شهید شعبانعلی امیدی تاریخ تولد :1341/01/07تاریخ شهادت : 1361/02/20
زندگینامه : شهید والا مقام شعبانعلی امیدی، فرزند ولی اله، در تاریخ 1341 در روستای قاسم آباد قهره کریز، در خانواده اي فقير به دنیا آمد؛ پدرش خيلي زحمت مي كشيد تا که بتواند مخارج خانواده خود تأمين كند. شهيد اميدي، در نوجوانی، اخلاقی واقعاً اسلامی داشت و در هر کاری به پدر خود کمک می کرد، در جوانی، دیگر رژیم شاهنشاهی سرافکننده شده بود و او در انجمن اسلامی، عضوی بسیار فعال و کوشا بود، همیشه فکرش این بود که روزی برسد تا بتواند از دین و ایمان خود دفاع کند و شهید شود. این شهید گرامی، اخلاقی بسیار نیکو داشت و با هر فردی با اخلاق اسلامی برخورد می کرد، بسیار سخاوتمند بود و آزار ديگران را نمي توانست تحمل كند، از بي كاري متنفر بود و در تابستان كشاورزي و در زمستان به شغل ديگري دور از خانه و كاشانه مي پرداخت. شهادت، سعادتی است که نصیب هر کس نمی شود، شهادت، بسيار با ارزش است، آن قدر که بر پیامبر گرامی (ص) آیه ای نازل شد که كسانی که در راه خدا کشته می شوند آنان را مرده ندانید، آنان زنده اند و نزد پروردگار خود روزی می گیرند، من خیلی خوشحالم که برادرم شهید شد و خودم نیزحاضرم تا آخرین قطره خون، راهش را ادامه دهم. شعبانعلی امیدی، درزمان طاغوت، يك از مبارزین انقلابي بود و اگر می دید حقی از کسی ضایع شده می کوشید تا بلکه حق هر کس به خودش تعلق داشته باشد، در تظاهرات اوايل انقلاب، هميشه شرکت می کرد و در جلوی تظاهرات حرکت می کرد و بعد از انقلاب، همیشه غصه می خورد که چرا در دوران انقلاب این همه به تظاهرات رفتم اما شهید نشدم، یقین می کنم سعادت ندارم، با شروع جنگ، عازم جبهه شد. در آخرین صحبت ها می گفت: اگر من شهید شدم، پدرم و مادرم، مبادا ناراحت شوید و گریه کنید و می گفت: بعد از من با مردم خوب رفتار کنید که نگویند مثل این که فقط این ها شهید داده اند. و سرانجام در تاریخ، 1361/02/20 در خرمشهر، بر اثر برخورد ترکش به ناحيه سرش، به شهادت رسید. روحش شاد و یادش گرامی باد.
وصیت نامه :
این جانب شعبانعلی امیدی، به خدمت پدر مهربان و مادر عزیزم، دعا و سلام می رسانم؛ باری به خدمت برادر عزیزم، نصراله کرمی، روح اله امیدی، خیراله، عین اله و علی، خدمت همسرها کبری و عذرا، خدمت اسداله عمو، ابراهیم دایی، خدمت پسرخاله ها، غلامرضا و عبدالرضا، خدمت غلامرضا، حسین محمد، دعا و سلام می رسانم، خدمت همه دوستان و رفیقان و همه قاسم آبادی ها را یک به یک دعا و سلام می رسانم، مشهدی عشقعلی ابراهیم دعا و سلام می رسانم.
چون من وقتی زیاد برای وصیت نداشتم چند کلمه نوشتم، اگر من شهید شدم برای من گریه نکنید که دشمنان شما ذوق می کنند، برای پدر و مادر و برادر و خواهر، شما فکر کردید که این چه راهي است که من جانم را فدای این راه می کنم، من افتخار می کنم که در این راه شهید شوم اگر خدا بخواهد.
پدر و مادر، شما گریه نکنید که همسرها و برادرانم جوان است شما دست بلند کنید به درگاه خداوند، بگویید خدایا، این شهید را از ما قبول کن، من هم تا جان دارم در این راه می کوشم که دشمن قرآن را نابود کنم، دیگر بيشتر از این وقت شماها را نمی گیرم.
شعبانعلی امیدی
شهیدان زنده اندالله اکبر به خون قلتيده اند الله اکبر
پیش به سوی جبهه ها الله اکبر
منبع: سایت شهدای ارتش