شهید عزیز مرادپورجبدرقی
تاریخ تولد :1348/11/10
تاریخ شهادت : 1367/04/21
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :اردبیل - مشگین شهر - پریخان
زندگینامه
با سلام و صلوات به روح پاک و مقدس شهداء شهید عزیز مرادپور جبدرقی فرزند محمّد علی در یکی از روزهای سرد زمستان، دهم بهمن ماه سال 1348 در روستای خوش آب و هوای پریخان از توابع شهرستان مشگین شهر در خانواده ای مؤمن و متدیّن پا به عالم هستی گشود پدر سر بر سجده گذاشته به خاطر عطای خداوند بخشنده و مهربان او را بارها شکر و سپاس گفته فرزند نو رسیده را عزیز نام نهاد و مادرش سکینه خانم تولد فرزند را نعمتی از جانب خداوند می دانست. دوران طفولیّت و خردسالی را با بازیهای محلّی(ملا هارای، قیش گوتّی) و در دامان خانواده ای که قلبشان برای اهل بیت و ائمه ی اطهار (ع) می تپید پشت سر گذاشت و سپس برای فراگیری علم و دانش راهی تنها مدرسه زادگاهش شد شاگرد زرنگ و با هوش کلاس که همه معلّم ها به خاطر ادب و احترامش او را دوست داشتند و نسبت به آینده او خوش بین بودند. دوران کودکی عزیز مصادف با اوج شکل گیری تظاهرات مردمی بر علیه رژیم منفور بود وی به همراه پدر برای شرکت در تظاهرات به شهر می آمد و به گفته پدر علاوه بر اینکه مشوق هم سن و سالان خود برای شرکت در تظاهرات بود گاهگاهی که پدر به خاطر کارهای دیگر نمی خواست که به تظاهرات برود با اصرار زیاد او را مجبور به رفتن به تظاهرات می کرد با سن کمی که داشت اعلامیّه،عکس، رساله حضرت امام خمینی(ره) و دیگر روحانیون مبارز را در روستا ها پخش می کرد از همان دوران خردسالی و کودکی علاقه عجیبی به مسجد و مراسمات مذهبی داشت و همیشه در مساجد حضور می یافت و به سخنان روحانیون گوش فرا می داد و آنها را به بچه های مدزسه منتقل می کرد.نقش مؤثری در پیروزی انقلاب اسلامی ایفا کرد. دوران ابتدایی را با موفقیّت در روستای زادگاهش پریخان با موفقیّت به پایان رساند و برای ادامه تحصیل راهی شهرستان مشگین شهر شد امّا به دلیل نبود امکانات و تنگدستی خانواده مجبور به ترک تحصیل شد و به همراه پدر که به شغل نجّاری مشغول بود به فعّالیّت پرداخت تا کمک خرچی برای خانواده باشد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری عالم فرزانه حضرت امام خمینی(ره) و با تأسیس سپاه پاسداران در سراسر کشور به همراه جوانان روستا اقدام به تأسیس پایگاه مقاومت در روستایشان کردند که تمام کارهای اوّلیّه پایگاه را وی به همراه چند تن از دوستانش انجام داد برای جذب نیرو به روستا های اطراف می رفت و نیروهای تازه وارد آموزش می داد و شبانه روز برای حفظ ارزشهای نظام و برای ادامه فعّالیّتهای خود در راستای پیشبرد اهداف انقلاب تلاش می کردند. شرکت در جلسات مذهبی و فعّالیّت های شبانه روزی او در پایگاه مقاومت اوقات فراغت او را پر کرده بود و در دوره نوجوانی سرشار از ادب و احترام بود و محبّت خاص و توأم با دل سوزی نسبت به همسایگان و خویشان داشت.قناعت، تلاش، صبر از او اسطوره ای از مقاومت و انسانیّت ساخته بود همیشه آشنایان را توصیه می کرد که به دستورات اسلام عمل کنند و از فرمان های انسان ساز آن سرپیچی نکنند و خود در اطاعت از دین جان عاریتی را در راه دفاع آن نهاد و رشادت را با جوانمردی تمام به تجلّی در آورد. پدر بزرگوار شهید از خاطرات شیرین فرزندش چنین نقل می کند که بزرگترین آرزوی فرزند شهیدم شهادت در راه اسلام و پیروزی انقلاب و اسلام بود عاشق امام بود و همیشه به صحبت های ایشان با جان و دل گوش می دادو تمام دیوار های خانه را پر کرده بود از عکس حضرت امام خمینی (ره) که از هرجایی که بود کتابهای ایشان را پیدا می کرد و به خانه می آورد تا مطالعه کند.به پدر و مادر خود عشق می ورزید و در کارهای خانه به ما کمک می کرد اهل مطالعه بود با قرآن کریم مأنوس شده بود وقتی به نماز می ایستاد مانند یک عارف که حد عارفانه را طی نموده بود ذکر می گفت و چهره نورانی و معصومانه اش حکایت از اخلاص و پاکی درونش داشت در نماز جماعت و مسجد و پایگاه مقاومت بسیج فعّالانه شرکت داشت به امام عشق می ورزید و خود یک بسیجی واقعی شده بود. پس از پیروزی انقلاب و با آغاز جنگ تحمیلی به خاطر عشق و علاقه خود به اسلام و برای ادامه تلاشهای خود در راستای پیروزی انقلاب و با رسیدن به سن سربازی از طریق ارتش جمهوری اسلامی و با تیپ 40 سراب عازم جبهه های حق علیه باطل شد. وقتی که به مرخصی آمده بود به خانواده اش چنین وصیت می کند که پدرم شما را به خدای متعال می سپارم و از شما فقط این را خواستارم اگر می خواهید روح من شاد باشد هیچ گونه درباره من ناراحت نباشید و هیچ غم و غصه ای مخورید و هرگز از عبادت خود دست بر ندارید و همیشه پشیبان امام و انقلاب باشید و از برادرهایم می خواهم که سنگر مرا خالی نگذارند و تا آخر عمر در کنار حضرت امام (ره) باشند و از خواهرهایم و مادرم می خواهم که حجاب خودشان را حفظ کنند و نگذارید گه مادرم به خاطر من گریه کند. این دلاور مرد ایران زمین شهید عزیز مرادپور جبدرقی پس از ماهها رشادتها و دلاوریها در تاریخ 1367/04/21 در منطقه عملیاتی شرهانی (ایلام) در درگیری با نیروهای بعثی عراق و بر اثر اصابت ترکش و متلاشی شدن بدن به لقاء الله پیوست و پیکر پرپر شده اش پس از تشییع در روستای زادگاهش پریخان به خاک سپرده شد. روحش شاد و روانش قرین رحمت حضرت حق باد
نگارخانه تصاویر
منبع: سایت شهدای ارتش http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/24842