شهید علی رضا پور مقدم

نسخهٔ تاریخ ‏۲۲ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۱ توسط Kheyri9803 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

شهید علی رضا پورمقدم

تاریخ تولد :1339/01/01

تاریخ شهادت : 1359/07/28

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :گیلان - رشت - فرشم( پایین محله)

زندگی نامه

بنام خداوند بخشنده و مهربان ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء و عند ربهم یرزقون شهید علیرضا پور مقدم از همان كودكی با اراده استوارش و شوق ملكوتی خود در تمامی جبهه های سیاسی و اجتماعی گوی سبقت را از همگان میربود، چهره درخشانش به هر انسانی فیض ملكوتی می بخشید و گویا تر اینكه كلمه شهادت سجده گاهش و خون ثارالله از چشمانش سرازیر می شد. او در تحصیلات همیشه موفق بود و اولین سال ابتدایی در آج بوزایه، و كلاسهای 2 تا 5 ابتدائی را در مدرسه فرشم با امتیازی والا به پایان رسانید. او در كلاس بی رغیب و همواره موفق تر از دیگران بود و كلاسهای اول تا سوم راهنمایی را در مدرسه نواب صفوی واقع در خشكبیجار به اتمام رسانید و كلاسهای اول تا چهارم نهایی را در مدرسه ابوالمعانی كوچصفهان فرا گرفت و بدین ترتیب موفق به اخذ دیپلم شد. او زبانی خوش و شیرین داشت و هرگز سخنی برخلاف حق نمی گفت و زور را قبول نمی كرد، سخن زیبا با محتوی و خوش ادای او. همه بچه ها را بدور خود جمع می كرد، او در حقیقت نخستین كسی بود كه بوی انقلاب را به مردم دهکده ما رسانید و از توسعه انقلاب و تداوم نهضت وشناساندن چهره امام از هیچ تلاشی باز نمی ایستاد اطاعت از امامش که مسجد را سنگر اصلی معرفی می کرد کتابخانه ای با همت بچه های دیگر در مسجد تشکیل داد رمق تو انایی داشت درباره خدا وشهادت و مکتب ورشادت و نهضت و شهامت تبلیغ می کرد و خلاصه 22 بهمن 1357 به همت مسلمین و با شهادت صد ها هزار خون فرزندان اسلام به پیروزی رسید او از رابطه نا مشروع خاندان مزدور پهلوی با جهان خواران غرب با مردم سخن می گفت و با لا خره با فرمان امام در امر تشکیل شو راها وکمیته ها به همت او و عده ای از جوانهای پاك به كمیته ای تشكیل گردید و او با قبول سرپرستی كمیته در عین حال با كمال فروتنی به وضع مردم رسیدگی می كرد و در پخش سیگار و صابون و كلیه مایحتاج مردم از هیچ تلاشی نمی كرد. همیشه سخن شهید درباره مردم بود و او علاقه خاصی به روح خدا یعنی امام داشت و با اراده ناگسستنی خود و با زبان بلبلی و گویای خود توانست مردمی را كه فقط زیستن در قهوه خانه ها را آموخته بودند به مسجد هدایت كند. شهید مقدم در همه جبهه ها استعدادی داشت مثلا كلمه فوتبال برای اولین بار در ده ها از ز. بان او شنیده شد و شهیدابازی را هم به بچه ها آموخت و هر كلامی كه از زبانش با خشم شعله ور می شد تنها دشمنی با شعار منافقین بود و هر سخنی كه به نرمی از دهانش خارج می شد درس جوانمردی و عزت و شرف به دوستان بود.سرانجام شهید به سپری كرد و سپس به پادگان لویزان تهران منتقل شد و در آنجا چند بار به اطراف تهران ماموریت یافت مانند سعدآباد. شهید مقدم نامه هایی كه برای بچه ها می فرستاد حاكی از احساس پاك او نسبت به انقلاب و میهن اسلامی و امام بود و سفارش او به بچه ها توسعه فرهنگ اسلامی و نهضت و رها نكردن مسجد و ستیز با كفار بود و بالاخره در تاریخ 1359/07/07 به جبهه منطقه خوزستان (دزفول) اعزام شد او 22 روز با جلادان صدامی و بی شعوران به ارث گذاشته یزید ستیز كرد و تا آنجا كه توانست با مزدوران عراقی كه رحمی به اطفال خردسال هم ندارند وظیفه شرعی خود را انجام داد. شهید مقدم در ماه خون هم ماه عزاداری امام حسین از زبان و سر و سینه عاجز می شد و مرثیه های انقلابی را با زبان شیوا به گوش سمع مردم می رسانید و در قرائت قرآن هیچكس به مقام او نمی رسید و خلاصه اینكه او یك مبلغ واقعی اسلام و با همه مجاهدت و فضیلت و نیكویی و كفر ستیزی، در تاریخ 1359/07/29 به لقاح الله پیوست.آرزوی خود رسید و از اینكه همیشه امید داشت با دشمنان اسلام بجنگد در تاریخ 1358/11/16 به خدمت زیر پرچم فرا خوانده شد او افتخار می كرد كه در نظام جمهوری اسلامی با هر دشمن ضد دین دست و پنجه نرم كند و آخرین پیام او هنگام عزیمت به خدمت كشور اسلامی، سركوب دشمنان روح الله و انقلاب بود. شهید دوره آموزشی را در شهر ساری سپری كرد و سپس به پادگان لویزان تهران منتقل شدو در آنجا چند بار به اطراف تهران ماموریت یافت مانند سعدآباد. شهید مقدم نامه هایی كه برای بچه ها می فرستاد حاكی از احساس پاك او نسبت به انقلاب و میهن اسلامی و امام بودو سفارش او به بچه ها توسعه فرهنگ اسلامی و نهضت و رها نكردنمسجد و ستیز با كفار بود و بالاخره در تاریخ 1359/07/07 به جبهه منطقه خوزستان (دزفول) اعزام شد او 22 روز با جلادان صدامی و بی شعوران به ارث گذاشته یزید ستیز كرد و تا آنجا كه توانست با مزدوران عراقی كه رحمی به اطفال خردسال هم ندارند وظیفه شرعی خود را انجام داد. شهید مقدم در ماه خون هم ماه عزاداری امام حسین از زبان و سر و سینه عاجز می شد و مرثیه های انقلابی را با زبان شیوا به گوش سمع مردم می رسانید و در قرائت قرآن هیچكس به مقام او نمی رسید و خلاصه اینكه او یك مبلغ واقعی اسلام و با همه مجاهدت و فضیلت و نیكویی و كفر ستیزی، در تاریخ 1359/07/29 به لقاح الله پیوست.


وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم و بسم الله القاصم الجبارین بنام خداوند بخشنده و مهربان و بنام خداوند درهم كوبنده ستمگران پدر و مادر عزیزم سلام، سلامی كه از فرسنگها دور از اعماق قلبم سرچشمه می‌گیرد امیدوارم در پیشگاه پدر و مادر عزیزم پذیرفته شود و آرزوی سلامتی وجود شریفتان و تمام اعضای خانواده را و دادن صبر و شكیبائی به شما را از جانب خداوند مهربان و ایزد منّان خواستارم و اگراز راه لطف و مرحمت جویای احوال فرزندت علیرضا را خواسته باشید بحمدالله خوب هستم و ملالی در بین نیست بجز دوری دیدارتان مأموریت: پدرجان همانطوریكه از معنی سرباز معلوم است عدم تسلیم در مقابل تجاوزگران به دین و ناموس و استقلال كشور و به قانون حقوق بشر كه قرآن از آن یاد می‌كند تا مرحله سرباختن كه همان شهادت است. در حال حاضر زندگی برایم جز مبارزه معنی و مفهومی ندارد و این درست مبارزه را حسین (ع) برای سربازان به ارث گذاشت. پدرجان به سربازان صدر اسلام همانند حفظله و اكبر و غیرو بنگر و ببین چه شهامت و رشادتی از خود نشان دادند و تا آخرین مرحله كه همان شهادت می‌باشد پیش رفتند و به زندگی ابدیت پیوستند. پدر و مادر عزیزم تا دیروز هر چه می گفتم جز حرفی بیش نبود ولی امروز روز عمل است روز امتحان و آزمایش است اگر تا دیروز فقط حرف می‌زدم ولی امروز آن حرف شفاهی را با خون خود امضاء كتبی می‌كنم و از شما انتظار و تقاضا می‌كنم كه حلال كتبی فرزندت را با صبر و شكیبایی خود امضاء كنید پدرجان مرا ببخش. مادرجان شیرت را حلال كن. خداحافظ احمدجان و محمودجان والسلام برتمام اعضای خانواده خداحافظ درساعت 3 بعدازظهر روز دوشنبه حركت می‌كنیم 1359/07/07 چند دقیقه دیگر حركت می‌كنیم و مأموریت ما به جنوب كشور می‌باشد. خداحافظ علیرضا پورمقدم 1359/07/07[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش


رده‌ها

آخرین تغییر ‏۲۲ مهر ۱۳۹۸، در ‏۰۹:۵۱