شهيد حسن اسماعيلي
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۳ توسط Barkhordari (بحث | مشارکتها)
خاطرات
- يخچال جهيزيه
نمی دانم اسمش را انفاق بگذارم يا ايثار؛ ولي به هر حال، آن روح انسان دوستی را در کارش می شد يافت.
همان اوايل ازدواجمان بود که گفت: "خانواده مستمند و نيازمندی هست که قدرت خريد ندارند، ما می تونيم در حدّ توانمون کمکشون کنيم."
اول نفهميدم منظورش از حد توان، يخچال جهيزيه است؛ ولی وقتی مقدمه چينی کرد که ما خانه پدرمان يک يخچال داريم و همان کفايتمان را می کند، فهميدم نقشه اش را کشيده است.
من هم با او هم عقيده بودم و مخالفتی نکردم.[۱]
پانویس
- ↑ به رنگ صبح، ص۸۰