شهیدحسین نوروزی خرمدشتی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۳ توسط Khoshkenar9712 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

بسمه تعالی شهید حسین نوروزی خرمدشتی تاریخ تولد : 07/11/1348 تاریخ شهادت : 19/04/1367 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : اصفهان – کاشان – خرمدشت

زندگینامه

نام و نام خانوادگي : حسين نوروزي نام پدر : احمد تاريخ تولد : 1348 محل تولد : تهران وضعيت تاهل : مجرد شغل : سرباز وظيفه ارتش مدرک تحصيلي : پنجم ابتدائي تاريخ شهادت: 19/04/1361 محل شهادت : مريوان مزار شهيد : بهشت زهرا (س) شهيد معظم در سال 1348 در يک خانواده مومن و متعهد بدنيا آمد و تحصيلات خود را تا پنجم ابتدائي ادامه داد. شهيد با عشق و شور و شوقي که به جبهه و نبرد با مزدوران بعثي عراقي داشت در مورخ 19/04/1367در منطقه مريوان در مصاف با مزدوران بعثي عراقي بر اثر ترکش خمپاره به فيض رفيع شهادت نائل گرديد. - شهيد معظم در جهت حفظ انقلاب و ارزشهاي اسلامي بسيار تلاش نمود و در دفترچه صحافي مشغول کار بود که از طرف ارتش به جبهه اعزام گرديد. - شهيد فردي مومن و با تقوي بود و هميشه در فکر محرومان و مستضعفان بود.

وصیت نامه

به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان و با سلام بر رهبر كبير اسلام نايب امام زمان(عجل الله فرجه)، روح الله الموسوى الخمينى كه ايران را به کشور اسلامى تبدیل کرده است و اسلام را به دنيا صادر مى كند و سلام بر شهداى كربلا كه با 72 تن ياران خود اسلام را در جهان گسترش دادند و الان ياران بپا خواسته اند كه قرآن و اسلام را زنده نگه دارند. و سلام بر شهداى اسلام كه همه در يك راه كشته شده اند و سلام بر كسانى كه در راه اسلام كار مى كنند. درود مى فرستم و سلام درود بر امت حزب الله كه در راه خدا همه جا جان فدا هستند. صحبت خودم را شروع مى كنم: با سلام بر پدر و مادر عزيزم، سلام بر پدرى كه عمر خود را فداى من كرده است، سلام بر پدرم. اى پدر عزيزم! ان شاء الله كه حالت خوب باشد و هيچ ناراحتى نداشته باشى. پدر كمر شكسته ام! پدر كمر خم شده ام! بله اگر اين روز در دنيا بودم و به شما پدر عزيز و مي ديدى كه تمام زحمت هايى كه برای من كشيدى و من مثل يك عصا مى شدم در زير دست تو و كمر شما را راست نگه مي داشتم و اميد است كه از دست من راضى باشى. سلام بر كسى كه 9 ماه روزگار من را در رحم خود نگهدارى كرد و آب و غذاى من كه در رحم او بودم خون او بود و سلام بركسى كه بعد از 9 ماه به دنيا آمدم شير به من بدهد. بله روز مرا، شب و شب مرا، روز را به صبح و همين طور مى گذشت تا من را 18 هيجده ساله كرد كه تمام زحمت هايى كه كشيده بود براى دين انجام وظيفه كنم. مادر و پدرم! شما هيچ وقت نااميد نباشيد. در قرآن آمده است شهيدان نمرده اند بلكه آنها زنده هستند و در كنار شما و زندگان مرده هستند. شما مثل يك باغ و باغبان هستید درختى را كاشتى اما وقتى آمد که اين درخت ميوه دهد و تكيه گاه پدر و مادر باشد باد آمد و او را برد. پدر و مادر عزيز! اين درخت 18 ساله‌اى كه زحمت كشيده ايد ولى چه بسا او در چنين سنى از دنيا رفت كه تازه مى خواستيد از اين درخت استفاده كنيد. از بوى و گل و هر چيز او و اين را بگويم كه پدر و مادر عزيز زحمت شما بيهوده نبود چون زمانى شما در آخرت مى آیيد و من آنجا هستم و به داد و فرياد شما می رسم و آنجا از گناه و وحشت شما را نجات بدهم. پدر و مادر عزيزم! اين ها همه خوشي هاى من بوده است و اين را بگويم پدر و مادر عزيزم! وقتى كه من در رحم بودم نطفه من آنجا بسته شد و خداوند روى پيشانيم آن چه كه نوشته شده بود همان شد. بله انسان يك روز به دنيا مى آيد و يك روز از دنيا مي رود چه بسا بهتر از اين راه كه انسان در راه خدا كشته شود و بله اين در دنيا بود و خواهد بود و وقتى كه من به دنيا آمدم و همه اعضا خانواده خوشحال بوديد و من ناراحت و روزى كه من از دنيا رفتم من خوشحال و شما ناراحت و دیگر هيچ كار نمى شود كرد. مادر عزيزم! يك آرزو داشتم آن هم به تو بگويم چون دوست دارم تو هم سهمى داشته باشى. آرزوى من اين است كه در يك شب عروسى كنم و در يك شب كشته شوم و در راه جهاد اكبر و تنها آرزوى من اين است كه مثل حنظله باشم و در دين هميشه اسمم بر لب مردم مبارز باشد. مي دانى داستان حنظله چه بود؟ وقتى كه عروسى كرد از پيامبر اكرم اجازه مرخصى خواست و پيامبر به او اجازه داد و به او گفت چون تازه داماد هستی چند شب نزد خانواده خود باش. وقتى كه شب در خانه خود خوابيده بود خواب ديد كه دوستانش چطور جنگيدند و از خواب بیدار شد و به میدان مبارزه رفت و تا سپيده صبح زنده بود و دلاورانه جنگيد و در آخر شهيد شد و به آروزى خود رسيد. مادر! اگر زنده ماندم اين كار را بكنيد و آرزویم اين است. سخنى با خواهرم: خواهرجان! تو بايد انتقام مرا از اين جنايتكاران شرق و غرب بگيرى، تو با درس خواندن انتقام مرا خواهى گرفت و در آينده چيزى را اختراع كنيد كه تمام دنيا يعنى شرق و غرب به آن احتياج داشته باشد و به ايران تكيه دهند. اين آرزوى من از تو و ديگر آرزويم حجاب اسلامى است و در سنگر مساجد شركت كنى و هميشه در صف نماز جماعت باشيد. خدايا! عمر رهبر عزيز را مثل آفتاب طول دراز كن. خدايا! رزمندگان را پيروز موفق بدار. خدايا! راه كربلا را آزاد كن. خدايا! صدام و صداميان را ريشه كن كن. خدايا! مجروحين را شفا عنايت بفرما. خدايا! خدايا! تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار. آمين يا رب العالمين.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش