شهید علی سیاه

شهید علی سیاه تاریخ تولد :1341/10/03 تاریخ شهادت : 1361/01/04 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :قزوین - شهرقزوین

وصیتنامه

  • وصیتنامه1

خدمت پدر و مادر گرامیم، سلام گرم و صمیمانه مرا پذیرفته باشید و درود بی کران بر شما پدر و مادر عزیزم که چنین فرزندی بزرگ کردید و تحویل جامعه دادی. پدر و مادرجان، امیدوارم که هر چه شما را اذیت کردم مرا ببخشید و درود بر تو ای مادر خوبم که مرا به جبهه فرستادی، چون هدف من این بود که به شهادت برسم و رسیدم.

برادرم امیدوارم که مرا ببخشید و راه مرا و اسلحه مرا زمین نگذارید تا مشتی بر دهان ابر قدرت ها مانند امریکا و صدام بعثي خائن بزنیم. خدمت خواهر عزیزم سلام گرم و صمیمانه می رسانم و امیدوارم که مرا ببخشید و برای من گریه و زاری نکنید چون من راهی که حسین رفته بود رفتم و به هدف و آرزوی خودم رسیدم و از خداوند بزرگ آرزوی پیروزی رزمندگان اسلام را برای شما ارمغان می خواهم.

وصیتی از شهید علی سیاه به مادر خوبم، مادرجان برای من گریه نکن مگر من از امام حسین (ع) و علی اکبرش که در جنگ با کفر شهید شدند بالاتر هستم، خیر هدف من فقط اسلام بود که حتی داخل سنگر که بودم شهر زیبای قصرشیرین و نفت شهر را می دیدم گریه ام می گرفت و پيش خود می گفتم که کی می شود که آن شهرهای عزیزمان را از وجود کفر بعثی آزاد کنيم. مادرجان، من که پولی از اول جوانی جمع نکردم ولی حدود 10000 تومان توی بانک ملی دارم که آن را بگیر و حواله آن توی زیر زمین آب انبار است بردار و پولی که ارتش می دهد برای خودتان مصرف کنید و من به جوشکار علی آقا 5000 ریال بدهکار هستم و آن را بدهید. مادر و پدر و برادر و خواهر مرا حلال کنید و گریه نکنید.

خداحافظ

این بود وصیت نامه علی سیاه سرباز وظیفه

27/10/1360

  • وصیت‌نامه2

وصیت‌نامه شهید علی سیاه

گمان نکنید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند هرگز، بلکه پیش خدای خود زنده اند و روزی می خورند. سوره آل عمران آیه 169.

ما پیروزیم و آری این وعدهی برگزیده اسلام و امت اسلام است که وعده پیروزی به جز خدا که همان رزمندگان جبهه‌ی حق علیه باطل است را می دهد. درود بیکران بر شما پدر و مادر عزیزم که مرا بزرگ کردید و تحویل جامعه دادید. پدر و مادر عزیزم، امیدوارم که حقیر را به واسطه ي آزار و اذیتی که در دوران طفولیت نسبت به شما روا داشته ام مرا ببخشید و قلم عفو بر اعمال گذشته ام بکشید.

برادران عزیزم اکبر و حسن و مجید، امیدوارم که مرا ببخشید و حلالم کنید و تنها خواهشی که من از شما دارم که راه مرا ادامه دهید و نگذارید اسلحه من به زمین بیافتد و از شما عاجزانه تمنا دارم تقوی الهی را پیشه خود قرار داده و از محرمات الهی دوری کنید. مادر عزيزتر از جانم، از تو می خواهم بعد از شهادت من بی تابی و گریه نکنی زیرا منافقین کوردل و دشمنان اسلام از گریه و فغان و بی تابی شما سوء استفاده می کنند.

پدر بزرگوارم، به خاطر تمام مسائل از شما طلب حلالیت دارم، پدرجان، بعد از شهید شدن من گریه نکنید مگر من از امام حسین (ع) و حضرت علی اکبرش بالاتر هستم که در جنگ با کفار به شهادت رسیدند و هرگز این خون ناقابل حقیر شاید قطره ای باشد در مقابل اقیانوسی از ایثار و فداکاری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یارانش در صحرای کربلا . پدرجان من راهم را با چشم باز انتخاب کرده ام و قلباً هم راضی و خشنود هستم. پدر مهربانم، از شما عاجزانه خواهش می کنم که بعد از شهادت من مادر را دلداری بدهید و نگذارید که او غصه بخورد.

خواهر مهربانم، از شما هم طلب حلالیت دارم و امیدوارم که مرا حلال کنید. در خاتمه از کلیه دوستان و آشنایان و نزدیکان طلب مغفرت و بخشش دارم.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

مادر مرا حلال كن.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

علی سیاه 1360/12/11

نگارخانه تصاویر

منبع: سایت شهدای ارتش http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/35266

آخرین تغییر ‏۲۲ مهر ۱۳۹۸، در ‏۱۲:۴۲