شهیده فاطمه نیک

خاطرات

  • آرامش

هميشه با همسرش با متانت و سعه صدر برخورد مي کرد و همين باعث مي شد آرامش، هميشه مهمان خانه شان باشد.

شوهرش کم حوصله بود و خيلي زود از کوره در مي رفت اما او نمي گذاشت تند شود. زود سر و ته قضيه را جمع مي کرد و دوباره آرامش را به خانه برمي گرداند.فاطمه با همين رفتارش توانسته بود زندگي را مديريت کند.[۱]

  • احترام

احترام زیادی برای شوهرش قائل بود. حتی برای رفتن به مسجد هم از او اجازه می گرفت. اگه کارش طول می کشید و وقت برگشتن شوهرش می شد سریع بلند می شد و می گفت باید بروم و غذای حاجی را آماده کنم. این را که می گفت، دیگر کسی اصرار نمیکرد، می دانستند که از حرفش بر نمی گردد.[۲]

پانویس

  1. به رنگ صبح، ص۳۶
  2. تعبیر یک خواب ص 30
آخرین تغییر ‏۲ دی ۱۳۹۸، در ‏۲۰:۰۵