شهید سلیمان آدینه
تاریخ تولد :1341/12/01
تاریخ شهادت : 1366/01/22
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : تهران - بهشت زهرا
rId5
زندگینامه
شهید سلیمان آدینه، در سال 1341 در تهران متولد گردید و در سال 1360 به استخدام ارتش جمهوری اسلامی ایران در آمد، و پس از طی دوران آموزشی، عازم جبهه حق علیه باطل گردید، در سال 1365 پس از استعفا از ارتش، مجدداً از طریق بسیج به جبهه اعزام گردید و در طول مدت خدمت، چندین مرحله مجروح گردید و در مرحله آخر در عملیات کربلای 5 در منطقه ی شلمچه از ناحیه سر مورد اصابت ترکش قرار گرفته و در بیمارستان بستری گردید، اين شهید معزز، پس از بهبودی، در تاریخ، 1366/10/11 عازم منطقه گردید و در مورخ، 1366/01/20 به درجه رفیع شهادت نائل گشت و پیکر مطهرش پس از یازده سال در اردیبهشت سال 1377 توسط گروه تفحص شناسايی، و به میهن جمهوری اسلامی ایران برگردانده شد .
وصیت نامه
رب اشرح لى صدرى و یسرلى امرى و حلل عقدة من لسانى یفقهوا قولى به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان، و یارى دهنده مظلومان و درهم كوبنده مستكبران و به نام مهدى (عج) یارى دهنده رزمندگان اسلام و حامى لشگریان كفر ستیز قدرتمند اسلام، و به نام محمد (ص) و على (ع) و حسن (ع) و حسین (ع) و ائمه اطهار عليهم السلام كه سعادت دنیا و آخرت ما در گرو آنهاست و با درود بر خمینى كبیر، رهبر تمامى مستضعفان جهان، و با درود بر جانبازان انقلاب كه از جان خود براى احیاى خود گذشتند، زیرا كه اسلام خود احیا كننده تمامى بندگان است و ما براى احیاى خود قیام مى كنیم، سپاس خداوندى را كه ما را در مسیر اسلام حركتمان داد. خدایا، نمی دانم چگونه به اسلام و این انقلاب خدمت كنم ولى این را می دانم كه شاید با حضورم در جبهه كارى هر چند كوچك انجام داده باشم خدایا، شاهد باش كه براى رضاى تو به این مكان مقدس كه به نظر این حقیر، باید با وضو وارد شد پا گذاشته ام و هدفم خدمت به اسلام است و آرزو دارم كه مورد لطف تو قرار گیرم. خدایا، شاهدى كه من به خاطر تو، نه براى تو، بلكه براى سعادت خود، بلكه به خاطر وظیفهاى كه بر دوش خود احساس مى كنم، چرا كه تو این طور خواسته اى از پدر و مادرم و برادرانم و خواهرانم، جدا شده ام به اینجا آمده ام و چشم امید به رحمت تو بسته ام . خدایا، خدایا، از گناهانم درگذر و قبولم كن، خدایا اگر دست رد بر سینه ام بزنى پیش كه بروم؟ از چه كسى بخواهم، كس دیگرى ندارم، من خود را موظف می دانم كه جانم را براى دینم فدا كنم، هیچ راهى براى رسیدن به خدا، بهتر و سعادتمندانه تر از شهادت نیست. امیدوارم اگر در این راه، به شهادت رسیدم ناراحت نشوید و همان گونه كه مرا براى خدمت به اسلام راهنمایى كردید، برادران دیگرم را نیز به پیروى از راه شهدا ترغیب كنید، شما خوب مى دانید كه همه ما در این دنیا مسافریم و باید به جایگاه ابدیمان برویم، جایگاهى كه اگر اعمالمان مورد رضایت خداوند قرار گرفته باشد به نور الهى روشن است و در غیر این صورت غرق ظلمت و تاریكى است. خواهرانم، از شما مى خواهم كه زینب وار اسلام را یارى كنید، با حفظ حجاب خود پاسدار خون شهدا باشید و در تمامى كارها خدا را در نظر بگیرید. پدر و مادر و برادرانم و خواهرانم، چه خوب است كه قبل از این كه مرگ به سراغ ما بیاید از آن استقبال كنیم، اى امت شهید پرور شما از امام پیروى كنید كه پیروى كردن از امام، رضایت خداست، پیروى از امام، پاسدارى از خون شهداست، شما را به خدا، عزمتان را جزم كنید دشمنان اسلام را نابود كنید. خانواده گرامیم، اگر جنازه این حقیر به دستتان رسید آن را در بهشت زهرا دفن كنید، مراسمى با شكوه بگیرید و چراغانى كنید تا منافقان كوردل بدانند شهادت ما اوج شكر است . در آخر چند جمله اى با بچه محل هاى عزیز، با بچه حزب اللهي هاي محل، اگر خداوند توفیق داد و این حقیر به فیض شهادت نائل آمدم اول از همگى شما مى خواهم كه این حقیر را حلال كنید، دوماً همه دست به دست هم بدهید و در محله به كثافت هاى ولگرد و انگل هاى بى سر و پا اجازه ندهید در محل بگردند و قائله جنگ را ان شاء الله به نفع اسلام تمام كنید.و السلام علیكم و رحمة الله و بركاته سلیمان آدینه[۱]