شهید رسول محمدخانی

نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۴ توسط Kheyri9803 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

شهید رسول محمدخانی

تاریخ تولد :1346/04/20

تاریخ شهادت : 1367/03/24

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :شهرستان های استان تهران - فیروزکوه - مهن


زندگینامه

شهید رسول محمد خانی در تاريخ 1346/04/20 در استان تهران، شهر دماوند متولد شد. پدرش عباس و مادرش حوا نام داشتند. وي تا مقطع پنجم ابتدايي تحصيل کرد و قبل از شهادت شاغل بخش دولتي و مجرد بود. شهید محمد خانی با عضويت در ارتش به عنوان سرباز وظيفه به جبهه اعزام شد و در تاريخ 1367/03/24 بر اثر خفگي در آب در منطقه عملياتي نفت شهر توسط دشمن بعثي به شهادت رسيد. مزار اين شهيد در فيروزکوه روستاي مهن واقع مي باشد. روحش شاد و یادش گرامی باد

وصیتنامه

رسولم از کدامين گذر به گلشن ره يافته اي که اين چنين پر سوز سخن از معرفت خويشتن و خداي سر دادي. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) ما من قطره احب الي الله عز و جل من قطره دم في سبيل الله؛ هيچ قطره اي در مقياس حقيقت در نزد خدا از قطره خوني که در راه خدا ريخته شود بهتر نيست. با درود و سلام بي پايان بر منجي بشريت، حضرت قائم حجت بن الحسن العسکري و با سلام و درود بي پايان بر نايب او امام امت، اميد مستضعفان جهان و با سلام و درود بر کفر ستيزان جبهه هاي حق عليه باطل و با سلام و درود بر مجروحين، مفقودين، اسراء، معلولين و خانواده هاي معظم شهدا. حضور پدر ارجمندم آقاي عباس محمد خاني و مادر قهرمانم سلام عرض مي نمايم. اميدوارم که حالتان خوب و خوش باشد و سلام اين بنده ناچيز خدا را مورد قبول خود قرار دهيد. آگاه هستم که به درجه رفيع شهادت نائل مي گردم و اگر چيزي از من باقي ماند آن را در امامزاده محل دفن کنيد. در ضمن در مجالس من مادرجان و پدرجان خوشحال باشيد؛ زيرا که خدا امانتي را به شما داده بود و آن امانت را در راه او هديه کرديد. اميدوارم که مورد قبول پروردگار منان باشد. همچنين از من هم راضي باشيد و مرا حلال کنيد. با سلام بر خواهرانم، اميدوارم که مانند حضرت زينب (سلام الله علیها) صبر عظيم داشته باشيد و در غم من نالان نباشيد زيرا من ان شاء الله با مولايم آقا ابا عبدالله الحسين (علیه السلام) که سرور شهيدان کربلاست ملاقات خواهم کرد. و اي خواهرم! اميدوارم که حجابت را رعايت کني و در مجالس من خوشحال باشيد زيرا من نمرده ام بلکه زنده هستم. اگر مي خواهيد هميشه خوشحال باشم، اعمال صالح انجام دهید که روح من هميشه خوشحال خواهد بود. و شما اي کساني که مأمور دفن من هستيد هنگامي که تابوت مرا بر مي داريد، دست هاي مرا باز بگذاريد تا مردم بدانند از جهان پهناور چيزي با خودم نبرده ام و پارچه سياهي بر روي تابوتم بياندازيد تا مردم بدانند سياهي دنيا را کشيده ام و چشم هاي مرا باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار از دنيا رفتم، وقتي مرا دفن کرديد، قالب يخي بر مزارم بگذاريد، تا به مانند اشک مادرم، قطره قطره بر مزارم بچکد. ما مرد جنگيم و از شهادت باکي نداريم. خدايا! خدايا! تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار. والسلام دوشنبه 1367/03/02[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۱۴ مهر ۱۳۹۸، در ‏۱۰:۲۴