی که انجام داده ایم بازخواست می شویم.سپس اصل مهم ،حیات اخروی می باشد واین دنیا هیچ ارزشی ندارد وشما را به صبر واستقامت سفارش می کنم که سبب نزدیکی به خدا است،مادرم که بهشت زیر پای توست افتخار کن که چنین فرزندی را به راه خدا و اسلام وحسین ورهبر دادی،کوه باش ومانند کوه استقامت کن لحظه ای از یاد خدا غافل مباش،قامتت را بلند کن وگریه آرام کن که گریه بلند وبر سر زدن باعث روحیه گرفتن ضد انقلاب می شود.برادرانم از شما می خواهم که راه بنده را که همان راه انبیاء است ادامه دهید و لحظه ای از یاد نام خدا غافل نباشید،خواهرانم صبر داشته باشی،مثل شما خواهرانی هستند که بهترین برادران خود را با وجود داشتن یک برادر تقدیم اسلام نمودند. اما توای همسر عزیزم میدانم که درتمام مراحل زندگی برایم مانند یک همرزم بودی واوقاتت را با صبری انقلابی صرق کردی تو حتی برای یکبار هم که شده مرا از رفتن باز نداشتی،اما همسر شهید بودن بیش از صبر وتحمل لازم دارد و مسئولیت می آورد،همسرم حفظ حجابت کوبنده تر از خون و برنده تر از سلاح من است،چرا که از فاطمه اینگونه خطاب است،ارزنده ترین زینت زن خوده حجاب است.همسرم در نهایت خضوع او اطاعت از خدا را داشته باش و مطمئن باش که این مصیبتها وسختیها زودگذر وتمام شدنی است،پس صبر پیشه کن که خداوند درهمه حال با صابران است از شما دوستان واقوام می خواهم که از انجمن اسلامی وبسیج حمایت کنید،زیرا هر کدام یک سنگر است از تمام اقوام می خواهم که راه بنده را ادامه دهند ونگذارید یک سری از عوامل ها به روحانتیت مبارز ضربه بزنند، خلاصه اینکه به آرزویم که همان می باشد رسیدیم.نماز مرا امام جمعه محترم بهشهر حجت الاسلام سید صابر جباری بخوانند سخنرانی سوم وهفتم را هم خود امام جمعه عزیز با ایراد فرازهایی از سخنان محکم واستوار خود، روح بنده را شاد فرماید.از آن روزی که ترک تحصیل کردم، دوست داشتم که عضو سپاه باشم تا در این لباس خدمت کنم، اگر چه لیاقت پوشیدن لباس سپاه نداشتم، اما آرزویم این است که مرا لباس سپاه دفن نمائید.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی،ترا به جان مهدی، خمینی را نگهدار.


منبع سایت جنگ و درنگ http://jangoderang.ir/shohada/information/40