شهيد مهدی باکری

خاطرات

  • ضروريات

هر دوتايمان اهل سادگی بوديم و از تجملات بيزار. اول زندگی مان بود و اين خصلت، خوش می درخشيد. دو تا اتاق از خانه پدريش مانده بود که فرش کرديم. جهيزيه ام را هم با مهدي برديم و چيديم. آن قدر کم بود که پشت يک پيکان استيشن جا بشود. فقط وسايل ضروری را داشتيم و به همين سادگی زندگی مان شروع شد.[۱]

پانویس

  1. به رنگ صبح، ص۸۰

گالری تصاویر

آخرین تغییر ‏۱۸ آبان ۱۳۹۸، در ‏۰۰:۳۲